◌اُتاقِ ذهن
چقدر من این نونهای کارتونی رو دوست دارم و توی حسرتشون موندم
چقدر بابام چند دقیقه پیش خانواده تناردیه رو نفرین کرد(فقط اگه بینوایان رو دیده باشی میفهمی چرا)
◌اُتاقِ ذهن
چقدر من این نونهای کارتونی رو دوست دارم و توی حسرتشون موندم
یه نقاشی داشتم، از میزِ خوراکیِ کتابِ هایدیم نقاشی کرده بودم(برای بچگیمه)
دفتر رو پیدا کردم میفرستم
◌اُتاقِ ذهن
یه نقاشی داشتم، از میزِ خوراکیِ کتابِ هایدیم نقاشی کرده بودم(برای بچگیمه) دفتر رو پیدا کردم میفرستم
کاش یه پارچِ شیرِ کج و کوله توی دفتر نقاشی بودم
یعنی وقتایی که توی پیامم غلط املایی یا جابجایی حروف میبینم
دلم میخواد همون لحظه از زمین و زمان دیلیت اکانت کنم
کاش اتفاقهای بدِ زندگیم، بعد اینکه ناهار یا شامم رو خوردم اتفاق بیفته و غذا رو کوفتم نکنه.
◌اُتاقِ ذهن
+ مگه قرار نشد تمام روز رو به نبودنش فکر نکنی؟
- کار دیگهای ندارم... یعنی، حوصلهی کار دیگه رو ندارم.
[پادکست چارفصل-زمستان]