مصباح.؛☫
؛
توی کوچه پیرمردی رو دیدم
که روی زمینِ سرد خوابیده بود
سن و سالم کم بود
و چیزی برای کمک بهش نداشتم
اون شب رختخواب آزارم میداد
و خوابم نمیبرد از فکر پیرمرد؛
رختخوابم رو جمع کردم
و روی زمین سرد خوابیدم
می خواستم توی رنج
پیرمرد شریک باشم
اون شب سرما توی بدنم نفوذ کرد
و مریض شدم
اما روحم شفا پیدا کرد
چه مریضی لذت بخشی . .
•شهیدمصطفیچمران•
[مصباح|𝙈𝙞𝙨𝙗𝙖𝙝]
امـامخـامـنـهایرضواناللهعلیه:
عامل اصلی پیروزی، در صحنهبودن
مردم است؛ عامل در صحنه بودن
مردم، امید و اطمینان آنهاست.
#رهبر_شهید_انقلاب
@ M I S B A H
مصباح.؛☫
؛
سال ۱۳۵۹ بود. برنامهی بسیج
تا نیمه شب ادامه یافت.
دو ساعت مانده به اذان صبح،
کار بچهها تمام شد. ابراهیم
بچهها را جمع کرد. از خاطرات
کردستان تعریف میکرد. خاطراتش،
هم جالب بود هم خنده دار.
بچهها را تا اذان بیدار نگه داشت.
بچهها بعد از نماز جماعت صبح به
خانههایشان رفتند. ابراهیم به
مسئول بسیج گفت: اگر این
بچهها، همان ساعت میرفتند،
معلوم نبود برانماز بیدار میشدند
یا نه، شما یا کار بسیج را زود
تمام کنید یا بچهها را تا اذان صبح
نگه دارید که نمازشان قضا نشود.
•کتابسلامبرابراهیم•
[مصباح|𝙈𝙞𝙨𝙗𝙖𝙝]
امـامخـامـنـهایرضواناللهعلیه:
این ملّت و جوانان ما در صحنهاند. در هر میدانی که این ملّت احساس کرد که حضور او مورد نیاز کشور است، با همهی شور و شوق وارد شد.
#رهبر_شهید_انقلاب
@ M I S B A H