نمیخواهم این نشدنها را بپذیرم، حالا هرچقدر هم که بیشتر شوند! زندگی کردن میخواهم! این مرداب مدام دارد میشود وسیعتر، ذرهذره آب میشوم از درون، بغضی گیر کردهاست در گلوم و روزبهروز میشوم پیرتر. لحظات میروند بدونِ لحظهای دِرَنگ برایِ فرصتِ زندگی.
- خانومِماه ؛
چرا از زمستون متنفر باشم وقتی فرد مورد علاقهم اسفند به دنیا اومده؟
چرا از تابستون متنفر باشم وقتی فرد مورد علاقهم شهریور به دنیا اومده ؟