eitaa logo
مجهولات
242 دنبال‌کننده
2.5هزار عکس
741 ویدیو
20 فایل
آدم‌ها منظوری که تو فکر خودشون هست و مایل به شنیدنش هستن رو می‌شنون، نه لزوماً حرف تو رو. تأویل هستم و این‌جاام چنلیه که باهاش بیش از ۴ سال خاطره شیرین دارم =) شناس @ha_jafarii ناشناس https://daigo.ir/secret/192696131 محل save ناشناسا: @mjholat_gap
مشاهده در ایتا
دانلود
هدایت شده از خبر فوری سراسری
. ♨️ سخنگوی دولت: تصمیم بر این شد که امتحانات دانش‌آموزان منظم برگزار شود 🔹️عزای عمومی و موضوعات این‌چنینی خللی در برگزاری آزمون‌ها ایجاد نخواهد کرد. 📌 خبر فوری سراسری @fori_sarasari
بعدا تک‌تک وقایع این روزا رو با بغض و هیجان برای بچه‌هامون تعریف می‌کنیم :)✨
شما استرس می‌گیرید معده‌تون ری‌اکشن میده؟ من آپشنش رو کلیه‌هام نصبه.
هدایت شده از ماموریت مخفی⛓️
خداحافظ صابون سلام مشتق
- وای من چیکار کنم از دیروز واقعا حالم حالم خوب نیست تمرکز ندارم نمیتونم درسمو بخونم بدیش اینجا بود که دیروز اونهمه دعا کردیم و امید داشتیم یهو صبحش... خیلی بد شد💔 هر کار میکنم نمیتونم خودمو بزن به بیخیالی و درسمو بخونم + اگر بتونی گریه کنی عالیه.. من خودم یه کم اشک ریختم آروم‌تر شدم.. و چون کلا درک مرگ و نیستی برام به شدت سخته، تصور کردم الان تو‌ دوره‌ای هستیم که نزدیک ظهوریم و ان‌شاءالله یه روز همه این بنده‌های صالحی که پر کشیدن و قلبمون باهاشون رفتو تو لشکر امام زمان(عج) می‌بینیم و غمامون تموم میشه :,)❤️‍🩹 و این‌که اگر درصدی هم نگران آینده کشور هستی نباش. چون اصلش اون که ایران مملکت امام زمانه و هنوز سایه رهبر بالای سرمونه! فرعشم این که هنوز گزینه های خوب و مخلص برای ریاست جمهوری داریم تو کشور و این اتفاق قطعا باعث میشه بینش مردم تو انتخابات بالاتر بره و انتخاب درستی داشته باشن *ان‌شاءالله از لحاظ تمرکز..شاید منطقیش این باشه که بگم از گوشی و اخبار دور باش تا آروم بشی ولی چون خودم به شخصه اصلا این‌طور نیستم و این بدتر می‌کنه نگرانی و غصه‌مو، توصیه عمومی نمی‌کنم🤝 چون بهرحال الان استرس ما فقط آینده مملکت نیست که با ترک اخبار تموم بشه. ما غم عمیق‌تری داریم... در آخر امیدوارم خدا خودش به دل همه‌مون صبر بده ❤️‍🩹
- امتحان لغو شددددد + عمیقاً بخاطر شادی‌م از این قضیه -تو این شرایط- عذاب وجدان دارم ولی خب. کلیه‌امم داره شل می‌کنه الحمدالله.
- پنج شنبه هم لغوه؟؟؟؟ + تا آخر هفته کنکله✅
مغزم دو دقیقه یه بار: - نه حالا جدا دیگه رئیسی و امیرعبداللهیان نیستن؟! :)))
مجهولات
- وای من چیکار کنم از دیروز واقعا حالم حالم خوب نیست تمرکز ندارم نمیتونم درسمو بخونم بدیش اینجا بود
- میدونی اخه اقای رئیسی اصن یه بخشی از زندگی ما دهه هشتادیا بود خیلی تصورش سخته یاد اون روزای مناظره میفتم که بهش طعنه میزدن و حرص میخوردیم اون روزا که نمیتونستیم رای بدیم ولی دعا میکردیم رای بیاره اون روزایی که از ذوق رئیس جمهور شدنشون نمیدونستیم چیکار کنیم بعدش که ازش بد میگفتن و دفاع میکردیم اون وقتایی که ازش مطالبه داشتیم ولی ته دلمون قرص بود که رئیس جمهورمون انقلابیه و خادم امام رضاس همه اون روزا تو ذهنمه حس میکنم اقای رئیسی یه بخشی از زندگیم بوده خیلی سخته فک نکردن بهش + آرههه.. همش حق بود :) ما هم یه بار با رأی نیاوردنش ترکیدیم و هم بار بعد واسه رأی آوردنش همه تلاش‌مونو کردیم. حتی بعضا از مامان باباهامون بیش‌تر استرس و ذوق داشتیم. بعد سال ها نوبت ما شد و ریختیم تو خیابونا.. یه نفس راحت کشیدیم واسه جور شدن سه رأس این مثلث همسو با انقلاب و رهبری. حتی تو این انتخابات مجلس، دل‌مون قرص ترم شد! ولی قسمت نبود این دولت و مجلس با هم کار کنن... دقیقا، بیش‌تر از بقیه خدمات زیرساختی‌شو درک کردیم چون آثارش رسما برای نسل ما بود، و از همسو بودنش با رهبر حال‌مون خوب بود. حتی به شخصه بعد رهبری، اولین و شاید تنها کسی بود که عمیقاً دلم بهش قرص بود، و یکی از دلایلی که رفتن‌شو باور نمی‌کنم قطعاً همینه. ولی امیدوارم آدمایی که بعد اون رو کار میان‌ام جوری باشن که همون روحیه رو، ۲x تو این انتخابات از خودمون بروز بدیم. با این تفاوت که این بار خیلیامونم حق رأی داریم. خارج از نوبت :)! هر زخم عمیق‌تری که بهمون وارد میشه، بیش‌تر ثابت می‌کنه تو برهه خاصی از تاریخ هستیم و باید قوی‌تر باشیم.. نهایتا ام دلخوشیم به همون وعده‌ای که اول پیام قبل گفتم... بل احیاء...
مجهولات
- میدونی اخه اقای رئیسی اصن یه بخشی از زندگی ما دهه هشتادیا بود خیلی تصورش سخته یاد اون روزای مناظره
اصلا نظرت چیه تا مرز اورثینک بهش فکر کنیم امشب که مامان‌بزرگم اومد پیش‌مون تا با مامانم با هم گریه کنن تا تخلیه بشن، گفتم من نیاز دارم هیچ‌کس خونه نباشه، خودم باشم و تلویزیون هی این تیزرا رو ببینم، ببینم، ببینم، تا باورم شه و سیر گریه کنم و بلکه تموم شه. مامانم عاقل اندر سفیه نگاهم کرد ولی خب نیاز واقعیم همین بود.. وگرنه برام میشه مثل بابابزرگم که هنوزم با آوردن اسمش می‌تونم زار بزنم چون یه بار مثل آدم باور نکردم و اشک نریختم. البته شرکت تو تشییع جنازه‌ام خیلی موثره. خیلی تو باور، و آروم شدنه آدمو کمک می‌کنه...