eitaa logo
مجهولات
314 دنبال‌کننده
2.8هزار عکس
818 ویدیو
22 فایل
آدم‌ها منظوری که تو فکر خودشون هست و مایل به شنیدنش هستن رو می‌شنون، نه لزوماً حرف تو رو. تأویل هستم و این‌جاام چنلیه که باهاش بیش از ۴ سال خاطره شیرین دارم =) شناس @ha_jafarii ناشناس https://eitaa.com/mjholat/29486 محل save ناشناسا: @mjholat_gap
مشاهده در ایتا
دانلود
هدایت شده از ناشناسای مجهولاتم
📪 پیام جدید من که پشت کنکوری شدم یازدهم باید ایجاد سابقه کنم دوازهم هم ترمیم بزنم واقعا تو زبان گیر کردم.. بنظرتون لغت بخونم املا کار کنم گرامر نمونه سوال حل کنم میشه نمره بالایی گرفت من واقعا پاییم ضعیفه ولی خب دارم سعی میکنم بخونم همین کتاب یازدهم و دوازهم هر 0ب برای سال های قبلی بود مرور کنم نمیدونم کافیست میده یا نه هعی 🤧🤕💔
مجهولات
📪 پیام جدید من که پشت کنکوری شدم یازدهم باید ایجاد سابقه کنم دوازهم هم ترمیم بزنم واقعا تو زبان گیر
ببین زبانو تو الان فقط لغات حفظ کن.. بشین لغات کتابو در بیار و بنویس و روزی دو سه تا حفظ کن، جدا معتقدم واسه گرامر یه ماه، یا یه هفته آخرم وقت بزاری کار در میاد😂✨ گرامر یازدهم هیچی نیس، هیچ پیش نیاز جدی ای ام نداره اگر جزوه خوب پیدا کنی و میتونی فیلمم ببینی.. همایشای رایگان جمع بندی زبان نهایی هستن تو نت.. راحت اوکی میشی✨ بعد فقط باید تا میتونی نمونه سوال حل کنی که قلقش بیاد دستت🤝 پس بازم به نظرم الان تمرکزتو بزار روی لغت حفظ کردن، برا اون از الان نگران نباش. من متاسفانه جزوه‌های معلم‌مونو ریختم دور، اگر جزوه خوب دیدم برات می‌فرستم. ولی نشدم فیلما جوابه الحمدالله تو یازدهم رایتینگ جدی نداریم مثل دوازدهم برای لیسنینگ هم اولا عادت به آهنگ یا سریال با زیرنویس اگه داشته باشی که دیگه اصن تمرین نمیخواد😂 اگر نه هم همون هفته یا ماه آخر سه چهارتا لیسنینگ تمرینی بری راحت میاد دستت
هدایت شده از ناشناسای مجهولاتم
📪 پیام جدید سلام خوبی من همونم که دانشگاه میبد قبول شده بودم خواستم تشکر کنم بابت کمک هات و دعا هات مشکلم حل شد شنبه رفتیم دنبال کار های ثبت نام غیر حضوری ۷ صبح از خونه رفتیم و ساعت ۹ شب برگشتیم درسته خیلی سخت بود ولی خداروشکر درست شد بعدش هم دیروز رفتیم حضوری ثبت نام کردید بازم ممنون ❤️❤️❤️
مجهولات
📪 پیام جدید سلام خوبی من همونم که دانشگاه میبد قبول شده بودم خواستم تشکر کنم بابت کمک هات و دعا ها
سلاااام الحمدالله😍🫂 ان‌شاءالله بهترینا برات رقم بخوره و موفق بشی. بزودی کارای انتقالی و.. تم‌ درست بشه 🥲✨
7.6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
من قربونِ حیدرِ کرار بشم :)))))
هدایت شده از -فٰارِج⁴¹⁷!
یه این پستو فور بزن بازی‌مون نشه؟😁 فور بزنید یه بیت از شعرایی که خودم گفتم رو با توجه به حس و حال کانالتون، تقدیمتون کنم🚶‍♂
هدایت شده از -فٰارِج⁴¹⁷!
و هر کسی که گرفتار عشق شد قطعا سروده شعر به طبع لطیف دلتنگی... تقدیم به شاعر جان @mjholat
آزمایشگاه شیمی😀⚗
مجهولات
#رمان_نسل_سوخته #قسمت_هشتاد و دوم: شرافت تمام وجودش می لرزید ... ـ پیداش کردیم ... یه دختر بود .
و سوم: فصل عقرب شب، تمام مدت حرف های آقا مهدی توی گوشم تکرار می شد ... و یه سوال ... چرا همه این چیزهایی که توی ده روز دیدم و شنیدم ... در حال فراموش شدنه؟ ... ما مردم فوق العاده ای داشتیم که در اوج سختی ها و مشکالت ... فراتر از یک قهرمان بودند ... و اون حس بهم می گفت ... هنوز هم مردم ما ... انسان های بزرگی هستند ... اما این سوال، تمام ذهنم رو به خودش مشغول کرده بود ... صادق که از اول شب خوابش برده بود ... آقا مهدی هم چند ساعتی بود که خوابش برده بود ... آقا رسول هم ... اما من خوابم نمی برد ... می خواستم شیشه ماشین رو بکشم پایین ... که یهو آقا رسول چرخید عقب ... ـ اینجا فصل عقرب داره ... نمی دونم توی اون منطقه هستیم یا نه ... شیشه رو بده بالا ... هر چند فصلش نیست اما غیر از فصلش هم عقرب زیاده ... فکر کردم شوخی می کنه ... توی این مدت، زیاد من و صادق رو گذاشته بودن سر کار ... - اذیت نکنید ... فصل عقرب دیگه چیه؟ ... ـ یه وقت هایی از سال که از زمین، عقرب می جوشه ... شب می خوابیدیم، نصف شب از حرکت یه چیزی توی لباست بیدار می شدی ... الی موهات ... روی دست یا صورتت ... وسط جنگ و درگیری ... عقرب ها هم حسابی از خجالت مون در می اومدن ... یکی از بچه ها خیز رفت ... بلند نشد ... فکر کردیم ترکش خورده ... رفتیم سمتش ... عقرب زده بود توی گردنش ... پیشنهاد می کنم نمازت رو هم توی ماشین بخونی ... شیشه رو دادم بالا و سرم رو تکیه دادم به پنجره ماشین ... و دوباره سکوت، همه جا رو فرا گرفت ... شب عجیبی بود ... @mjholat