وای یوتیوب خیلی جذابه
نیاز به یک هفته آنتراک بدون هیچ دغدغه ای
و نت بینهایت دارم
که فقط یوتیوب یوتیوب یوتیوب
مجهولات
وای یوتیوب خیلی جذابه نیاز به یک هفته آنتراک بدون هیچ دغدغه ای و نت بینهایت دارم که فقط یوتیوب یوتی
خیلی سخته از اونهمه فیلم جذاب دل بکنم آموزش ریاضی 1 ببینم🦦
مجهولات
#رمان_نسل_سوخته قسمت صد و شصتم: حرف هایی برای گفتن برنامه شروع شد ... افراد، یکی یکی، میکروفون های
#رمان_نسل_سوخته
قسمت صد و شصت و یکم: ایده های خام
بدجور جا خورده بودم ... توی اون شرایط ... وسط حرف یه نفر دیگه ...
ناخودآگاه چشمم توی جمع چرخید برگشت روی آقای مرتضوی ... نیم خیز شدم و
دکمه میکروفون رو زدم ...
- نه حاج آقا ... از محضر بزرگان استفاده می کنیم ...با لبخند خاصی بهم خیره شد ... انگار نه انگار، اونجا پر از آدم بود ... نشست بود ... عادی
و خودمونی ...
- پس یه ساعته اون پشت داری چی می نویسی؟ ...
مکث کوتاهی کرد ...
- چشم هات داد می زنه توی سرت غوغاست ... می خوام بشنوم به چی فکر می کنی؟ ...
دوباره نگاهم توی جمع چرخید ... هر چند، هنوز برای حرف زدن نوبت من نشده بود
... با یه حرکت به چرخ ها، صندلی رو کشیدم جلو ...
- بسم اهلل الرحمن الرحیم ...
با عرض پوزش از جمع ... مطالبی رو که دوستان مطرح می کنن عموما تکرارایه ...
مشکالتی که وجود داره و نقد موارد مختلف ... بعد از 3 ،4 نفر اول ... مطلب جدید دیگه
ای اضافه نشد ... قطعا همه در جریان این مشکالت و موارد هستند و اگر هم نبودن
الان دیگه در جریانن ... برای این نشست ها، وقت و هزینه صرف شده ... و ما در قبال
ثانیه هاش مسئولیم و باید اون دنیا جواب بدیم ... پیشنهاد می کنم به جای تکرار
مکررات ... به راهکار فکر کنیم ... و روی شیوه های حل مشکالت بحث کنیم ... تا به
نتیجه برسیم ...
سالن، سکوت مطلق بود ... که آقای مرتضوی، سکوت رو شکست ...
- خوب خودت شروع کن ... هر کی پیشنهاد میده ... خودش باید اولین نفر باشه ... اون
پشت، چی می نوشتی؟ ...کمی خودم رو روی صندلی جا به جا کردم ...
- هنوز خیلی خامه ... باید روشون کار کنم ...
- اشکال نداره ... بگو همین جا روش کار می کنیم ... خودمون واست می پزیمش ...
ناخودآگاه از حالت جمله اش خنده ام گرفت ... بسم اهلل گفتم و شروع کردم ... مشکالت
و نقدها رو دسته بندی کرده بودم ... بر همون اساس جلو می رفتم ... و پشت سر هر
کدوم ... پیشنهادات و راهکارها رو ارائه می دادم ...
چند دقیقه بعد، حالت جمع عوض شده بود ... بعضی ها تهاجمی به نظراتم حمله می
کردن ... یه عده با نگاه نقد برخورد می کردند و خالهاش رو می گفتن ... یه عده هم
برای رفع نواقص اونها، پیشنهاد می دادن ...
و آقای مرتضوی ... در حال نوشتن حرف های جمع بود ...
اعالم زمان استراحت و اذان ظهر که شد ... حس می کردم از یه جنگ فرسایشی برگشتم
... کامال له شده بودم ... اما تمام اون ثانیه های سخت، ارزشش رو داشت ...
@mjholat
انتگرالایی که آورده بود دقیقا همینا بودن و از هر کدوم سه تا مسئله حل کرده بودم و خیالم ازش راحت بود
ولی نتونستم بنویسم:)))))
مغزم دیلیت کرد
دقیقا همینطور 🚮
فرمولشو انداخت آشغالی و من بدون فرمول مثل سرباز بدون سلاح شدم.
جنگیدن بلد بودم اما کاری از دستم برنمیومد:)💔
بالاخره ساده وند منو رسوند به مرحله چیپ بازیایی که حالم ازش به هم میخوره و جلوی دوستام زدم زیر گریه و گفتم من به ازای هر سوال این کوئیز 4 ساعت درس خونده بودم ولی برگمو سفید تحویل دادم!
https://eitaa.com/vay_oo
هر سال عین سال اول از دی ماهی بودنت تعجب میکنم 😔😂💘
تولدت مبارک خاکی ترین و بامزه ترین دی ماهی ای که دیدم😀✨
بچه هایی که صفرِ صفرید و از الان یا حتی بعد امتحانات دی ماه میخواید برید سراغ کنکور و فکر میکنید نمیشه و راهش چیه اصن و اینا..
پيشنهاد میکنم فیلمای سونیا رو ببینید خیلی جوابه خصوصا اگه رشته تون تجربیه✨
https://youtu.be/JCd_qvUHG5U?si=5b9zRo3F2I4S4eq7
البته من یکی دو تا ویدئو اولشو دیدم و همونام به دردتون میخوره خیلی تو بحرش نرید🦦