eitaa logo
مجهولات
316 دنبال‌کننده
2.8هزار عکس
817 ویدیو
22 فایل
آدم‌ها منظوری که تو فکر خودشون هست و مایل به شنیدنش هستن رو می‌شنون، نه لزوماً حرف تو رو. تأویل هستم و این‌جاام چنلیه که باهاش بیش از ۴ سال خاطره شیرین دارم =) شناس @ha_jafarii ناشناس https://eitaa.com/mjholat/29486 محل save ناشناسا: @mjholat_gap
مشاهده در ایتا
دانلود
یه بازه‌ای همه داشتن می‌رفتن مشهد، الان همه دارن میرن کربلا منم نشستم اینجا حرصِ وضعیت مملکتو میخورم
وقتی می‌برنم بازار ولی خرید برا من نیست واقعا افسرده و وحشی میشم.
مجهولات
💚داستان کوتاهِ #عیدی ✍🏻: ح.جعفری [پرده‌یِ دوم] ديگر گریه‌های مادر بند نمی‌آم
💚داستان کوتاهِ ✍🏻: ح.جعفری [پرده‌یِ آخر] هنوز چشمانش صفحه گوشی را درست نمی‌دید. تماس را وصل کرد و با صدای گرفته بله گفت.. صدای شیخ حسین در گوشش پیچید: - حاج آقا چشمت روشن.. همین الان خانواده مقتول اومدن دم در خونه ما و گفتن دارن میرن کلانتری رضایت بدن! امام حسین عیدی‌تو دادا.. سریع خودتو برسون بریم کلانتری! یاعلی! حاج آقا صدای منو میشنوی؟ حاجی جان؟ حتی نتوانست کلمه‌ای صحبت کند.. چشمانش از حیرت باز مانده بود و صحنه‌ای که در رویا دید، جای تصویر ضریح پیش رویش نقش بست.. نفهمید چطور سلامِ خداحافظی را داد و تا خانه رسید... اما این ذکر از لبش نمی‌افتاد.. - السلام علی‌الحسین و علی علی ابن الحسین‌‌‌... *** پسرک ۱۰ ساله شربت ها را توی لیوان می‌ریخت و دختر ۵،۶ ساله، کیک یزدی ها را تعارف می‌کرد. صدای مولودی، از بلندگوهای موکب شنيده می‌شد. محمد داشت قالب یخ دیگری در قابلمه بزرگ شربت می‌انداخت که دخترکش با ذوق گفت: - بابایی! مامان الهام اومده! الهام با لبخندی برایش دست تکان داد. محمد فورا سمتش رفت که بعد از سلام، یک قابلمه برنج و خورش را روبه رویش گذاشت. - اینم ناهار شما و آقاجون و بچه‌ها! محمد لبخند گرمی زد و گفت: - این موکب شده نذر هرساله آقاجونم و خانوادهٔ اون خدابیامرز، این ناهار موکب دارا ام ظاهرا شده نذر هر ساله شما! دستت درد نکنه! اتفاقا آقاجون پیش پات رفت حرم برای نماز.. الهام با لبخند گرمی خداحافظی کرد و او هم سمت حرم رفت. بالای ایوان آینه، روی پارچه سبزی با خط خوش نوشته بود: - ولادت علی ابن الحسین، حضرت علی اکبر (س) مبارک باد @mjholat
خدایا ممنون ازت بابت آرامش امشب ببخشید که امروز بخاطر حال بدم حال چندتا از بنده‌هاتو بد کردم و.. لطفا تو روزای پیش‌رو برام اون چیزایی که صلاحمه رو به بهترین شکل رقم بزن
قم، مرکز انقلاب است
حسین(ع) نگاهی به آسمانِ لیل انداخت و پیشاپیش دلش برای لیلایش بی‌تاب شد. فردا موعدش بود‌. زمان این‌که پسرش پا به این دنیا بگذارد‌. پسری که قرار بود برای اولین بار پس از علی‌ابن‌ابی‌طالب، نام او را زنده کند! ستاره‌ها امشب جور دیگری چشمک می‌زدند.. انگار ستاره نبودند.. ملائک بودند که در آسمان به وفور پراکنده شده بودند تا از این جشن غافل نمانند. فطرس میان‌دار شده بود و می‌گفت: - هر کس هنگام ولادت حسین(ع) حاجتش را نگرفت، حالا به زمین برود که یقینا حضرتِ وفی، شب میلاد اول پسرش سراسر عرش را عیدی می‌دهد..! بالاخره آن شب فردا شد و علیِ اکبر، پا به جهان گذاشت‌. امام، مهمانی ولیمه مفصلی تدارک دیدند و علی، مثل تمام بچه‌ها، دست به دست شد و هر کس از دیگری پرسید: - به کی رفته و به چه کسی شبیه است؟ و همه یک پاسخ دادند! - جدّش پیامبر... حسین جمعیت را کنار زد و فرزندش را از روی زمین برداشت و در آغوش گرفت. تن کوچک علی‌اش را به سینه فشرد و زمزمه کرد: - علیِ من! همین جماعتی که حالا برای تبریک دورت حلقه زده‌اند، روز عاشورا گردت می‌آیند و به جرم همین نام، تن رشیدت را ارباً اربا می‌کنند.. آن‌قدر که نمی‌دانم تکه‌هایش به اندازه همین قنداقه هم می‌شود که در آغوش بگیرم یا نه؟ و در تمام عرش صیحه‌ای پیچید که: - السلام علی الحسین و علی علی ابن الحسین...💚 ولادت جوان رشید کربلا، حضرت علیِ اکبر (ع) و روز جوان مبارک🌱 | @mjholat
امروز روزِ جوانه پس روز هرکی امسال شمع ۱۸ سالگی به بعدشو فوت کرد مبارک 💙
مجهولات
امروز روزِ جوانه پس روز هرکی امسال شمع ۱۸ سالگی به بعدشو فوت کرد مبارک 💙
دوستان دیگه نهایتا متولدين ۸۵ اونایی که متولد ۸۶ان، و عضو قبیله "سال تولد اونیه که توشی نه اونی که تموم شده"، اونا تا ابد بچه حساب میشن چه برسه به جوان🙏
مجهولات
امروز به خودم گفتم دختر دو هفته فرجه‌ات تموم شد و هیچ‌ بی‌کاری خاصی نکردی! بعد تصمیم گرفتم یه کار غی
بچه‌ها بچه‌ها من واااقعا باید راجع به احساسم دربارش الان با یکی که قبلا دیده باشه صحبت کنم پس لطفا اگر قبلا دیدیدش بیاید پیوی من چون دارم منفجر میشم 😭😂💘
الإمامُ عليٌّ عليه السلام : خِيارُ خِصالِ النِّساءِ شِرارُخِصالِ الرِّجالِ : الزَّهوُ ، والجُبنُ ، والبُخلُ ؛ فإذا كانتِ المَرأةُ مَزهُوَّةً لَم تُمَكِّنْ مِن نَفسِها ، وإذا كانت بَخيلَةً حَفِظَت مالَها ومالَ بَعلِها ، وإذا كانت جَبانَةً فَرِقَت مِن كُلِّ شَيءٍ يَعرِضُ لَها . حديث امام على عليه السلام : بهترين خصلت هاى زنان، بدترين خصلت هاى مردان است: غرور، ترسويى و بخل؛ زيرا زن هرگاه مغرور باشد خودش را در اختيار [نامحرم]نمى گذارد. هرگاه بخيل باشد مال خود و شوهرش را نگه مى دارد و هرگاه ترسو باشد از هر چيزى كه برايش پيش آيد (مايه بد نامى باشد) وحشت مى كند.