eitaa logo
مجهولات
318 دنبال‌کننده
2.8هزار عکس
820 ویدیو
23 فایل
آدم‌ها منظوری که تو فکر خودشون هست و مایل به شنیدنش هستن رو می‌شنون، نه لزوماً حرف تو رو. تأویل هستم و این‌جاام چنلیه که باهاش بیش از ۴ سال خاطره شیرین دارم =) شناس @ha_jafarii ناشناس https://eitaa.com/mjholat/29486 محل save ناشناسا: @mjholat_gap
مشاهده در ایتا
دانلود
هدایت شده از محکوم
و به بیماری شروع نکردن
تصمیم گرفتم با یه اقدام کوچیک کمک بزرگی به سلامت روان و کم کردن نشخوار فکری‌م بکنم، قبل از گفتن هر حرف این ۳ سوال رو خیلی سریع از خودم بپرسم؛ چرا داری این حرف‌و به این جمع میگی؟ ۱-۱۵دقیقه بعد چه حسی داری از گفتنش؟ (معمولا مثبته) ۱ساعت-۱روز بعد چی؟ (معمولا بازه سیاه پشیمونی و نشخوار فکریه) حالا لازمه، و می‌ارزه که بگی‌ش یا نه؟
هدایت شده از -عُلّیه-
در میان قلب خود یک صحن زیبا می‌کشم ده رواق و گنبدی از جنس مینا می‌کشم آینه کاری شده دیوارها شکر خدا تا فراز آسمان دیوارها را می‌کشم کفشداری‌های اینجا عطر باران می‌دهند خاک پای زائران از جنس طوبی می‌کشم چایخانه دایر است و زائران مهمان تو زعفران و چایی گیلان و خرما می‌کشم می‌رسم خسته به صحن جامع صادق و باز رودهای اشک خود را پیش دریا می‌کشم حوزه‌ی علمیه‌ای نزدیک صحنت ساختم عصرها در پای درس تو مسیحا می‌کشم فیلسوفان با اشارات تو قربان می‌شوند عالمان را گوشه‌ای غرق تماشا می‌کشم قال صادق اعتبار و عزت ما شیعه‌هاست نام تو فریاد من، بهر تولیٰ می‌کشم گاه گاهی که دلم تنگ زیارت می‌شود در میان قلب خود یک صحن زیبا می‌کشم پ.ن: ممنون میشم کپی نکنید ✍🏻زهرا رجبی @ollieh417
مجهولات
در میان قلب خود یک صحن زیبا می‌کشم ده رواق و گنبدی از جنس مینا می‌کشم آینه کاری شده دیوارها شکر خدا
شعرای آئینی زهرا خیلی خیلی قشنگ‌ان:)))) انگار از عمق قلب بیرون اومدن و در قالب "شعر" مسحور کننده‌ان عمیقا به این تواناییش غبطه می‌خورم و ماشاءالله 🥲
هدایت شده از مجهولات
910.4K حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
شهید مهدی زین‌الدین: هر گاه در شب جمعه شهدا را یاد کنید، آنها شما را نزد اباعبدالله یاد می‌کنند.
قلب
ساعت گوشیم ۵.۵ صبح زنگ خورد و علی‌رغم تمام خستگیم بلند شدم لبخندو ببینم ولی آسمون دقیقا در همین وضعیت بود😐
🤝
آره بچه‌ها جون. دنیا کوچیکه. الان دیدم یکی از بچه‌های کلاس خیاطی ۳سال پیش اینجا عضو شده و یه مقدار معذب شدم. هرچند قطعا من‌و‌ یادش نیست ديگه چون منم اون‌و یادم نیست، چون شمارشو سیو داشتم و تو پیوی برام الگو فرستاده بود شناختم. برای خودمم یه لحظه عجیب بود که قبلا کلاس خیاطی می‌رفتم و الگو می‌کشیدم. اون بخش از زندگیم‌ رو تقریبا فراموش کرده بودم و خوش‌حالم یادآوری شد!