eitaa logo
مجهولات
318 دنبال‌کننده
2.8هزار عکس
820 ویدیو
23 فایل
آدم‌ها منظوری که تو فکر خودشون هست و مایل به شنیدنش هستن رو می‌شنون، نه لزوماً حرف تو رو. تأویل هستم و این‌جاام چنلیه که باهاش بیش از ۴ سال خاطره شیرین دارم =) شناس @ha_jafarii ناشناس https://eitaa.com/mjholat/29486 محل save ناشناسا: @mjholat_gap
مشاهده در ایتا
دانلود
هدایت شده از هیمآ...♡
دلم برای پسرا میسوزه که هیچوقت لذت رسیدگی به موهاشون بعد از حموم و ریختن موهاشون دور گردن و بازوهاشون در حالی که موهاشون بوی بهشت میده رو حس نمیکنن.
داشتم "ساقی بیا"ی همایون شجریان‌و‌ گوش می‌دادم، بعد خوشم اومد و دیدم کوتاهم هست، گفتم بزارم آهنگ زنگ. یهو با خودم گفتم وا چه معنی داره یکی داد بزنه سااااقی بیا و منم مث اسب بدوعم سمتش؟:) کجام ساقیه؟ من نهایتا دلقک بیا باشم 😔😂
Homayoun Shajaryanhomayoun_shajaryan_koli.mp3
زمان: حجم: 12.7M
شادی چرا رمیده؟ آتش چرا فسرده؟!🍂
آه بشر؛ بشریت دو پای دو گوش دو چشم یک دهان؛ چگونه این‌قدر قضاوت می‌کنی و دل می‌شکنی و اتهام می‌زنی ‌و دورویی می‌ورزی و نامهربانی می‌کنی چنان که گویی کسی دل ندارد و آبرو ندارد و تو، وجدان نداری‌ و آخرتی نیز نیست؟!
یکی تینیجرهای مذهبی سوپرشیعه ایتا رو از برق بکشه
من واقعا نمی‌تونم این‌ کتاب‌و بخونم و نمی‌فهمم با چه عقلی کتاب صوتی‌شو قبول کردم:)))) نصف صوت دارم جیغ می‌زنم و کات میدم برای تدوینش پدرم در میاد 💘
این‌قدر مصائب و مسائل زیاد و فشرده و پیچیده شده که دیگه نمیخوام به هیچی ری‌اکشن بدم. فقط دلم میخواد با یه کشتی از این فضا دور شم. کشتیِ فضایی. کلا از این سیاره برم.
چه جالب تا حالا به فرق پارکینسون و هانتینگتون دقت نکرده بودم
هدایت شده از درنای کاغذی
_ _ _
3.2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
هشدار! این کلیپ باعث می‌شود بخواهید همین الان "زن"ِ مردی شوید:)
ساعت ۲ شبِ یکشنبه بوی خاکِ بارون خورده همراه یه نسیم مرطوب از لای پنجره باز و از زیر پرده می‌خزه تو اتاق. چندتا از خاطرات گذشته رو شخم زدم‌. دیشبی تصمیم گرفتم حالا که آروم‌تر شدم و کنار اومدم، خاطرات نیم‌سال دوم ۴۰۳ که برام ۶سال گذشت رو بنویسم و از همون دیشب که شخم زدن رو شروع کردم، دوباره یه خواب پرت و پلا خواب‌مو به هم زد. ولی این‌بار دیگه ازش ناراحت نشدم. دلم براشون تنگ شده بود. کابوسا، و آدمای توش:)! اضطراب‌هام مثل همیشه سر جاشونن ولی من دیگه دارم یاد می‌گیرم خودم‌و بیش‌‌تر دوس داشته باشم و نزارم ببلعم‌ان! طاهر قریشی داره می‌خونه: بهار من گذشته شاید..؟ ولی نه. بهار من نگذشته:) من الان خودِ بهارم... آخرین روزای دهه دوم زندگیم رو زندگی می‌کنم با کلی آرزو، هدف، رفیقای خوب، خاطرات دوست‌داشتنی، با کلی نشونه برای ادامه مسیر. با کلی تجربه که ریشه‌هامو تو این خاک قوی‌تر کرده. پس بهارِ من تازه رسیده شاید؟ شاید یه روزایی ابری و بارونی باشه و طوفاناش چنتاام کشته بده، ولی هنوز بهارِ منه! اصلا بهارِ من همینه! قراره تو همین طوفانا شکوفه بشم...
مجهولات
بیخیال بزار بمونه برای تأویل ۱۹ ساله .
راستی داشت یادم می‌رفت اینارو بخونم