آفرید، چون اون خدایی که خود آدمم آفریده بود میدونست مخلوقش نیازمند یه از فرداست... یه از صبح شنبه... یه از اول تابستون... و کلی یه از دیگه که شروع کنه!
دروغ بود تموم نامه ها...
دروغ بود سلام کوفیا...
شبونه میخونه زیر لب...
دروغ بود پسرعمو نیا..💔
سر نَفسم را بریدم، پای هوسم را قطع کردم، دست گدایی را کوتاه کردم و قناعت ورزیدم تا اگرچه کم، چشمم به سفره خودم باشد، زبانی که به ذکر غیر خدا باز شد چیدم، چشمی که به حرام باز شد بستم، گوشی که غیبت شنید کر کردم، مغزی که پر از افکار حرام بود منهل کردم؛ حالا فقط من ماندم و یک دل.. آنهم میدم برای تو، مراقبش باش که اگر تمام اعضایم هم غرق گناه باشند دلم هنوز حرم خداست..!
#hj_text
#stop!
کلنش بگم...
خوب نیس شبارو تا نصفه تو مجازی بیدارید، نماز صبح رو که انشاءالله میخونید ولی درک بین الطلوعین هم خودش لیاقت میخواد!
شب هر وقت خوابیدید بعد از نماز صبح تا طلوع آفتاب بیدار بمونید، موقع طلوع پاشید یه کش و قوسی به دست و پا و کمر بدید، جلو آیینه تمرینات ورزشی، بعد موهارو شونه کنید، بعد دو صفحه قرآن بخونید(منظم نه ها.. از وسط قرآن تفعل طور باز کنید آیه ای که میاد تا آخر شب حالتونو خوب میکنه:) ) بعد کتری بزارید یه چایی قند پهلو برای خودتون بریزید و با دو لقمه پنیر و انگور نوش جان که شد یه ۴۰،۵۰ صفحه کتاب بخونید تا خانواده بیدار بشن و بعد روز جدید رو شروع کنید!
از اونطرفم یازده و نیم، دوازده یه قیلوله بزنید و سرحال ادامه بدید..!
خیلی اراده میخواد ولی میشه😂✨