روزای پرشکوه نقاهت بیماریام برا من حکم همینو داشت.
الان دوباره برگشتم به دغدغههای کثافت روزمره.
مجهولات
روزای پرشکوه نقاهت بیماریام برا من حکم همینو داشت. الان دوباره برگشتم به دغدغههای کثافت روزمره.
تعامل با خانواده
ادامه چله
دورههام
امتحانام
پیدا کردن کار
تنظیم ساعت خواب
کات کردن با آدما
مامانم تمام زندگیمو داره میشوره
خودم و تمام اجزای اتاقمو و هر چیزی که من بهش مربوطم
تا قبل اونکه برم حمام همه ظرفایی که توش چیز میخوردمم میشست
یا هر چیز خیسی که به من میخورد
دیگه دارم فکر میکنم کافر حربی ام.
یه پیج فن این بنده خدا پیدا کردم😂
از بین همهی پستای سماش این دو تا رو دوس داشتم🤝
هدایت شده از مجهولات
910.4K حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
شهید مهدی زینالدین:
هر گاه در شب جمعه شهدا را یاد کنید،
آنها شما را نزد اباعبدالله یاد میکنند.
مجهولات
جهت فرار از آشفتگیهای این چند روز دو قسمت "انولا هلمز" رو دیدم به پیشنهاد شما. و برای من خیلی دوست
این ترکیب اولین و آخرین موردی بودن که باعث شد یه پسر بیعرضه احساساتی بدونریش برام جذاب شه😭😂
هنوزم دارم کشف میکنم چی بود که جالبش کرد..
و برخلاف اینکه دختره خیلی مستقل و توانمندتر از پسره بود، نقش پسره تو موفقیت و حال خوبش پررنگ بود
خلاصه از معدود کاپلایی بودن که خیلی ذوق کردم براشون😔😂✨
کلااش انولاهلمز و مامانش، خیلی من و یاد خودم و مامانم انداختن. در واقع ورژن حماسی و سینماییمون احتمالا همینجور چیزی میشد.