مجهولات
الحمدلله!
دیدم قلب یه مقدار بیمعناست
اونم برا من!
گفتم مثلا بیایم و به ازای هر روزی که گذرونیم به صحت، و فردایی که پیش رو خواهیم داشت؛ این ساعت قرار بزاریم و بگیم خدایا شکرت 🤍
مجهولات
یک آن شد این عاشق شدن؛ دنیا همان یک لحظه بود...
علیرضا قربانی.4_5945144574946056278.mp3
زمان:
حجم:
6.7M
به جان میجویمت جانا!
کجایی؟!
هدایت شده از مجهولات
910.4K حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
شهید مهدی زینالدین:
هر گاه در شب جمعه شهدا را یاد کنید،
آنها شما را نزد اباعبدالله یاد میکنند.
هدایت شده از ناشناسای مجهولاتم
📪 پیام جدید
https://eitaa.com/mjholat/27580
قرارمون الحمدلله بود که
#پاسخ
عه ممنون عجلهای فرستادم یادم رفت 🙂😂
مثل سگ جان داد
« پیغمبر اکرم ایستاده بودند یک کسى را که حد رجمِ زنا را بر او جارى میکردند، میدیدند؛ بعضىها هم ایستاده بودند؛ دو نفر با همدیگر حرف میزدند؛ یکى به یکى دیگر گفت که مثل سگ تمام کرد و جان داد - یک همچین تعبیرى - بعد پیغمبر به سمت منزل یا مسجد راه افتادند و این دو نفر هم همراه پیغمبر بودند. توى راه که میرفتند، رسیدند به یک جیفهى مردارى - به یک مردارى، حالا جسد سگى بود، درازگوشى بود، هر چى بود - که مرده بود و آنجا افتاده بود. پیغمبر به این دو نفر رو کردند و گفتند: گاز بگیرید و یک مقدارى از این میل کنید. گفتند: یا رسولاللَّه! ما را تعارف به مردار میکنید؟! فرمود: آن کارى که با آن برادرتان کردید، از این گاز زدن به این مردار بدتر بود. حالا آن برادر کى بوده؟ برادرى که زناى محصنه کرده بوده و رجم شده و اینها دربارهاش آن دو جمله را گفتهاند و پیغمبر اینجور ملامتشان میکند!
اینجور نیست که ما چون مجاهدیم، چون انقلابى هستیم...
زیادتر نگوئید از آنچه که هست، از آنچه که باید و شاید. منصف باشیم؛ عادل باشیم. اینها آن وظائف ماست. اینجور نیست که ما چون مجاهدیم، چون مبارزیم، چون انقلابى هستیم، بنابراین هر کسى که از ما یک ذره - به خیال ما و با تشخیص ما - کمتر است، حق داریم که دربارهاش هر چى که میتوانیم بگوئیم؛ نه، اینجورى نیست.»
(مقام معظم رهبری - ۸۹/۴/۲)
✍️ مهدی کوچک
🇵🇸 @Roshangari_ir