eitaa logo
مجهولات
315 دنبال‌کننده
2.8هزار عکس
818 ویدیو
22 فایل
آدم‌ها منظوری که تو فکر خودشون هست و مایل به شنیدنش هستن رو می‌شنون، نه لزوماً حرف تو رو. تأویل هستم و این‌جاام چنلیه که باهاش بیش از ۴ سال خاطره شیرین دارم =) شناس @ha_jafarii ناشناس https://eitaa.com/mjholat/29486 محل save ناشناسا: @mjholat_gap
مشاهده در ایتا
دانلود
مجهولات
امشب محل مقتل شهدای پردیسان هم رفتیم ولی عکساش تو گوشی مامانمه که خوابیده پس بماند تا فردا. ولی حس
۲ تا خونه پودر شده بود و ۲ تای دیگه هم فقط اسکلت مونده بود جسد یه دختربچه تو ساختمون دست راستی پرتاب و پیدا شده که اول فکر کردن عروسکه:)!
مجهولات
https://eitaa.com/canyouhelpme_ir/3 دیری دی دین🤞🏻 واقعیت میخوام برا این کانال با عیدیام و پس‌اندازام
بچه‌ها این‌جا پیام میذارید باید آیدی یا لینک بدید که ملت همونجا جوابتونو بدن😂
نمیدونم‌ فقط منم به انلاین نبودن حمیده عادت ندارم یا شمام مثل منید؟ 🩵
الحمدالله!
مجهولات
نمیدونم‌ فقط منم به انلاین نبودن حمیده عادت ندارم یا شمام مثل منید؟ 🩵
این خیلی "قند در دل آب کنه" که نبودنت برا یکی مشهود باشه:)))💕
امشب مجدد رفتیم این‌جا و راوی حضور داشت قصد دارم هر چیزی تو ذهنم مونده رو با وجود تمام قصورش براتون تعریف کنم:)
[ ] این زاویه پشت کوچه محل اصابت محسوب میشه. ۲ تا خونه بطور کامل پودر شدن و دو خونه کناری و روبرویی‌شون هم تخریب جدی و شهید داشتن! همون‌طور که می‌بینید، منطقه کاملا و تماما مسکونی هست... یک کوچه پر از خونه افراد عادی و مدرسه و... یکی از خونه‌ها (گویا هدف اصلی حمله) منزل شهید مهدی بوده. همسرشون هم خانم پیروزه، استاد جامعه‌‌الزهرا بودن. یکی از طبقات پدر و مادر شهید مهدی بودن، که حاج‌آقا مهدی، پدرشون، معروف به پدر کل محله بوده! فعال و مشکل‌گشای خلق... یکی دیگه از طبقات یک مستاجر آقای مهدی بوده که از پناهندگان سوریه‌ای بودن! اون‌ها هم با کوچولوهاشون پر پر میشن... خونه کناری منزل حاج‌آقایی بوده که رئیس بانک بودن و با حاج خانمشون و ۲ تا بچه تو خونه‌ای که خودشون ساخته بودن زندگی می‌کردن. بعد انفجار پیکر پدر و مادر به بیرون خونه پرت میشه و با جراحات شدید زنده می‌مونن، اما دو فرزندشون شهید میشن :) از ساختمون روبرو که تخریب شده، حاج خانم پیری بوده که فقط چون تو اتاق انتهای خونه خوابیده بوده زنده مونده! پیکر یکی از شهدا تو زیرزمین همین ساختمون پیدا میشه (از ساختمون شهید مهدی، اونجا پرتاب شده بوده...) راوی گفت برا شناسایی لباس‌های شهدا، اونا رو نشون خانواده‌شون می‌دادیم. ولی لباس‌ها و وسایل یه نفر بدون نیاز به این کار شناسایی می‌شدن، محمدمهدی، کوچولو ۱ ساله خانواده سوری:) که دونه دونه لباسای سایز ۱ و کالسکه و سیسمونیش پیدا می‌شده و دل نیروها رو آتیش می‌زده:)
[ محدوده کشف پیکر ۳ شهید! ] این دیوار چند متر عقب‌تر از خونه است شدت انفجار طوری بوده که پیکر ۳ تن از شهدا اين‌جا پیدا میشه:) یکیشون یه پسر کوچولو بوده، وقتی میرن بالای سرش هنوز سینه‌اش بالا و پایین می‌شده و نبض داشته... ولی عملیات احیا جواب نمیده و آسمونی میشه...
[ دیواری پر از یادگاری ] و این، مدرسه پشت ساختمون محل اصابته:) یه دبستان دخترونه که اتفاقا دختر کوچولوی ۷ ساله شهید مهدی، دانش‌آموز کلاس اول همین‌جا بوده. مدرسه‌ای که خیلی از دخترای پردیسان باهاش خاطره دارن... دبستان انقلاب اسلامی! تمام مدرسه دوده‌گیری، مرمت، و پنجره‌هاش بازسازی شده. و اما نقاشی جدید روی دیواری که کلا با دوده سیاه شده بوده... این نقاشی پر از پیامه... تمام قطرات خونی که جای جای نقاشی می‌بینید، جای جراحات جدی ناشی از انفجار روی دیوار هستن. و اما تمثال یه خانم رو تو نقاشی پیدا می‌کنید؟ اون‌جا، جاییه که پیکر شهیده پیروزه در اثر موج انفجار پرتاب و پیدا شده:)...
مجهولات
[ دیواری پر از یادگاری ] و این، مدرسه پشت ساختمون محل اصابته:) یه دبستان دخترونه که اتفاقا دختر کوچ
[ رد ترکش ] روبروی تک‌تک این نشونه‌ها که ایستادم و با سر انگشت خودم لمسشون کردم، لبریز غصه و خشم و حیرت شدن از این‌که آثار جنایت جنگ رو، حالا نه در فیلم‌ها، واقعی واقعی، روی دیوار شهر و محله خودم می‌بینم!