هدایت شده از منظومهٔ من
- زائرِ قم
ایستادم میان شهر شلوغ، نقطهای کور بین همهمهها
روبروی ضریح نقرهایات، دور دور از تمام واهمهها
بیزبان گشتهام ولی چشمم.. اشک حالا زبان من شده است
در میان تمام غلغلهها، بیصدایی نشان من شده است
بیصدا گفتمت سلام، منم! آدم توبههای تکراری...
باز خسته شدم ز دست خودم، باز با حس تلخ بیزاری
زار و حیران شدم دگر خانم.. زندگیام کمی عجیب شدهاست...
کودکی سادهام که دنیایم، اندکی تلخ و نانجیب شدهاست
نه دعا دارم و نه حاجت و نه.. آمدم تا کنم زیارتتان
دعوتم کردهای خودت به یقین، چه بخواهم به جز شفاعتتان؟
خوش به حال دلم که فاطمهای.. که در ایرانی و حرم داری
میتوانم زیارتت بکنم، واقعا، در جهان بیداری!
کاش هر کس چنین شبی یکبار، زائر بارگاه قم بشود
یا چه بهتر در این شلوغیها، ساعتی بیبهانه گم بشود..!
#تأویل (ح.جعفری)
@manzome_man
اونقدر تو اکسپلور پیش رفتم تا رسیدم به پیجای بلاگرای دانشگاهمون🦦😂
10.5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
آخرین تلاشهای بابام برای جلوگیری از نودل خوردن من:
۴،۵ سال پیش، اوایل که اومده بودیم این خونه، شک داشتم با دختر همسایهمون که ۲سال ازم کوچیکتره چندان رفیق بشم یا نه..
هیچی دیگه الان اون داره سیسمونیشو میخره، منم هنوز درگیر همون دغدغههام🙏🏻