واقعا حسهای خوب جزئی رو از هم دریغ نکنیم!
اگر استایل یکی قشنگ بود، بگیم وای چه لباس یا کفش قشنگی. اگر کسی با چیز نویی اومد و فهمیدیم، بهش تبریک بگیم. اگر کسی چشمای قشنگی داره، چرا گفتنشو ازش دریغ کنیم؟ اگر کسی ناخنای نچرال سالم و بلندی داره، چرا نگیم واقعا قشنگ و خاصه؟ اگر کسی عطر جدیدی زده که عبور از کنارش حالتو بهتر کرده، اگر کسی همیشه بوی تمیزی میده، و...
این جزئیات زیبا رو به روی هم بیاریم. همونقدر که گاهی یه حرف بد کوچیک میتونه ویرانکننده باشه، یه حرف خوب کوچیک هم نجات دهنده است!
وقتی دبستان بودیم، "کافر" یا "مشرک" برامون یه مفهوم عجیب و دهشتناک و بیبصیرت و ددمنش، جا مونده در عصر حضرت ابراهیم و ادریس و موسی و عرب جاهلیت بودن...
ولی واقعیت اینه که الان خیلی از افرادی که در جامعه باهاشون ارتباط داریم، اعتقادی به خدای -الله- ندارن، بیخدا، یا درگیر عرفانهای کاذب هستن. و لمس میکنیم چقدر سخته با این دوستان از خدا و دین حرف زدن. چقدر آدم رو تنها میکنه. چقدر آدم رو زخمی میکنه. و "رسول" بودن واقعا عجب وظیفه سخت و عجیبی بوده. که یکنفر به تنهایی در عصر و قوم خودش قیام کنه و از حقی حرف بزنه که هيچکس بهش باور نداره...
حدود یک ساعت و نیم تا شروع کارگاهمون مونده، ممنون میشم یه دعای ریز کنید همه چی عالی پیش بره✨🩵
این صوت هم صرفا جهت انتقال تجربه ضبط کردم برای دوستانی که علاقمندن تجربههای مشابه تو دانشگاهشون داشته باشن اما با مسیرش آشنا نیستن🌝💕
چون ما خودمونم تو این اولین تجربه اشتباهات مختلفی از سر ندونستن داشتیم که دیگه دستمون اومد خداروشکر ✨
و خصوصا اینکه من، خودم تو دانشگاه آدمی به شدت جامعهگریز، فاقد توانایی ارتباط گیری، و فراری از تعامل با اساتید بودم که مدیریت کارگاه، با تمام اینا روبروم کرد و شد =)!
پس اگر تو ام این حسا و ترسا رو داری، حتما برات جالبه🩵
خستگی صدامم ببخشید گفتم تا تنور داغه نونو بچسبونم که بعدا پشت گوش نندازم 🥲😂🤝