eitaa logo
مجهولات ☫
238 دنبال‌کننده
2.5هزار عکس
739 ویدیو
20 فایل
آدم‌ها منظوری که تو فکر خودشون هست و مایل به شنیدنش هستن رو می‌شنون، نه لزوماً حرف تو رو. تأویل هستم و این‌جاام چنلیه که باهاش بیش از ۴ سال خاطره شیرین دارم =) شناس @ha_jafarii ناشناس https://daigo.ir/secret/192696131 محل save ناشناسا: @mjholat_gap
مشاهده در ایتا
دانلود
🖤عوض اینکه غلطای همو...
امروز دسته که از کنار خونمون رد میشدم دویدم حاضر شدم رفتم پایین که برسم؛ فرصت نشد چیزی بخورم😥 رفتیم و رفتیم، یه کم گریه و گرمی هوا و ماسک و چادر مشکی و... خلاصه کم کم داشت حالم بد میشد🙁 تکیه دادم به دیوار جمعیت کمی جلو رفت و دور و برم خلوت تر شد که دیدم داداشم داره میاد سمتم🙂 پرسید : نمیای دیگه؟ دلم که میخواست برسم به نماز ظهر عاشورا و مقتب خونی و... ولی گفتم : نه، فعلا حالم بده اصلا نمیتونم راه برم! گفت باشه ولی کنارم وایساد... همون موقع سینی شربت آوردن، کلی مرد دورش جمع شدن و اصلا راه نداشت بری بینشون که برداری😢 یکی دو دقیقه بعد دیدم داداشم با یه لیوان شربت اومد پیشم گفت : بیا اینو بخور حالت بهتر شه!😊 بعدشم دستمو گرفت از بین آقایون رد شدیم رسیدیم طرف جایی که برای خانما چادر کشیده بودن و دیگه خداحافظی کردیم❤️ این شد که موقع مقتل خوانی هر جا از حال حضرت زینب(س) میگفتن دلم بد آتیش میگرفت... البته که قطعا ما کجا و ایشون کجا.. ولی🙃😭💔
🖤حسن ختام:)🌱✨
یکجور خاصی شیرینی😋 عصر های دلگیری که سرم درد میکند؛ میخواهم مثل نبات در تلخی چای روزگارم باشی و شیرینش کنی🙂❤️ میخواهم یک جرعه با من باشی..🥀
هیچ وقت فکرشو نمیکردم یه روز اونقدر بزرگ بشم که.. - نخوام تا ته ته چیپسو بخورم و بقیشو برا آبجی داداشا بزارم! - لواشکایی از عهد حجر تا حالا قایم کردم و بدم آبجیم بخوره! - زیاد رغبتی به ماکارانی نداشته باشم! - آبگوشت دوس داشته باشم! - بعضی بد رفتاریا رو بفهمم و بخاطرش نخوام برم خونه کسایی که قلبا دوستشون دارم! - از دم به دقیقه پارک و بوستان رفتن بدم بیاد! - شب تو اتاق تنها بخوابم! - تنها برم بالای کوه! - استرس کنکور بگیرم! - در مواجهه با سوسک جیغ نزنم و با پا لهش کنم! - رغبتی به رانندگی کردن با ماشین نداشته باشم! - دلم بخواد برگردم به بچگیام! 🤓موارد ارسالی شما👇 - به غذا ناخونک نزنم (به شخصه هنوز اینقد بزرگ نشدم😅🚶🏻‍♀) 🌀ویرایش میشود..
داشتم غصه میخوردم، کوبید روی شانه ام و گفت: - تنها خوری نداشتیم، من هستم..!
نگو پسر نوح است، اگر دیدی با بدان نشسته برو پیش سگ اصحاب کهف!
جیرجیرک اگر واقعا زیبا بود مثل پروانه سکوت میکرد، فریاد نمیزد تا نگاهش کنند!
بعضی شوخیاتون که فقط محض خنده است، دردش اندازه اون قلقلکائیه که انقد میکنن تا عضلاتت درد بدی میگیره و اشکت در میاد... خواهشا حد شناس باشید.
ما آموخته ایم که با درد ها بیامیزیم و دم نزنیم
نگید انقدر بهش لطف کردم که حالا شده وظیفه، لزوما طرف سوءاستفاده نمیکنه.. شاید فقط روت حساب باز کرده! با این حرفای چارمن یه غاز که بقیه میگن تو برجک کسی نزن...
bensound-relaxing.mp3
زمان: حجم: 4M
- ابتدا موسیقی را پخش و بعد از گذشت دو، سه ثانیه شروع به خواندن متن کنید♡ مجهولاتی ها... قبیله ای گم شده در ابر قاره لوراسیا... لوراسیایی هایی که تابحال گوندوانا را کشف نکرده اند، ولی هرکدام یک نفر را دارند که در آنجا انتظارشان را میکشد! این را از سیگنال هایی فهمیده اند که وقت گرگ و میش فضا را پر میکند. سردرگم دور خودشان میگردند.. گاه افعال و لغات را به بازی میگیرند و گاه مرز های بین اصول و کلیشه هارا جابجا میکنند. با جزر و مد تتیس ضربان قلبشان بالا و پایین میشود، با لالایی موج هایش میخوابند و با خروش طوفانش بیدار میشوند. هر روز دل به دریا میزنند و آنقدر شنا میکنند تا گوندوانایی ها را بیابند ولی تتیس بزرگتر از این حرف‌هاست، خیلی بزرگتر... عده ای گم میشوند، عده ای هم سردرگم! عده ای غرق میشوند.. عده ای میمیرند... عده ای هم مجهولاتی می‌مانند. ساکن لوراسیا هیچ گاه از پا نمی افتد، یکروز همه همه چیز را می‌فهمیم. همه ی همه ی همه چیز. یکروز به گوندوانا میرسیم و با آنها که انتظارمان را میکشیدند یک موشک میسازیم و به ماه میرویم، یک صبح.. یک غروب.. یا حتی شاید یک شب که لبریز از باران شهاب هاست! نمیدانم، اما میرسیم، میرویم، بسیار دور تر از لوراسیایی های دیگری که به افکارمان میخندد. نمیترسیم و هربار در لایه های ژرف تری از تتیس شنا میکنیم. یکروز عمیق ترین چاله ماه را هم فتح میکنیم؛ مگر چاله ها دل ندارند؟ یکروز.. یک شب.. یک عصر.. شاید هم یک ظهر، همین است که مجهول است؛ و اگرنه رسیدن قطعی است. 👇جعبه سیاه مجهولات https://eitaa.com/mjholat/246