eitaa logo
مجهولات
238 دنبال‌کننده
2.5هزار عکس
739 ویدیو
20 فایل
آدم‌ها منظوری که تو فکر خودشون هست و مایل به شنیدنش هستن رو می‌شنون، نه لزوماً حرف تو رو. تأویل هستم و این‌جاام چنلیه که باهاش بیش از ۴ سال خاطره شیرین دارم =) شناس @ha_jafarii ناشناس https://daigo.ir/secret/192696131 محل save ناشناسا: @mjholat_gap
مشاهده در ایتا
دانلود
میخوام این مدت اگر وقت کردم چند صفحه کتاب بخونم، همون چند تا رو اسکن کنم براتون بزارم. فقط اکثرا رمان نیست.. حالا کم کم آشنا میشید.پیشنهاد میکنم دنبال کنید
خب آماده اید؟ یا علی
یه چند تا کتاب بود که به نظرم رسید برای پیشروی اصولی بهتره با این شروع کنیم. اولین گام برای هر شروع و هر تغییری شروع از اساسی ترین چیز، یعنی باور هاست. با به تورق دیدم کتاب کاربردی و خوبیه. کتاب زندانیان باور بخاطر روانی متن و مثال های متعددش کشش رو هم در خواننده ایجاد میکنه. با مطالعه فایل اولی که می‌فرستم(مقدمه و فصل اول) می‌تونید تصمیم قطعی‌تون رو مبنی بر ادامه دادن یا ندادن مطالعه بگیرید. بچه ها می‌دونم مطالعه پی دی اف سخته ولی تا سن‌تون کمه این فرصتا رو از دست ندیــــــد :)♥️
مجهولات
- بد نیست شما هم بدونید! یه سری کارا و حرکتا هستن که می‌تونن تو شرایط خاص بهمون کمک کنن. این جا میخ
- بد نیست شما هم بدونید! یه سری آیات قرآن هستن که تو متون دینی به خوندن‌شون برای امور مختلف اشاره شده. خوندن هر کدوم در یه سری موقعیت خاص تاثیر خاصی میزاره. احتمالا اکثرا باهاشون آشنا هستید، ولی بازم بد نیست همشو یک جا داشته باشید! ۱. این چند آیه برای وقتایی خوبه میخواید حرف خاصی رو به شخصی بزنید و سخت‌تونه و می‌ترسید بد بیان کنید، وقتایی که اجرا، ارائه یا سخنرانی دارید، وقتایی که میخواید وارد بحثای فلسفی و سیاسی بشید و ان‌شاءالله شکست نخورید، وقتایی که میخواید از کسی حلالیت برای چیز خاصی بگیرید، و... خیلی چیزای دیگه✨ ● قَالَ رَبِّ اشْرَحْ لِي صَدْرِي ﮔﻔﺖ : ﭘﺮﻭﺭﺩﮔﺎﺭﺍ ! ﺳﻴﻨﻪ ﺍم ﺭﺍ [ ﺑﺮﺍﻱ ﺗﺤﻤﻞ ﺍﻳﻦ ﻭﻇﻴﻔﻪ ﺳﻨﮕﻴﻦ ]ﮔﺸﺎﺩﻩ ﮔﺮﺩﺍﻥ وَيَسِّرْ لِي أَمْرِي ﻭ ﻛﺎﺭم ﺭﺍ ﺑﺮﺍﻳﻢ ﺁﺳﺎﻥ ﺳﺎﺯ وَاحْلُلْ عُقْدَةً مِّن لِّسَانِي ﻭ ﮔِﺮِﻫﻲ ﺭﺍ [ ﻛﻪ ﻣﺎﻧﻊ ﺭﻭﺍﻥ ﺳﺨﻦ ﮔﻔﺘﻦ ﻣﻦ ﺍﺳﺖ ]ﺍﺯ ﺯﺑﺎﻧﻢ ﺑﮕﺸﺎﻱ يَفْقَهُوا قَوْلِي [ ﺗﺎ ]ﺳﺨﻨﻢ ﺭﺍ ﺑﻔﻬﻤﻨﺪ •طه(٢٨-٢٥) ۲. این آیه هم برای وقتایی خوبه که میخواید ساعت خاصی از خواب بیدار بشید اما به هر دلیل توانایی کوک کردن ساعت ندارید، یا به زنگ ساعت حساس نیستید، و... با کمک این آیه اگر نیت تون خالص باشه حوالی همون ساعتی که مد نظرتون بوده بطور جذابی از خواب بلند میشید😃 تازه با کلی انرژی و بدون کسلی! کافیه آیه رو قبل از خواب بخونید و خودتونم بدونید چه ساعتی میخواید بیدار باشید، اگر قبل از خواب وضو هم بگیرید معمولا بهتر نتیجه میده✨ ● قُلْ إِنَّمَا أَنَا بَشَرٌ مِّثْلُكُمْ يُوحَىٰ إِلَيَّ أَنَّمَا إِلَٰهُكُمْ إِلَٰهٌ وَاحِدٌ فَمَن كَانَ يَرْجُو لِقَاءَ رَبِّهِ فَلْيَعْمَلْ عَمَلًا صَالِحًا وَلَا يُشْرِكْ بِعِبَادَةِ رَبِّهِ أَحَدًا ﺑﮕﻮ : ﺟﺰ ﺍﻳﻦ ﻧﻴﺴﺖ ﻛﻪ ﻣﻦ ﻫﻢ ﺑﺸﺮﻱ ﻣﺎﻧﻨﺪ ﺷﻤﺎﻳﻢ ﻛﻪ ﺑﻪ ﻣﻦ ﻭﺣﻲ ﻣﻰ ﺷﻮﺩ ﻛﻪ ﻣﻌﺒﻮﺩ ﺷﻤﺎ ﻓﻘﻂ ﺧﺪﺍﻱ ﻳﻜﺘﺎﺳﺖ ; ﭘﺲ ﻛﺴﻲ ﻛﻪ ﺩﻳﺪﺍﺭ [ ﭘﺎﺩﺍﺵ ﻭ ﻣﻘﺎم ﻗﺮﺏ ] ﭘﺮﻭﺭﺩﮔﺎﺭﺵ ﺭﺍ ﺍﻣﻴﺪ ﺩﺍﺭﺩ ، ﭘﺲ ﺑﺎﻳﺪ ﻛﺎﺭﻱ ﺷﺎﻳﺴﺘﻪ ﺍﻧﺠﺎم ﺩﻫﺪ ﻭ ﻫﻴﭻ ﻛﺲ ﺭﺍ ﺩﺭ ﭘﺮﺳﺘﺶ ﭘﺮﻭﺭﺩﮔﺎﺭﺵ ﺷﺮﻳﻚ ﻧﻜﻨﺪ . •کهف (١١٠) ۳. و این آیه همون پودر جادوییه که نامرئی‌تون می‌کنه😁 اگر تو شرایط خاصی هستید که میخواید دیده نشید، و مورد توجه و تاکید حضار اون جا واقع نشید، دشمنی در جمع دارید که مایلید چشمش به شما نیافته،(هر چند دانش آموزا اینو موقع پرسش کلاسی استفاده میکنن بیشتر😂) و... می‌تونید با نیت خیر و خالص استفاده کنید :)✨ ● وَجَعَلْنَا مِن بَيْنِ أَيْدِيهِمْ سَدًّا وَمِنْ خَلْفِهِمْ سَدًّا فَأَغْشَيْنَاهُمْ فَهُمْ لَا يُبْصِرُونَ ﻭ ﺍﺯ ﭘﻴﺶ ﺭﻭﻳﺸﺎﻥ ﺣﺎﻳﻠﻲ ﻭ ﺍﺯ ﭘﺸﺖ ﺳﺮﺷﺎﻥ [ ﻧﻴﺰ ] ﺣﺎﻳﻠﻲ ﻗﺮﺍﺭ ﺩﺍﺩﻩ ﺍﻳﻢ ، ﻭ ﺑﻪ ﺻﻮﺭﺕ ﻓﺮﺍﮔﻴﺮ ﺩﻳﺪﮔﺎﻧﺸﺎﻥ ﺭﺍ ﻓﺮﻭ ﭘﻮﺷﺎﻧﺪﻩ ﺍﻳﻢ ، ﺑﻪ ﺍﻳﻦ ﺧﺎﻃﺮ ﺣﻘﺎﻳﻖ ﺭﺍ ﻧﻤﻰ ﺑﻴﻨﻨﺪ •یس (٩) امیدوارم به کارتون بیاد و حسابی استفاده کنید! سعی کنید این چند تا آیه رو حفظ باشید. با چند بار تکرار، تثبیت میشه🌱 هم چنین خاطر جمع باشید که اینا که الکی و خرافات نیست! و در نهایت همه چیز به امر و در دست خداست🌸 @mjholat
اگر تو کلی سختی هنوز لبخند می‌زنی، اسمشو نذار "طرح لبخند"! تو یه روح بزرگ و قوی داری که هنوز سر پا نگهت داشته؛ این‌جوری اجرشو ضایع نکن :)♥️✨
شاهچراغ عزیز سلام؛ حضرت نور! قلبم گرفته زین همه زور... از قحطی شعور، از چشم کور! از غربت دیار غیور... از فحش، از دروغ! از خشم از نفاق... از ترس و استرس از خواهرِ خودم! از سرخیِ سفیدیِ سنگ رواق‌تان لاله میان مرمر سخت؟ آقا عجیب نیست؟! این‌جا مگر نه که همه سار و کبوترند؟ پس این کلاغ کیست؟ بگو این شغال کیست؟ این‌جا مگر نه که همه یک خانواده‌ایم؟ این اضطراب چیست؟ آقای عشق، ای که جناب ضامن آهو برادرت... ما را ببین! دل‌هایمان ز غم پر و لب‌ها به هم گره فریاد می‌زنیم حضار محترم! آن را که قاضی کرده و حکمش بیان کنید ولله خود متهم است! بی‌بی‌سی کثیف، اینترشغال، این گرگ پولدار! ضحاک هایِ وحشیِ مغزِ جوان سِتان این هیئت دروغ همه به آن سوی مرز، این سوی مرز ها تهمینه ها، فریدون ها جوانان این وطن! مظلوم و بی دفاع... امواج تیر ها همه جا پخشِ آسمان سخت است حفظ دین مان! ای رأس سوم سپر امن کشورم باری قسم تو را به دمی که بریده شد از زائران خرد و بزرگ حریم تو ما را ببین، بیش‌تر از پیش حضرتا! ما را بخوان و خوب بدان ایستاده‌ایم کوهیم و سرو نیز نماد شکوه ماست در قاب امن مرزِ شکوه، ایرانِ جان، ما مرد و زن، یک دل و هم سو و هم صدا از هر چه قوم و قشر و دهک! این است حرف‌مان که همه آزاده ایم... آزاده ایم... آزاده ایم...
تایپی زِ حال و حالی زِ تایپ نیست .
- چرا سکوت کردی واسع شاهچراغ؟ مگه ادعای نویسندگی نداری شروع کن بنویس هوشیاری رواج بده + لالیم و در سکوتِ دلِ بی زبان ما لبخند و اشک می‌شود آن‌چه نگفتنی است...
وقتی میخوام از بین لباسام قشنگ تره رو واسه عروسی انتخاب کنم، لباسام:
آمدی آشوب کردی حالِ قلبِ خسته‌ام را رویِ هر دیوارِ این دل حک شده "جئنا لنبقیٰ" عقلِ من، مردی مجاهد، قلبِ من خاکِ اهورا چشمِ تو یک مینِ مخفی پشتِ آن مژگانِ زیبا آخر ای مجنونِ عاشق‌پیشه‌یِ مبهوت و شیدا اندکی کم‌تر بکن نامهربانی با دل ما عقل گفته پشتِ بی‌سیمِ دلم با ترس و بلوا که تصاحب کرده این چشمت سه وادی را از این‌جا خواب و خور، فکر و خیال وخنده‌هایم را گرفتی مانده از این دل برایم گریه ها و دردسر ها آمدی جانم به قربانت، ولیکن مهربان‌تر بایدت با قلبِ غُدّ و شرزه‌ام مهر و مدارا عاقبت یا سهم تو من می‌شوم یا می‌روی و می‌شوم شهری خرابه، غرق رقص قاصدک ها...
و اما صحبتی با بعضی دوستان سکوت شما تا وقتی و زمانی قابل توجیه بود. خود من در اولین متن هایی که نوشتم گفتم نباید به کسانی که سکوت کرده اند خرده گرفت چرا که هر کس شاید دلیلی برای سکوتش داشته باشد. الان هم بر همان باورم. اما اجازه بدهید دلایل احتمالی این سکوت را برای مخاطبان مان و مخاطبان تان بازگو کنم. عزیزان! سکوت این روزهای بعضی صاحبان قلم و شاعران و نویسندگانی که شواهد و قرائن و سبقه و تریبون های مورد استفاده شان نشان می دهد با جمهوری اسلامی ایران هستند دلایلی دارد به شرح زیر: یک. شاید به زعم خودشان در شناخت جبهه حق و باطل به مشکل برخورده اند. یعنی شبهه دارند. پیشنهاد می شود این عزیزان تا زمان برطرف شدن شبهه، لقمه شبهه دار نخورند! دو. فکر می کنند حرف زدن فایده ای ندارد. پیشنهاد می شود "کلمه"، این ابزار تاثیرگذار را برای همیشه زمین بگذارند. ابزاری که به کار نیاید یا جایش توی جعبه ابزار نیست یا کسی که آن ابزار را در اختیار دارد بلد نیست با آن کار کند! سه. پشت روایت هایی از این قبیل که در فتنه چونان شتر دو ساله باش... یا در فتنه سکوت پیشه کن... یا غیره و ذلک پنهان شده اند. پیشنهاد می شود به سکوت شان برای همیشه ادامه دهند. چون اوضاع، فتنه خیز است. این فتنه که تمام شد فتنه بعدی در راه است. آب ها هم که از آسیاب افتاد هرکسی اندازه خودش زبان دارد! لات کوچه خلوت بودن هنر نیست. چهار. می ترسند فحش بخورند. عزیزان! این فحش ها پای شما نوشته شده. بخورید یا نخورید بعداً با شما حساب می شود! پنج. به تعبیری، وسط بازی می کنند. کسی که وسط بازی کند از دو طرف سنگ می خورد. شش. دست شان بند است! یعنی یک دست شان را برای بشکن زدن آماده کرده اند و دست دیگرشان را برای سینه زدن. منتظرند ببیند کدام مجلس عَلَم می شود! هفت: "من سیاسی نیستم!" . این هم سنگر جالبی ست. هرچند می دانم دارید شوخی می کنید، اما باید بگویم حضورهای چشمگیرتان در جلسات و شب شعرها و مجالسی که هر یک به نوعی با سیاست گره خورده این ادعای تان را نشنیده می گیرد! ابی با آن هارت و پورتش از مذمت های به کار بردن این جمله در امان نماند! شما که دیگر فرهنگ‌سازان یک ایدئولوژی هستید! حواس تان باشد. شما چه بخواهید چه نخواهید از دید دیگران سیاسی هستید. چون آن "دیگران ها" معتقدند دین از سیاست جدا نیست. اصلاً به همین دلیل است که سال هاست می گویند دین باید از سیاست جدا شود.‌ هشت: می ترسند. ورق را برگشته می بینند. روی فراموشکار بودن دیگران حساب باز کرده اند. روی فراموش کارها حساب باز نکنید. فراموش کارها یادشان می رود شما روی آن ها حساب باز کرده اید! فراموش کارها معمولا حافظه ی بلند مدت شان خوب کار می کند! گذشته های دورِ دور را به خاطر می آورند! برای حساب باز کردن کمی دیر اقدام کرده اید! آتش نشان ها ساعت ها دور هم می نشینند منچ و ماروپله بازی می کنند و چای می نوشند و والیبال بازی می کنند و می گویند و می خندند و حقوق می گیرند برای روزی که ناگهان زنگ ها به صدا در بیاید و جان شان را کف دست شان بگیرند و بروند وسط آتش. بیچاره نظام که سال ها اسباب مسافرت ها و تفریح ها و هتل گردی ها و رستوران گردی ها و پاکت گرفتن های یک عده را فراهم کرد دلخوش به این روزها! آتش دارد جان و مال یک عده را می سوزاند و آژیرهای خطر به صدا در آمده و آتش نشان ها نشسته اند ماروپله بازی می کنند! درود بر کسانی که جبهه شان را مشخص کردند، با هر نیتی و با هر سطح آگاهی و با هر تفکری. آن ها حداقل با آیینه اتاق شان که خلوت می کنند کسی که در آیینه می بینند را می شناسند! به خودم می بالم که با وجود تمام نقض ها و زشتی های درونم که با پرده ی نفاق از چشم خودم و دیگران پوشاندم، در این یک مورد پرده را کنار زدم و گفتم من هم هستم. کمم ولی هستم. خودم را از این هزارتوی توجیهات بیرون کشیدم و به همه نشان دادم. من سعی کردم آتش نشانی باشم که فقط می خواهد شعله های آتش را کمتر کند. حال، این که کجای این میدانِ بزرگِ غبارآلود ایستاده ام قضاوتش با مردم. محمدحسین ملکیان