هدایت شده از [بِیتُألاَحزان]
مردماصلاًفکرنمیکنند،فقطتکرارمیکنند؛
تحلیلنمیکنند،نشخوارمیکنند؛
هضمنمیکنند،کپیمیکنند.
ولی کات کردن بعضی روابط اشتباه جرعت میخواد.
همیشه اونی که این جرعتو داره متهم میشه، محکوم میشه، و این عذاب وجدان میشینه کنار غم دلش :)
ولی اونی که ترک شده فقط غمگینه و تازه کلی مدافع و همدل داره.
در حالی که اونی که ترک کرده با همون حجم غم و درد، کسی ام حواسش بهش نیست... تازه اگر شماتتش نکنن.
اونا هیچ وقت نمیفهمن اگر اون جرعت نکرده و این رابطه به ظاهر خفن اما از درون پوسیده و خطا رو پایان نداده بود، ممکن بود آخرش به کجا ختم بشه.
اینجور وقتا اونی که ترک کرده، یک هیچ کشیده کنار به نفع طرفش. طرف و اطرافیانی که هیچ وقت اینو نمیفهمن :))))
هیچ وقت. هیچ وقت. هیچ وقت.!
- چرا تٵویل ؟ معنیش چیه ؟
+ سلام چراش داستان کمی طولانی داره براتون میگم، و معنیش: https://eitaa.com/mjholat/5588
یه روز میای دورت بگردم...
آقای مهربون...
مهربون ترین بابای همه دخترا...
تا اون روز ما هستیم بابا..
همه مون، همه دخترا و پسرات...
با هر سن و جایگاهی...
همه دهه هشتادیا و نودی هات...
تا لحظه ظهورت پای این انقلاب هستیم...
قول میدم بابا، آقا...
فقط بیا...
پرچم این انقلاب خیلی بیش تر از همیشه منتظر دستای مسیحایی شماست...
این غروبای جمعه خیلی دلگیر تر از هر وقت دیگه است...
میدونم دل شما از ما ام خیلی شکسته تره...
پس خدا رو قسم میدم به دل شکسته خودت...
اللهم عجل لولیک الفرج..💔💚
#تأویل
خب خیلی کوتاه و مختصر بگم درباره داعشی خاطرخواه
اول مفهوم و محتوا:
- این که اومده بود جنایات داعش رو در قالب داستانی عاشقانه بیان کرده بود برای جذب مخاطب ایده جالبی بود. البته مشکلاتی هم داشت ولی باعث میشد مخاطبی هم که پی کتاب های محتوایی یا داستان های امنیتی نمیره از این طریق با بعضی جنایات آشنا بشه
- تو بعضی موارد اما غلو بیجا داشت!
- جبهةالنصره رو بیش از حد سفید نشون داده بود
- این داستان یه حور نقد اجتماعی هم بود که قابل تحسینه
- مفهوم عشق بر خلاف ادعای لیلی ثبات خاصی نداشت و این حجم از ادعا متناقض از تصمیماتش بود...
- مشکل اصلی-پول-در این داستان کاملا حل شده بود و این کمی مخاطب رو از کاکتر ها دور میکرد.
- در مورد اینکه نظرات شون درباره داعش چقدر درسته تخصصی ندارم، ولی کلا حس میکنم خیلی چیز ها تحت تاثیر تخیلات ناشی از احساسات درونی نویسنده بوده.
- و...موارد دیگه که الان حضور ذهن ندارم.
دوم نوشتار و ساختار:
- پیرنگ داستان، تعلیق ها و کشمکش ها واقعا عالی بودن... اونقدر قوی که بدون توضیح و تفسیر اضافه و اون همه پرش زمانی داستان اینقدر جریان پیدا کرد. البته این همه کنش کمی خسته کننده هم بود!
- توصیفات خیلی خیلی ضعیف بود. جوری که ما حتی از اصلی ترین شخصیت های داستان و مکان ها هیچ ذهنیت خاصی نداشتیم!
- در کل معلومه نویسنده حرفه ای نبوده ولی سبک جدید باعث جذب مخاطب شده بوده. امیدواریم تو کارای بعدی خانم هاجر عبدالصمد پیشرفت رو واقعا مشاهده کنیم!
و اما شما :
- سبک کتابه جالب بود !!
+ آره برای منم جدید بود!
-رمان خوبی بود.البته از نظر منی که دوس دارم زود برسم به ته هر چیزی(عجولم).😅.ازشما ممنونم که تا آخرش رو گذاشتید.ممنون از زحماتتان و کانال خوبتون.
+ بله میتونست اونایی که خیلی کتابخون نیستن و به خودش جذب کنه ولی برای کتابخونای حرفه ای خلا هاش آزار دهندس😂💔 خوشحالم که لذت بردید، لطف دارید♥️✨
- سلام به نظرم رمان توانسته بود توجه مخاطب را جذب کند و ذهن و اندیشه را جذب کنه هرچند پیچیدگی بیش از حد و سرعت داشت ولی خوب از خسته کنندگی کم میکرد و حس میکنم بخشی از پیچیدگی بخاطر ترجمه بود یه نقطه کور داره رمان اونم اینکه: مها:از شوهرم طلاق گرفت و (برای لیلی میگفت) مها:مادرش رو کشتم(عمر میگفت)
+ آره منم یکی دو جا به اینطور مشکلاتی خوردم. که البته احتمالا بخاطر ضعف ترجمس چون من این دست ضعف ها رو زیاد دیدم تو مترجمای نه چندان شناخته شده
- غیر واقعی غیر واقعی غیر واقعی
+ در این حد واقعا؟!
در نهایت ممنون از مطالعه و مشارکت تون 💚
امیدوارم به هر شکلی(تفریحی/پندی/و..) ازش استفاده برده باشید✨
@mjholat