مجهولات ☫
🌲🌳#جنگلبان18🌳🌲 ناخودآگاه کمی عقب رفتم. ترسیده بودم. اما یاد حرف مادرم افتادم. میگفت وقتی امام حس
🌲🌳#جنگلبان19_آخر🌳🌲
سوار بالگرد که شدم استیو را دیدم. ناخودآگاه فریاد زدم:
- پروفسور!
درحالیکه داشت قفس توله خرس را تحویل میگرفت سرش را بالا آورد و نگاهی به من انداخت.
هر دو از دیدن هم شدیدا تعجب کرده بودیم. خندیدم و گفتم:
- گویا معادلات علت و معلولیتون امکان نقض داشت!
خندید و گفت:
- بله! حواسم نبود اگر اونجور مکانی وجود نداشته باشه دلیلی نداره که هم من، هم تو و هم بقیه درگیر اون بشیم.
من هم خندیدم و با حرکت سر تایید کردم که فرمانده با تعجب پرسید:
- شما سابقا همدیگه رو میشناختید؟
استیو رو به من چشمکی زد و گفت:
- البته، از خیلی سال پيش!
همه جمع متعجب نگاهمان میکردند. با لبخندی تایید کردم.
استیو دختر جوانی که کنارش نشسته بود را نشانم داد.
- ایشونم بئاتریس، دخترم که بهت گفته بودم.
بئا با لبخندی گرم دستش را سمتم دراز کرد و گفت:
- خوشبختم!
- من هم از دیدنتون خیلی خوشحال شدم. پروفسور خیلی از شما تعریف کردن!
با شیطنت نگاهی به پدرش انداخت و گفت:
- بابا به من لطف داره.
با چشم غره استیو، نگاهش را سمت من برگرداند:
- راستی! شما خانم؟
با غرور لبخندی زدم.
- جنگلبان!
دیگر چیزی نگفت و فقط با چهرهای پر از بهت و تحسین نگاهم کرد.
در نگاهش مهر و شجاعت و صداقتی آشنا را میدیدم.
شبیه چشمان تنها قهرمان زندگیام بود. همان دختر جوانی که هر روز صبح، در آینه به من لبخند میزد!
✍:ح.جعفری
🐻@mjholat
- مثلا بخاطر تب و خستگی زنگ اول کلی دری وری سر کلاس بگی که وقتی بخودت میای میبینی هزیوناتو تایپ کردی فرستادی! دبیر خودشم فهمیده اوضاع جور نیست فقط سکوت کرده:')
پخش زنده
فعلا قابلیت پخش زنده در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
حرم امام رضا علیه السلام
مجهولات ☫
بعضی دخترا برا پسرا هوس هستن🤤 بعضیام هدف هستن😍 تو کدومشونی؟🙂
آدم وقتی به هوسش میرسه بعد یه مدت سیر میشه. میزارتش کنار!
میره دنبال یکی بهترش😎
ولی وقتی یه چیزی هدف باشه؛
برای رسیدن بهش میجنگی...
و رسیدن به هدف تازه خودش شروعی دیگست!
وقتی به هدفت میرسی تازه باید شروع کنی به بیشتر تلاش کردن... به حفظ اون بدست آمده!🤓