یهو یادم اومد دیگه کتابی به اسم«فرهنگ و هنر» ندارم و لبخندی به پهنای صورت زدم=))))))
مخمور.
یهو یادم اومد دیگه کتابی به اسم«فرهنگ و هنر» ندارم و لبخندی به پهنای صورت زدم=))))))
یهو یادم اومد دیگه کتابی به اسم«آمادگی دفاعی» ندارم و لبخندی به پهنای صورت زدم=))))))
کاش حافظم پاک میشد میتونستم فقط یه بار دیگه، فقط یه بار دیگه انجمن شاعران مرده رو ببینم و خبر نداشته باشم که تهش چه اتفاقی میافته:)))
من آلودینیا دارم و از لمسهای معمول توسط آدمها هم خوشم نمیآد. ولی از صمیم قلبم دلم میخواد تو منو بِبغلی.