داستانو از اول تعریف کنید نه از جایی که تحملم تموم شد و شبیه خودتون شدم.
اینجوریه که همه دنبال یه فرد مناسبن ولی هیچکس سعی نمیکنه یه فرد مناسب باشه.
هیچکس نقش قربانی رو بهتر از همون ادمی که نابودت کرده بازی نمیکنه.
بد ذات تر از کسی که مقصره اما بلده تورو مقصر جلوه بده وجود نداره.
مهم نیست چقدر تلاش میکنم؛
من هميشه آدم غمگینیم ، همیشه بعد هر خنده ام بغض همه وجودمو فرا میگیره، همیشه احساس اضافی بودن و رو مخ بودن دارم و این قرار نیست از بین بره.