خاطراتش را قورت داد؛
میانِ گلویش گیر کرد و از چشمانش سرازیر شد..
بعضی وقتا اینقدر دوستش داری که وقتی داره باهات بدرفتاری میکنه متوجهش نیستی تا اینکه اونو برای ینفر دیگه تعریف میکنی
همیشه همینجوریه...
بایکی همه چیوفراموش میکنی بعددیگه نمیتونی خودشوفراموش کنی.
اگر میلیونها نفر دوستت داشتند
من یکی از آنها بودم،اگر یک نفر دوستت داشت
من او بودم،و اگر هیچکس دوستت نداشت
من مرده ام.
_نامه های به ملینا
درست زمانی که فکر میکنم همچی اوکی شده، اتفاقات به بدترین شکل ممکن خودشونو نشون میدن.