ـ
گزارش مینویسد قتل با جسمی گران بوده
و مقتوله، زنی که ظاهراً خیلی جوان بوده
گزارش مینویسد بار شیشه داشته آن زن
گزارش مینویسد زخم و تاول توامان بوده
دری بودست با گل میخ های جای جای آن
گزارش مینویسد میخ در هم خون چکان بوده
گزارش گریه کرده خط به خط از غربت شویش
گزارش شرم دارد که بگوید میخ و پهلویش
گزارش مینویسد زن که دست از در رها کرده
گزارش مینویسد زن کنیزش را صدا کرده
مرورش میکنم هربار، با اندوه از اول
نمیدانم چه بود اینها؟ گزارش بوده یا مقتل؟
بمیرم این خطش که سال ها اندوه جان بوده
جوان بوده ، جوان بوده، چرا پس قامتش همچو کمان بوده؟
-
@mo3akenn
هدایت شده از رضا جعفری | Reza Jafari
نمیدانم چه بگویم…
از روزی که روضهی کوچه را شنیدم، انگار دلم همانجا ماند.
در همان گذر تنگی که سینهی حسن را تنگ کرد،
در همان غمی که روی دلِ پسربچهای سایه انداخت،
در همان لحظهای که سیلی، گلِ نگاهِ مادری را پرپر کرد،
در همان تاریکی که روشناییِ یک خانه را برای همیشه برد.
نمیدانم چه حکمتی بود
که پای دلم را گرفت و کشاند تا روضهی کوچه…
اما میدانم از آن روز،
هر وقت چشم میبندم،
کوچهای در دلم باز میشود
که بغضش دست از سرم برنمیدارد.
بانو جان…
کمِ ما را هم قبول کن.
فاطمیه ۱۴۰۴
.
.
.
----------------------------
#فاطمیه
#شب_جمعه
@rezajafari_artwork
¹⁶⁸-صَدیٰ-
نمیدانم چه بگویم… از روزی که روضهی کوچه را شنیدم، انگار دلم همانجا ماند. در همان گذر تنگی که سینه
من میخواستم بکشمش😭😭😭💔
خیلی غمه..