-
بالا سر قبر ها راه میرم.
اسم مرده ها را میخوانم.
پاهایم از خار های ریز که به جورابم چسبیده است دچار خارش شده..
ولی راه میروم و میخوانم اسم هارا؛
تاریخ تولد و تاریخ وفات را..
چه جوان مرگ ها و چه عمر کرده های در کنار هم..
با هر قدم طلب آمرزش آنها را میکنم. از..خداوند
اسم من چند سال دیگر..یا چند ماه دیگر..یا چند روز دیگر..
بین این اسامی نوشته میشود..
آه که چه شیرین است دخترکی راه برود و اسم مرا بخواند و از خدا برای من طلب آمرزش برای من را بکند..
ـ
@mo3akenn
ـ
جان من بودی و حالا جان فدایش میکنی
جان من راست بگو ، جانم صدایش میکنی؟️
-
پ.ن:شب بخیر
@mo3akenn
¹⁶⁸-صَدیٰ-
بخدااا سند تولدم توش پسر بودم🙏🏼
زن عزیزم بنظرم دیگه وقتشه بگم شوهر عزیزم