تو همانی که دلم لک زده لبخندش را
او که هرگز نتوان یافت همانندش را
_ کاظم بهمنی؛ _
هدایت شده از . چاه ِمن 🕳: ]]
بِسمِاللهِ مُفتَتِحِ الأبواب؛
به نامِ آنکه هر درِ بستهای را
به سمتِ نور میگشاید...
نخستین نفسِ «چاهِ من»،
همزمان شد با اللهاکبرِ ظهر؛
چه آغازی زیباتر از این؟ 🕊️
¹⁶⁸-صَدیٰ-
بِسمِاللهِ مُفتَتِحِ الأبواب؛ به نامِ آنکه هر درِ بستهای را به سمتِ نور میگشاید... نخستین نفسِ «
چنل النازم
میتونید برید سر بزنید.
به سوی تو؛ به شوق روی تو… ●♪♫
به طرف کوی تو؛ سپیده دم آیم… ●♪♫
مگر تو را جویم… بگو؛ کجایی؟ ●♪♫
نشانِ تو گه از زمین؛ گاهی ز آسمان جویم! ●♪♫
ببین چه بی پروا؛ رهِ تو می پویم… ●♪♫
بگو کجایی؟ ●♪♫
کی رود رخِ ماهت؛ از نظرم… نظرم… ●♪♫
به غیرِ نامت؛ کِی نامِ دگر ببرم؟ ●♪♫
اگر تو را جویم؛ حدیثِ دل گویم… ●♪♫
بگو کجایی؟ ●♪♫
به دستِ تو دادم دلِ پریشانم؛ دگر چه خواهی؟! ●♪♫