- مُـعـینـا .
*
رقصموهایِتودرباد،چنینزیبابود
انگارداشتخداخانهتکانیمیکرد ؛
- مُـعـینـا .
*
چادرشدستِنوازشبهسرِدشتکشید
دشتهمازنفسِچادرِاوگلمیچید ؛