" دلهای ما که به هم نزدیک باشد،دیگر چه فرق میکند که کجای این جهان باشیم؟ دور باش اما نزدیک،من از نزدیک بودنهای دور میترسم."
من به تو فکر میکنم، مثل مسافر به راه، مثل تاریکی به صبح، مثل واژه به شعر، مثل خسته به خواب، مثل تشنه به آب، مثل زندان به زندگی، مثل آسمون به ستاره و ستاره به شب، مثل گشنه به غذا، مثل کویر به بارون، مثل مومن به خدا، مثل آدم نسخ به سیگار، مثل فقیر به پول، مثل فرد سرطانی به باقی زندگیش، مثل دریا به ادامه ی خودش، و فرد افسرده به روز مرگش،
حالا باید بخوابم و فردا باز هم به تو فکر میکنم؛
من اینجوریم که وقتی یکیو خیلی دوست دارم اینقدر زود ازش ناراحت میشم که خودمم باورم نمیشه، حتی شاید طرف کاری نکنه ولی همین که دیر سین بزنه یا کم محلی کنه ناراحت و عصبی میشم
راست میگن وقتی یکیو خیلی دوس داری سر کوچیکترین چیزا هم ازش ناراحت میشی.
دلم میخواد بپرسه دوسم داری؟
بگموقتی جوونی، قشنگی، جذابی همه دوستت دارن
من وقتی چروک زیر چشمت بیفته ام دوستت دارم
وقتی دستات بلرزه ام دوستت دارم
من اونجا که همه چیو باختی ام دوستت دارم
تو اوج خوب نبودنتم دوستت دارم
اصلا من آدم دوست داشتن تو، تو روزای تنهایی و سختیتم؛
خب بلاخره شب تولد جناپ شهریاری بزرگ هم رسید
من بلد نیستم متن بلند بنویسم؛ همه که مث شما نویسنده نیستن نه؟!
به هرحال که اره، اول 2K شدن چنلت رو بهت تبریک میگم
دومی هم که اصلِ کاریه.
امیدوارم آرزوهات خاطره شن برات،
تولدت مبارک✨.
@None_None
@HHEECH
حسی که به تو دارم
مثل غرق شدن لای بوی مه جنگلای شماله، مثل تپش قلب قبل از اولین قرار، مثل بوییدن پشت گردن نوزاد، مثل پیدا کردن پیتزای نصفه شبی ته یخچال یه شیرینیِ مطلقه که هیچ موقع دلمو نمیزنه یه حس ناب تموم نشدنی که میخوام تا ابد رو گوشه کنار قلبم نگهش دارم. ما بدون هم ناقصیم مثل اسمون بدون ستاره هاش
دریا بدون ماهیاش؛ دنیا بدون عاشقاش!
تو برای من بخند، من ماه رو فراموش میکنم. میدونی تو دور ترین نزدیک منی، این یعنی تو دُردونه ای هستی که مهم نیست جاده ها چقدر بین ما طولانی باشن بخشی از قلب من برای توعه، همونطور که همیشه بوده. تو همون ادمی هستی که اتفاقی اومد و دیگه دلم نخواست اتفاق باشه. همونی که مهم نیست چقدر سخت یا چقدر طولانی ما بلاخره همو میبینیم.
حتی اگه یه روز از عمرمون باقی مونده باشه؛ چون دنیا به من یه بغل طولانی از تو بدهکاره.