تو خنکی اونور بالشتی،
چای بعدکار،
سیگار نیمه شب،
تو اولین بارون پاییزی،
بوی کتابای نو،
بغل شدن، وسط گریه،
بوی خاک بارون خورده،
تو شیرینی اولین حقوقی
بوی خوب لباس نو
تو بوی یاسی
آب رو آتیش
رنگین کمون بعد بارون
تموم چیزی که من از دنیا می خوام.
تو مجموع احوالات خوب جهانی.
من نمیتونم تو رو کم دوست داشته باشم، نمیتونم صبر کنم و بشمارم که کدوممون اول پیام داده، حتی نمیتونم ترفندهای مسخره ای که بقیه میگن رو قاطی دوست داشتنت کنم، من نمیتونم بهت فکر نکنم و بی تفاوت باشم، من نمیتونم زیادی ازت ناراحت و دور بمونم. چون تو جزئی از وجودمی و من نمیتونم تو رو کم دوست داشته باشم؛
"اگر دیداری هم نباشد
حتی اگر لمسی هم نباشد
بی دلیل برای بعضی ها
همیشه جایی در دلهایمان هست."
هدایت شده از «مُنگه»
بیاین «حوصله ندارم» رو به عنوان یک دلیل موجه برای کنسل کردن قرارها و بیپاسخ گذاشتن پیامها، نرمالایز کنیم
هدایت شده از مَنِ اَحمَق
اصلاً نمیدانستم موسیقی میتواند قفل وجود آدم را باز کند، آدم را به جایی ببرد که حتی آهنگسازش هم انتظارش را ندارد. نمیدانستم موسیقی اثری از خود بر دنیای اطراف ما بر جا میگذارد. گویی اثرش را با خود به هر کجا میروید میبرد.
|من پیش از تو - جوجو مویز|
تقدیم به:
@moaneghe✨
وقتی پیش منی نقابتو بردار، اونقدر میشناسمت که فرق خنده های الکیتو بفهمم، اگه میخوای گریه کنی، بغلم برات بازه، اگه میخوای بخندی بیا باهم بخندیم اونقدر بلند که همه نگامون کنن، اگه از آدما خسته شدی بیا بهشون فُش بدیم اصلا به زمین و زمان فُش بدیم اگه تو دلت خنک میشه، اگه دلت نمیخواد حرف بزنی، باهم سکوت میکنیم، فقط یک چیزی میخوام بهت بگم، کنار من خودت باش همین؛