مُـؤَثِـر
-
برچسب میچسبوندیم به ماشینا، یهو رانندهی یکی از ماشینا گفت؛ پرچم ندارین؟ بعد اشاره کرد به پرچمِ روی دوشم ..
دوستم پیش دستی کرد و گفت این پرچم تبرکه نمیشه.
گفت؛ یه سریها از جونشون میگذرن شما از یه پرچم نمیتونین بگذرین!
منم یهو یه پرچم اون ور دست یکی از دوستام دیدم، بدو رفتم اونو ازش گرفتم و آوردم دادم به اقاعه، بعد دستمو گذاشتم رو پرچمِ خودم و بهش گفتم ببخشید این پرچم امانته و پرچم شهیده نمیتونستم اینو بهتون بدم، همونطور که پرچم دستش بود گفت؛ احتمالا ماهم از همون شهدا باشیم ..
بعد که داشت حرکت میکرد گفت؛ پای لانچر یادتون میکنم :))
¹⁴⁰⁵•⁰¹•²⁶
پن: روایت برای دیشبِ و عکس برای امشب ..
#مـؤثـر_نوشت