کسایی پشتِ اسمشون شهید میاد که چند شب پیش با ما تو خیابون تو تجمعات بودن: )💔
حالا دیگه با چه نیتهایی قدم برمیداشتن الله اعلم ..
از اونجایی که روز معلم بود، گفتیم کجا بریم؟
بریم سر مزار شهید رقیه شیری همون معلمِ شهید:)
بعد یهو متوجه شدیم که قراره شهدارو بیارن میدون انقلاب ..
بعد دیگه خودمون و رسوندیم میدون دیدیم هنوز نرسیدن؛ گفتیم تا برسن بریم برا پلاکارد ..
چند دقیقه بعد متوجه شدیم شهدا رسیدن دست همهدیگه رو گرفتیم بدو بدو از بین جمعیت رد شدیم رسیدیم به میدون فکر کردیم شهدا اونجان، ولی هنوز نرسیده بودن سر که چرخوندیم مادر شهید سودی رو دیدیم آروم بودن خیلی آروم؛ بغلمون کردن:)
گفتن: با حضرت زهرا باشین عاقبت بخیر میشین، برامون دعای شهادت کردن:)
بعد گفتن این چهار تا همیشه باهم بودن، باهم موتور سواری میکردن، باهم ساندویچی میرفتن، باهم خادم بودن، الانم باهم قراره دفن شن چهار تا قبر کنار هم...
شیفت بودیم دیگه رد شدیم اومدیم سمت موکب، ماشین حمل شهدا خورد به چشممون دوباره دست همو گرفتیم و بدو بدو رفتیم سمت ماشین دوباره نتونستیم ببینیم، برگشتیم سمت موکب، ماشین دقیقا اومد از جلو موکب رد شد ..
دوستم گفت؛ آنقدر دوییدیم دنبالشون، شهدا گفتن شما نیایین ما میاییم:)
تسبیح و پرچمم نگم که چطوری متبرک شد...
¹⁴⁰⁵•⁰²•¹³
خرده نویسی از احوالاتِ امشب ..
#مـؤثـر_نوشت
مُـؤَثِـر
کسایی پشتِ اسمشون شهید میاد که چند شب پیش با ما تو خیابون تو تجمعات بودن: )💔 حالا دیگه با چه نیتهای
انگار هر شبی که تو تجمعاتیم،
با شهدای آینده همقدمیم ..
آرزوی بزرگیه؛
ولی کاش اسممون جزو شهدای بعدی باشه:)
7.9M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
یه وقت یادتون نره!💔
پن: شب اول قبر کنارِ شهدای تخریب ..