✍میدونی میخام بعد از طراحی آگاهی، دقیقاً چه تغییری پیدا کنی؟»
تغییر میتونه یکی از اینها باشه:
یک بینش جدید پیدا کنی
یک باور اشتباه رو زیر سؤال ببری
یک رفتار کوچیک رو اصلاح کنی
یک احساس رو بفهمی.
https://eitaa.com/moasser_R
1.2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🤎 میخواستم یه رازی رو بهت بگم عزیزِ پرتلاشم...
🔶 هر جا کم آوردی،
🔶 هر جا نشد،
🔶 هر جا نخواستی ادامه بدی،
🔶 و هر جا سختی و رنج به شاهراه هایِ وجودت رسید؛
🥺 هیچ ایرادی نداره اگر صبر کنی، خسته شی، اشک بریزی و یا تنهایی همه چیز رو به دوش بکشی..
اما ادامه بده ...
🌿 استمرار یعنی همین ادامه دادن در رنج ها، سختی ها و تنهایی ها بدونِ داشتن انگیزه ی روز های اولت...
✅ ادامه بده...
☕️ #نسکافه_روح
https://eitaa.com/moasser_R
📌خیلی از دعواهای زناشویی، دعوا نیست؛ بازآفرینی رابطه با والدینه.
https://eitaa.com/moasser_R
📌 خیلی از دعواهای زناشویی، دعوا نیست؛ بازآفرینی رابطه با والدینه.
اغلب وقتی زن و شوهر با هم درگیر میشوند، مسئله واقعی «الان» نیست.
پای «گذشته» وسط است.
مردی که از سردی همسرش عصبانی میشود، شاید سالها برای دیدهشدن از مادرش جنگیده.
زنی که با کوچکترین بیتوجهی به هم میریزد، شاید هنوز صدای پدری را میشنود که میگفت: «هیچوقت کافی نیستی.»
ما فکر میکنیم با همسرمان دعوا میکنیم؛
اما در واقع، با نسخههای ناتمامِ رابطهمان با والدین طرفیم.
🔎 این یعنی چه؟
یعنی اگر ریشه را نبینی، هر بار سر شاخهها دعوا میکنی.
موضوعها عوض میشوند؛
اما احساس تکراری است: نادیدهگرفتهشدن، طرد، کنترلشدن، بیارزششدن…
لبّ مطلب این است:
اگر میخواهی کیفیت رابطهات تغییر کند، فقط رفتار همسرت را تحلیل نکن؛
نقشِ کودکیِ خودت را هم ببین.
🎯 تمرین امشب:
در آخرین دلخوریات از همسرت، از خودت بپرس:
«این حس، آشنایِ کجای کودکیِ من است؟»
اگر پاسخ را پیدا کنی،
نصف راه ترمیم رابطه را رفتهای.
اگر دوست داشتی، فقط با یک کلمه بنویس:
«کدام حس بیشتر تکرار میشود؟
طرد؟ کنترل؟ بیتوجهی؟ مقایسه؟»
گفتگو را از همینجا شروع کنیم.
✍ @Avvalindaneshgah
📝🌌🌙🌙
امشب که به دعوایمان فکر میکنم،
میبینم شاید همهاش درباره «تو» نبود…
شاید من داشتم با سایههای قدیمی خودم میجنگیدم،
با ترسِ نادیدهگرفتهشدن،
با زخمی که ربطی به امروز ما نداشت.
اگر صدایم بلند شد
اگر سرد شدم
اگر فاصله گرفتم…
ببخش که تو تاوانِ گذشتهی نادیدهام را دادی.
امشب قبل از خواب،
بهجای مقصر دانستن تو،
دارم سهمِ خودم را میبینم.
شببهخیر…
با قولِ فهمیدنِ بیشتر،
و دوستداشتنی عمیقتر 🤍
📌🌿 اگر هنوز با خودت قهری، این متن برای توست…
ما بد نیستیم.
ما «آسیبدیدهایم». و این دو، زمین تا آسمان فرق دارند.
خیلی از ما سالها با این باور بزرگ شدیم که «عیب داریم»،
در حالی که واقعیت این است:
ما نتیجهی یک سبک تربیتی هستیم؛
سبکی که خودش هم اغلب زادهی زخمهای نسل قبل بوده است.
پس مسأله «بد بودن» نیست؛
مسأله «ناآگاهی، فراموشی و تکرار» است.
من مسئول بیماریای که به من منتقل شده نیستم،
اما مسئول درمان خودم هستم.
و این نقطهی بلوغ است، نه سرزنش.
پدر و مادر ما هم «بد» نبودند؛
آنها هم با داشتههای محدودشان تربیت شدند.
وقتی زنجیرهی سرزنش را قطع میکنم،
در واقع چرخهی انتقال زخم را متوقف میکنم.
و دربارهی تنبیه؟
راستش را بخواهی ما نه معیار دقیق عدالت را میدانیم،
نه میزان مجازات لازم را،
نه جایگاه داوری را.
پس انتخاب میکنم نقش قاضی را کنار بگذارم؛
نه خودم را شکنجه کنم،
نه دیگران را.
من خودم و دیگران را «نیازمند فهم و درمان» میدانم،
نه تنبیه.
این یعنی خودگوییِ مسئولانه.
این یعنی آغاز درمان.
🌱 اگر با بخشی از این متن موافقی، بنویس:
«من مسئول درمان خودم هستم.»
بیایید این جمله را فقط نخوانیم؛
زندگیاش کنیم.
✍ @Avvalindaneshgah
#خود_گویی_درمانی
#مسئولیت_شفا
#روان_درمانی
https://eitaa.com/moasser_R
🌅 صبح بهخیر به منی که تصمیم گرفته آگاه بماند…
صبحبهخیر به منی که فهمیده
«بد» نیست؛
فقط جاهایی زخمیست.
صبحبهخیر به منی که
مسئولِ زخمهایی که به او دادهاند نیست،
اما مسئولِ درمانِ خودش هست.
امروز قرار نیست خودم را تنبیه کنم،
قرار نیست دیگران را محکوم کنم؛
امروز قرار است نقش «قاضیِ درون» را کنار بگذارم
و نقش «درمانگرِ درون» را فعال کنم.
من خوبم.
ارزشمندم.
در مسیرِ فهمیدن و شفا هستم.
و این، برای شروع یک روز، کافیست. ☀️
اگر امروز را با این نیت شروع میکنی، بنویس:✍ @Avvalindaneshgah
«امروز، روزِ درمان من است.» 🌿
https://eitaa.com/moasser_R
🌿 اگر از «اختیار» میترسی، این متن برای توست…
خیلی از ما از اختیار حرف میزنیم،
اما وقتی پایش به زندگی واقعی میرسد،
یا سوءاستفاده میکنیم
یا فرار.
بیایید دقیق و بیپرده نگاه کنیم:
من گاهی از اختیاراتم بد استفاده کردهام.
نه چون ذاتاً بد بودهام،
بلکه چون ریشهی بعضی انتخابهایم در عقده، کینه، ترس یا تربیتِ ناآگاهانه بوده است.
اما این جمله خطرناک است اگر همینجا بماند:
«حق داشتم بد استفاده کنم.»
نه.
من دلیل داشتم.
اما «حقِ آسیب زدن» نداشتم.
فرق این دو، مرز بلوغ است.
من خودم را دوست دارم،
اما دوست داشتنِ خود یعنی مسئولیتپذیری،
نه توجیهگری.
اختیارهایی که در من بالا میآیند — حتی تاریکترینشان —
دشمن من نیستند؛
آنها پیام دارند.
اگر بالا میآیند، برای دیده شدن و حل شدناند.
میبخشم آنها که در محدودهی اختیارم باید ببخشم؛
و از آنها که آسیب دیدهاند، طلب بخشش میکنم.
نه برای سبک شدنِ ظاهری،
بلکه برای بستنِ چرخهی ناتمام.
پذیرش اختیار، ساده نیست.
خیلی وقتها ترسناک است.
چون دیگر نمیتوانم تقصیر را گردن وراثت، تربیت یا فلسفهی خلقت بیندازم.
و سپردن اختیار به خدا؟
اگر به معنای فرار از مسئولیت باشد، خطرناک است.
اما اگر یعنی:
«من مسئول انتخابم هستم و نتیجه را به حکمت میسپارم»
آنوقت این، ایمانِ بالغ است.
🎯 لبّ مطلب:
اختیار نعمت است،
اما بدون مسئولیت، تبدیل به تخریب میشود.
اگر این متن تو را به فکر فرو برد، بنویس:
@Avvalindaneshgah
«من دلیل رفتارم را میفهمم، اما مسئول انتخابم هستم.»
#خودآگاهی
#مسئولیت_اختیار
#بلوغ_روانی
https://eitaa.com/moasser_R