eitaa logo
بی نام و نشان
137 دنبال‌کننده
96 عکس
9 ویدیو
1 فایل
در این دفتر عاریه‌ای، برخی اشعار تازه و کهنهٔ علی مؤیدی را خواهید خواند. درود بر آن رفیقِ گرمابه و گلستانم که این دفتر کاهی را سامان داد! نقد و نظر: @Ali_MoayedI
مشاهده در ایتا
دانلود
تو را آشفته می‌بینم سراپا گریه در خنده شبیه خاطراتی دور نه در حالی نه آینده کجایی؟ آی... می‌دانم که ما هم‌کیش و همدردیم بیا از حال و آینده هزاران سال برگردیم هزاران سال برگشتیم هزاران چشمه می‌جوشد نگا کن پیرمردی را که نم نم آب می‌نوشد صدای باد و برگ است این که با هم شاد می‌رقصند تمام سبزه‌های دشت کنار باد می‌رقصند به راه افتاده کوهستان شقایق خفته بر دوشش زمین بیدار و خوابیده گلستانی در آغوشش چه دنیایی است! می‌بینی؟ پر از آواز و لبخند است نه چون دنیای خاموشان که سرتاپاش در بند است @moayedialiqom
چون شبِ ظلمانی‌ام، پیدا و ناپیداسْتَم هستم امّا نیستم، همواره در اِغماستم دفتری بی واژه‌ام، می‌ریزد از برگم سکوت این جهان قرآن و من هم حرفِ ناخواناستم نور می‌بارد ولی من نقطه‌ای کورم، دریغ ماه می‌تابد ولی من طفلِ نابیناستم دلخوشم با رنگِ دنیا گرچه مویم شد سپید پیرِ کودک‌ْمسلکم، بازیچهٔ دنیاستم شامِ دریا بود، در دل عزمِ ساحل داشتم آه! گم کردم در آن شب، آنچه را می‌خواستم @moayedialiqom
از خاطرم گذشت که نیمایی راه بی‌پایان را دکلمه کنم. چنان کردم و اینک ارسالش می‌کنم تا اگر حال و مجالی دست داد، به گوشِ تن و جان بنوازیدش👇👇