eitaa logo
بی نام و نشان
137 دنبال‌کننده
96 عکس
9 ویدیو
1 فایل
در این دفتر عاریه‌ای، برخی اشعار تازه و کهنهٔ علی مؤیدی را خواهید خواند. درود بر آن رفیقِ گرمابه و گلستانم که این دفتر کاهی را سامان داد! نقد و نظر: @Ali_MoayedI
مشاهده در ایتا
دانلود
زیر صفر... نیمه‌شب در دمایِ زیر صفر یخ گرفته خانهٔ مرا با دو دستِ منجمد بسته راهِ گرمیِ نفس راهِ های و هوی را خفته‌ام کنار آتشی که نیست در پتوی مندرس که در هجوم سیل یخ طفل بی‌دفاع و خسته‌ایست! پنجهٔ کبودِ زمهریر از شکافِ در به سوی من اشاره می‌کند رخت نازک مرا با نگاهِ زخمی‌اش پاره پاره می‌کند بادِ سوزناک نیمه‌شب تیغ می‌زند بر استخوانِ دست و پای من روزنی که معبر ستاره بود شد بلای من... ای نگاهِ زخمناکِ زمهریر! گرچه پنجهٔ کبود تو زخم می‌زند به جان خسته‌ام بی‌گمان به گور می‌بری آرزوی مردنِ مرا آتشی به پا کنم پر از امید و رنج آتشی که هیزمش برگه‌های دفتران شعر من حاصلِ جوانی من است... ۲ آذرماه ۱۴۰۳
بی نام و نشان
بر سایهٔ بلند تو ای مهربان، درود...
آغاز دلتنگی: آخر رسید از راه یلدای حزن‌آلود آغاز دلتنگی‌ست پاییز من بدرود سالِ بهارم را فصل خزان بودی با برگِ بی‌سامان نامهربان بودی مهرِ مه‌آلودت قلب مرا خون کرد طفل امیدم را از خانه بیرون کرد بارانِ آبان کُشت برگ درختان را باران رقم زد... آه مرگ درختان را توفان شنید افسوس آهنگ آهم را دیوانه با خود برد شال و کلاهم را تابِ جفایش نیست عمری که چون برگ است سرمای دستانم یادآور مرگ است نامهربان بودی نامهربان با من امّا بمان ای دوست قدری بمان با من... ۴ دی‌ماه ۱۴۰۳
آرامش شب مایهٔ آرامش ما نیست بیماری‌مان را چه کنیم، آه دوا نیست آسوده بخواب ای پریِ بی خبر از درد بیداری چشمانِ پر از ناز روا نیست چشمانِ به خون خفتهٔ ما زخمِ سکوت است خاموشی ما شکر که پنهان ز خدا نیست بی تابی ما تحفهٔ میدان نبرد است زخمی که برازندهٔ مرد است، بلا نیست تا صبح فغان می‌زند این درد قدیمی آیندهٔ ما از غم دیروز جدا نیست ۶ اسفند ۱۴۰۳