3.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
▪️غربت، درد عجیبیست...
@mobasheran_ir
🌤 #مبشران_غدیر
⭕️ حوادث بعد از #شهادت_پیامبر_اکرم صلیاللهعلیهوآله 1⃣
⚫️ رسول خدا روز دوشنبه هنگام زوال (ظهر) در حالی که سر آن حضرت بر دامان امیرمؤمنان علی بن ابی طالب علیهالسلام بود، چشم از جهان فرو بستند.
⬅️ پس از رحلت رسول خدا صلیاللهعلیهوآله، حضرت علی علیهالسلام به تنهایی مشغول غسل ایشان شد و هیچ کس با ایشان (به جز در آوردن آب) در این کار مشارکت نداشت.
⬅️ پس از غسل، بدن رسول خدا صلیاللهعلیهوآله را کفن کردند و امیرمؤمنان علی بن ابی طالب علیهالسلام تنها بر بدن ایشان نماز خواندند،
⚠️ در حالی که سایر مردم مشغول به امر خلافت بودند.
🔍 با توجه به دستور رسول خدا صلیاللهعلیهوآله به امیرمؤمنان علیهالسلام مبنی بر رها نساختن بدن ایشان از زمان رحلت تا زمان دفن، میتوان نتیجه گرفت که زمان غسل، با فاصله اندکی پس از رحلت و به هنگام زوال بوده است.
▪️عصر روز دوشنبه و پس از اقامه نماز ظهر، انصار در «سقیفه بنی ساعده» اجتماع کردند و گفتند:
⬅️ پس از رسول خدا صلیاللهعلیهوآله، امر را بر عهده سعد بن عباده میگذاریم. سعد، رئیس قبیله خزرج، که در آن هنگام مریض بود، خطبهای خواند و پسران یا پسر عموهایش آن را با صدای بلند برای دیگران تکرار میکردند.
⬅️ وی در آن خطبه، به پیشگامی انصار در پذیرش اسلام و حمایت از پیامبر صلیاللهعلیهوآله اشاره نمود و افزود:
⚠️ خلافت حق شماست، پس آن را محکم برای خود نگاه دارید. انصار او را تأیید کردند و گفتند: اگر مهاجران نپذیرفتند و در جواب ما گفتند: ما از بستگان رسول خدا هستیم، چه کنیم؟
⚠️ برخی پاسخ دادند: میگوییم: امیری از شما و امیری از ما امور را اداره کنند و به کمتر از این هرگز راضی نخواهیم شد.
🔍 عُوَیم بن ساعده، که از قبیله اوس بود، به این امر (خلافت سعد بن عباده که خزرجی بود) اعتراض کرد. در نتیجه، او را از سقیفه بیرون انداختند.
#سقیفه
@mobasheran_ir
🌤 #مبشران_غدیر
مبشران غدیر
⭕️ حوادث بعد از #شهادت_پیامبر_اکرم صلیاللهعلیهوآله 1⃣ ⚫️ رسول خدا روز دوشنبه هنگام زوال (ظهر) د
.
💥حوادث بعد از #شهادت_پیامبر_اکرم صلیاللهعلیهوآله 2⃣
او در راه به «مَعْن بن عدی بلوی» برخورد و ماجرا را برای وی بازگو نمود. معن بن عدی از هم پیمانان قبیله اوس بود و عُوَیم بن ساعده نیز توسط پیامبر، برادر دینی عمر بن خطاب گردیده بود.
⬅️ ابن ابی الحدید به نکتهای جالب توجه اشاره میکند: این دو از دوستان ابوبکر بودند و وی را دوست داشتند اما بغض و عداوت سعد بن عباده را در دل داشتند.
⬅️ به همین سبب، عُوَیم با خلافت سعد بن عباده در شورا مخالفت کرد. سپس آن دو نزد عمر رفتند. مَعْن بن عدی تمام آنچه را از عوَیم بن ساعده شنیده بود برای عمر تعریف کرد.
⬅️ عمر با نگرانی نزد ابوبکر رفت وی را خبردار کرد. آنان در راه به ابوعبیده جراح برخوردند و هر پنج نفر با سرعت به طرف سقیفه به راه افتادند.
در سقیفه، ابوبکر سخنرانی کرده و در آخر گفت:
⚠️«من به خلافت عمر یا ابوعبیده راضیام». برخی از انصار گفتند: امیری از ما و امیری از شما. هرگاه یکی مُرد، آن دیگری امیر شود و به همین صورت، یک امیر از ما و پس از مرگش امیری از شما.
⬅️ ابوبکر این سخن را نپذیرفت و گفت: امارت از ما و وزارت از شما. حُباب بن منذر، که این سخن را شنید، برخاست و گفت:
❌ای انصار، خلافت را از دست ندهید و به دیگران راضی نشوید؛ چون پایههای این حکومت را شما استوار ساختید، و اگر میگویید مهاجران با ما مخالفت میکنند حداکثر راضی شوید به اینکه امیری از ما و امیری از آنان باشد.
⬅️ عمر در جواب وی گفت: دو شمشیر در یک غلاف جای نمیگیرد.
⚠️ نزاع بالا گرفت و بشیر بن نعمان از اوس، که به سعدبن عُباده از خزرج حسادت میورزید، از روی حسادت و اینکه مبادا خلافت به سعدبن عباده برسد، طی سخنانی انصار را به بیعت با ابوبکر فراخواند.
🔍 ابوبکر نیز از مردم خواست با عمر یا ابوعبیده بیعت کنند، اما آن دو نپذیرفته، ابوبکر را اولی به این امر دانسته، خواستار بیعت با وی شدند.
❌در این هنگام، بشیر بن سعد بر آنان پیشی گرفت و با ابوبکر بیعت کرد. به دنبال این امر، اوسیان حاضر در جلسه نیز از ترس اینکه مبادا خلافت به خزرجیان برسد با ابوبکر بیعت کردند.
#سقیفه
@mobasheran_ir
🌤 #مبشران_غدیر