👆احادیث #امام_صادق علیهالسلام رو نشر بدهید.
کسانی که آرزو دارند روزی بقیع رو بسازند
اینجوری هم میتوانند به امام خدمت کنند.
نشر احادیث صدقهی جاریه است.👌🏻
@mobasheran_ir
🌤 #مبشران_غدیر
⭕️ از اعمال امروز زیارت حضرت رسول صلیاللهعلیهوآله و زیارت مخصوص امیرالمؤمنین در ١٧ ربیع الاول هست.
🔺متن زیارت رسول الله صلیالله علیهوآله از دور👇🏻
B2n.ir/f81352
🔺متن زیارت امیرالمومنین علیهالسلام در روز ١٧ ربیعالاول 👇🏻
B2n.ir/q62882
🔺متن زیارت امام جعفرصادق علیهالسلام 👇🏻
B2n.ir/g97191
#میلاد_پیامبر_اکرم صلیاللهعلیهوآله🌷 #میلاد_امام_جعفر_صادق علیهالسّلام🌷
@mobasheran_ir
🌤 #مبشران_غدیر
5.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
💚 رسولالله صلوات الله علیه به فکر ماست.
🎙حجتالاسلام کاشانی
پیشنهاد دانلود، بسیار زیبا👌🏻
#میلاد_پیامبر_اکرم ص
@mobasheran_ir
🌤 #مبشران_غدیر
#رهبر_انقلاب:
🔹غالباً تصوّر میشود که #امام_صادق علیهالسّلام بر روى یک منبر مىنشست و چهار هزار نفر جمع میشدند.
اما اینجورى نبوده.
چهار هزار نفر در طول عمر طولانىِ امام بتدریج خدمتشان رسیدهاند.👌🏻
🔸اینجور نبود که خلفا اجازه میدادند که امام بنشیند و حرف بزند. عمر امام یک عمر آرام و راحت نبوده است.
📖 کتاب همرزمان حسین علیهالسلام
#میلاد_پیامبر_اکرم صلیاللهعلیهوآله
#میلاد_امام_صادق علیهالسّلام
@mobasheran_ir
🌤 #مبشران_غدیر
🔺حسین بن عبدالله مىگوید: به امام صادق علیهالسلام عرض کردم:
آیا رسول خدا صلوات الله علیه و آله و سلم سرور فرزندان آدم بود؟
▫️آن حضرت فرمود:
قسم به خدا....
- او سرور همه مخلوقات خداوند بود.
- خدا هیچ مخلوقى را بهتر از محمد صلوات الله علیه و آله و سلم نیافرید.
#برترین_مخلوق
@mobasheran_ir
🌤 #مبشران_غدیر
هدایت شده از نکات و حکمتهای آیت الله حائری شیرازی
🔸 آن شب، شیفتۀ دین پدر شدم!
📝 (خاطرهٔ فرزند آیت الله حائری شیرازی از پدر)
تازه نه سالم تمام شده بود. شب ٢١ ماه مبارک رمضان داشتیم آماده میشدیم برای احیای شب قدر. مراسم مسجد شهداء -مسجد بزرگ شهر- را پدر برگزار میکرد. او امام جمعه و نمایندۀ ولی فقیه در شیراز بود. مسجد شلوغ میشد. هر سه شب، من و برادرها هم همراه مادر و پدر به مسجد میرفتیم.
ساعت ٩ شب، پدر داشت وضو میگرفت. رفتم کنارش ایستادم و گفتم: «چرا همۀ ما باید حرفهای یک نفر رو که خداست گوش کنیم؟ اصلاً خدا کیه؟». پدر نگاهی به من کرد و مسح سرش را کشید. ادامه دادم: «من تا ندونم خدا کیه نمیتوانم براش دعا کنم و نماز بخونم. من اصلاً نمیتونم برای کسی که نمیبینمش کاری انجام بدم». پدر مسح پایش را کشید و نشست کنار من.
- خب برو ببین خدا کیه!
- از کجا بشناسم؟ شما که خدا رو میشناسید برام بگید تا بشناسم.
پدر دستم را گرفت و آورد توی ایوان خانه و نشاند کنار خودش. برایم از خدا گفت، مثال آورد و گفت و گفت و گفت. یک ساعتی که گذشت، مادر آمد.
- حاج آقا، مگر مسجد نمیروید؟ دیر میشود. بقیه حرفتان را بگذارید برای فردا.
- میدانم اما امشب باید این بحث را برای فاخره به نتیجه برسانم.
مادر با تعجب به من و پدر نگاه کرد و گفت: «حاجی، پس تکلیف این جماعتی که آمدهاند احیا چه میشود؟ نمیتوانی به آن جمعیت بگویی من باید بحث را برای دخترم تمام کنم!».
پدر بلند شد و رفت سمت تلفن: «درستش میکنم».
شماره گرفت و با کسی حرف زد. تلفن را گذاشت و دوباره شماره گرفت و حرف زد. مادر چشمانش خیره به پدر مانده بود. چیزهایی که میشنید را باور نمیکرد.
پدر تلفن را گذاشت و رو کرد به مادر و گفت: «درستش کردم؛ یکی از دوستان به جای من میرود مسجد برای برگزاری مراسم احیاء. شما هم که ماشین میآید دنبالتان با پسرها بروید احیاء. من با فاخره در خانه میمانم. میخواهیم تا صبح حرف بزنیم».
نمیدانستم چه باید بگویم. از این که بیموقع سؤال کرده بودم، کمی از دست خودم دلخور شدم، اما از این که پدر مراسم احیایش را به خاطر من به هم زد تا جوابم را بدهد خیلی خوشحال بودم. باورم نمیشد. تازه به سن تکلیف رسیده بودم و اینکه پدرم به من اهمیت داد و دیده شدم، خوشحالم کرد.
تا سحر با پدر حرف زدیم تا وقتی که مادر و برادرها از مسجد آمدند. اصلاً حرفی نزد که «امشب شب دعاست و من نتوانستم نمازی بخوانم یا دعایی کنم یا به خاطر تو به مسجد نرفتم. همۀ شب برایم با خوشرویی حرف زد. پدر یک شبِ خود را تمام و کمال برای من گذاشت. پدر با این کار، من را تمام عمر، پایبند و شیفتۀ آن یک شب کرد. شیفتۀ دینی که در آن تربیت شده بود. او پدر من بود و به من اهمیت و عزت داد. بعدها بارها و بارها در جاهای زیادی این خاطره را تعریف کردم و هر بار با یک واکنش مشترک و شبیه به هم روبه رو شدم؛ می پرسیدند: «واقعاً؟ چطور چنین چیزی ممکن است؟»
حالا که برمیگردم و به زندگیام نگاه میکنم، میبینم تمام روزها و لحظههای زندگی من، چنین اتفاقات درخشانی داشته است.
📖 منبع: کتاب «من فاخرهام»؛ پدرانههای تربیتی آیت الله حائری شیرازی (روایتهای فاطمه حائری شیرازی از پدر)
@haerishirazi
10.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
👣 لحظهی وداع همیشه سخت است...
مادرانی که اشکهایشان را پشت لبخند پنهان میکنند، کودکان که با دستان کوچکشان ساکهای پدر را میگیرند و نمیخواهند رهایش کنند... جوانانی که با بوسهای بر پیشانی عزیزانشان، دل از خانه میکَنند تا به دل دریا بزنند.
اینجا بندر است، اما شبیه میدان جهاد. هر ساکی که روی دوش گرفته میشود، بوی ایمان میدهد. هر قدمی که به سمت عرشه برداشته میشود، بوی عهدی تازه با خدا دارد.
این خداحافظیها ساده نیست...
در نگاه کودکی که پدرش را بدرقه میکند، هزار پرسش موج میزند: «کی برمیگردی؟»
و در پاسخ، تنها یک جمله آرام اما محکم شنیده میشود: «وقتی محاصره شکسته شود، وقتی غزه آزاد شود...»
✊ این مسافران، اهل دریا نیستند؛ اهل غیرتاند. آمدهاند تا صخرههای ظلم را در هم بشکنند، آمدهاند تا صدای بیصدایان غزه باشند.
🌊 خدایا... این کشتیها را به سلامت برسان.
دلهای چشمانتظار غزه را از این غربت و تنهایی نجات بده و این سفر را به معبری برای پیروزی مظلومان و رسوایی ظالمان قرار بده.
🎥 برادر سیاح طاهری فرزندِشهید سیاح از مدافعان حرم
✍️ محمدمسلم وافی
#صدای_غزه #صمود
#غزه_گرسنه_است
#کاروان_صمود
@mobasheran_ir
🌤 #مبشران_غدیر
👆🏻🔴 فراخوان گردانهای قسام برای دعا به نیت گشایش برای مردم #غزه
امشب (#شب_جمعه) ٢٠ شهریور
@mobasheran_ir
🌤 #مبشران_غدیر
مبشران غدیر
👆🏻🔴 فراخوان گردانهای قسام برای دعا به نیت گشایش برای مردم #غزه امشب (#شب_جمعه) ٢٠ شهریور @mobashe
.
حتما امشب برای پیروزی جبهه حق دست به دعا برمیداریم 🤲🏻
.