eitaa logo
مبشران غدیر
2.1هزار دنبال‌کننده
7هزار عکس
3.3هزار ویدیو
108 فایل
ارتباط با مدیر کانال👇🏻 @molayaamAli ارتباط با روابط عمومی موسسه👇🏻 @mobasher_ghadir شهر دانایی 👇🏻 https://eitaa.com/joinchat/3625058340C7193ef4e1a
مشاهده در ایتا
دانلود
🔸 آن شب، شیفتۀ دین پدر شدم! 📝 (خاطرهٔ فرزند آیت الله حائری شیرازی از پدر) تازه نه سالم تمام شده بود. شب ٢١ ماه مبارک رمضان داشتیم آماده می‌شدیم برای احیای شب قدر. مراسم مسجد شهداء -مسجد بزرگ شهر- را پدر برگزار می‌کرد. او امام جمعه و نمایندۀ ولی فقیه در شیراز بود. مسجد شلوغ می‌شد. هر سه شب، من و برادرها هم همراه مادر و پدر به مسجد می‌رفتیم. ساعت ٩ شب، پدر داشت وضو می‌گرفت. رفتم کنارش ایستادم و گفتم: «چرا همۀ ما باید حرف‌های یک نفر رو که خداست گوش کنیم؟ اصلاً خدا کیه؟». پدر نگاهی به من کرد و مسح سرش را کشید. ادامه دادم: «من تا ندونم خدا کیه نمی‌توانم براش دعا کنم و نماز بخونم. من اصلاً نمی‌تونم برای کسی که نمی‌بینمش کاری انجام بدم». پدر مسح پایش را کشید و نشست کنار من. - خب برو ببین خدا کیه! - از کجا بشناسم؟ شما که خدا رو می‌شناسید برام بگید تا بشناسم. پدر دستم را گرفت و آورد توی ایوان خانه و نشاند کنار خودش. برایم از خدا گفت، مثال آورد و گفت و گفت و گفت. یک ساعتی که گذشت، مادر آمد. - حاج آقا، مگر مسجد نمی‌روید؟ دیر می‌شود. بقیه حرفتان را بگذارید برای فردا. - میدانم اما امشب باید این بحث را برای فاخره به نتیجه برسانم. مادر با تعجب به من و پدر نگاه کرد و گفت: «حاجی، پس تکلیف این جماعتی که آمده‌اند احیا چه می‌شود؟ نمی‌توانی به آن جمعیت بگویی من باید بحث را برای دخترم تمام کنم!». پدر بلند شد و رفت سمت تلفن: «درستش می‌کنم». شماره گرفت و با کسی حرف زد. تلفن را گذاشت و دوباره شماره گرفت و حرف زد. مادر چشمانش خیره به پدر مانده بود. چیزهایی که می‌شنید را باور نمی‌کرد. پدر تلفن را گذاشت و رو کرد به مادر و گفت: «درستش کردم؛ یکی از دوستان به جای من می‌رود مسجد برای برگزاری مراسم احیاء. شما هم که ماشین می‌آید دنبالتان با پسرها بروید احیاء. من با فاخره در خانه می‌مانم. می‌خواهیم تا صبح حرف بزنیم». نمی‌دانستم چه باید بگویم. از این که بی‌موقع سؤال کرده بودم، کمی از دست خودم دلخور شدم، اما از این که پدر مراسم احیایش را به خاطر من به هم زد تا جوابم را بدهد خیلی خوشحال بودم. باورم نمی‌شد. تازه به سن تکلیف رسیده بودم و اینکه پدرم به من اهمیت داد و دیده شدم، خوشحالم کرد. تا سحر با پدر حرف زدیم تا وقتی که مادر و برادرها از مسجد آمدند. اصلاً حرفی نزد که «امشب شب دعاست و من نتوانستم نمازی بخوانم یا دعایی کنم یا به خاطر تو به مسجد نرفتم. همۀ شب برایم با خوش‌رویی حرف زد. پدر یک شبِ خود را تمام و کمال برای من گذاشت. پدر با این کار، من را تمام عمر، پایبند و شیفتۀ آن یک شب کرد. شیفتۀ دینی که در آن تربیت شده بود. او پدر من بود و به من اهمیت و عزت داد. بعدها بارها و بارها در جاهای زیادی این خاطره را تعریف کردم و هر بار با یک واکنش مشترک و شبیه به هم روبه رو شدم؛ می پرسیدند: «واقعاً؟ چطور چنین چیزی ممکن است؟» حالا که برمی‌گردم و به زندگی‌ام نگاه می‌کنم، می‌بینم تمام روزها و لحظه‌های زندگی من، چنین اتفاقات درخشانی داشته است. 📖 منبع: کتاب «من فاخره‌ام»؛ پدرانه‌های تربیتی آیت الله حائری شیرازی (روایت‌های فاطمه حائری شیرازی از پدر) @haerishirazi
10.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
👣 لحظه‌ی وداع همیشه سخت است... مادرانی که اشک‌هایشان را پشت لبخند پنهان می‌کنند، کودکان که با دستان کوچکشان ساک‌های پدر را می‌گیرند و نمی‌خواهند رهایش کنند... جوانانی که با بوسه‌ای بر پیشانی عزیزانشان، دل از خانه می‌کَنند تا به دل دریا بزنند. اینجا بندر است، اما شبیه میدان جهاد. هر ساکی که روی دوش گرفته می‌شود، بوی ایمان می‌دهد. هر قدمی که به سمت عرشه برداشته می‌شود، بوی عهدی تازه با خدا دارد. این خداحافظی‌ها ساده نیست... در نگاه کودکی که پدرش را بدرقه می‌کند، هزار پرسش موج می‌زند: «کی برمی‌گردی؟» و در پاسخ، تنها یک جمله آرام اما محکم شنیده می‌شود: «وقتی محاصره شکسته شود، وقتی غزه آزاد شود...» ✊ این مسافران، اهل دریا نیستند؛ اهل غیرت‌اند. آمده‌اند تا صخره‌های ظلم را در هم بشکنند، آمده‌اند تا صدای بی‌صدایان غزه باشند. 🌊 خدایا... این کشتی‌ها را به سلامت برسان. دل‌های چشم‌انتظار غزه را از این غربت و تنهایی نجات بده و این سفر را به معبری برای پیروزی مظلومان و رسوایی ظالمان قرار بده. 🎥 برادر سیاح طاهری فرزندِشهید سیاح از مدافعان حرم ✍️ محمدمسلم وافی @mobasheran_ir 🌤
👆🏻🔴 فراخوان گردان‌های قسام برای دعا به نیت گشایش برای مردم امشب () ٢٠ شهریور @mobasheran_ir 🌤
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
🌸 چقدر شبیه یکدیگرند این پدر و فرزند! هر دو محمد، هر دو موعود، هر دو رحمت و هر دو خاتَم. منتها پدر خاتم الانبیاست و پسر خاتم الاوصیاء. این مقدار شباهت بی‌حکمت نیست، چرا که قرار است رسالتی که پدر شروع کرده به دست پسر تمام شود. و دین خدا در زمین عالمگیر شود.🌿 🌷 قصه خلقت با "محمّد" آغاز شد، و سرانجام هم با "م‌ح‌م‌د" پایان شیرینش فرا میرسد. ما مسلمانان اولین محمّدیم، و چشم به راهان آخرین م‌ح‌م‌د... 🌹الهی یا حمید بحق محمد عجل لولیک الفرج @mobasheran_ir 🌤
1.6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
کشتی‌های یکی یکی دارن راهی میشن به سمت غزه ۱۲۰۰ مایل اونورتر است دعا کنیم براشون 🤲🏻 خدایا کاروان این مردم آزاده رو به غزه برسان @mobasheran_ir 🌤
❌مبادا! مبادا! موقع دعا احدی را بر امام زمانت مقدّم بداری... ‼️یک وقت خیال نکنی که مولایت به دعای تو نیازی دارد. ❗️❕❗️هیهات! هیهات! اگر چنین عقیده‌ای داری، تو در اعتقاداتت مریض هستی! ⬅️اینکه اوّل برای او دعا کنی سبب می‌شود درهای اجابتی که با گناهانت قفل خورده باز شود... 🔴نگو که "پس چرا فلان استاد و فلان استاد این‌گونه عمل نمی‌کنند؟!..." ✅به آنچه گفتم عمل کن که «اوّل دعا کردن برای امام زمان»، حقیقتی واضح است. ♨️و هرکس از این مطلب غافل باشد در اشتباه فضاحت‌باری است! 📚 برگرفته از فلاح السائل ص۴۴ @mobasheran_ir 🌤
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
❣پیامبر اکرم صلی‌الله علیه‌و‌آله: 🌴《مَن سَرَّهُ أن یستَجیبَ الله لَهُ عِندَ الشَّدائِدِ وَالکَربِ فَلیکثِرِ الدُّعاءَ فِی الرَّخاءِ》 هر کس دوست دارد خداوند هنگام" سختی‌ها" و "گرفتاری‌ها" دعاى او را اجابت کند در هنگام آسایش، بسیار کند.✔️ 📗 [نهج الفصاحه، حدیث ۳۰۲۳] @mobasheran_ir 🌤