نمیدونم عمو ،یه حال عجیبیم، نگرانی،دلهره،ترس،بلاتکلیفی،غم و غم و غم...
عمو، به اون خدا بالاسریه بگو خودشو نشون بده...
یه بچه خوشگل تپلو ِمهربون رو به روم نشسته سینه میزنه ، هر از گاهی هم نگام میکنه لبخند میزنه ، نباید بچلونمش ؟