eitaa logo
مبصر
1.4هزار دنبال‌کننده
59.5هزار عکس
35.2هزار ویدیو
174 فایل
پاتوق اهل بصیرت و صبر
مشاهده در ایتا
دانلود
6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🔵 گاهی یک منبر کوتاه، میتونه اینقدر عمیق ، هر کسی رو به فکر وادار کنه ... حقیقتا این منبر کار صدها برنامه ی تلویزیونی و صدها کتاب رو میکنه شیخ اسماعیل رمضانی عالیه حتما ببینید... 🇮🇷 @Mobser 🇮🇷 🇮🇷 eitaa.com/Mobser 🇮🇷
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
💠امام هادى عليه السلام 🔹لاَ تَعُدْ وَ لاَ تَجْعَلْ لِلْأَيَّامِ صُنْعاً فِي حُكْمِ اَللَّهِ 🔸از حدّ خود تجاوز نكن و روزگار را در كار خدا دخيل مدان 📗تحف العقول ص۴۸۳ 🇮🇷 @Mobser 🇮🇷 🇮🇷 eitaa.com/Mobser 🇮🇷
5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
⭕️ معجزه آخرالزمان 🔻شیعیان جمهوری آذربایجان،۷۰ سال زیر سلطه نظام الحادی_مارکسیستی شوروی زندگی کردند و پس از فروپاشی اتحاد شوروی،بیش از ۳۰ سال است که اسیر نظام دیکتاتوری فاسد و دین ستیز علیف ها(حیدر علیف و پسرش الهام علیف) هستند و در تمام این مدت امکان حداقل استفاده از تبلیغات دینی و آموزشهای شرعی را هم نداشته اند! 🔻در چنین شرایطی پافشاری زنان و دختران محجبه این سرزمین بر حجاب و مقاومت آنها در برابر دستور رژیم الهام علیف(ممنوعیت ورود معلمان و دختران محجبه به مدارس و مراکز آموزشی)چیزی جز معجزه ای تمام عیار نمی تواند باشد! 🔻سنت خداست که اشکهای این دختران مظلوم شیعه،مانند سیل بساط دیکتاتوری فاسد باکو را بر هم بزند و علیف صهیونیست را همنشین باقی دشمنان دین خدا(صدام،رضا خان، پسرش و...)کند! 🔻و در این میان شرمساری سهم ماست که طی دو سال اخیر،بیشترین دیدار خارجی رئیس‌جمهور ما با الهام علیف بوده است! @pas_kouchehaie_enghelab
3.7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🔴 حمله روحانی و ظریف به حجاب 🚨 این نفوذیا از هر چی طرفداری کنن اون به ضرر حاکمیت و نظامه! شهید آوینی: جنگ نهایی ما با اسلام امریکایی است چرا که قدمت این اسلام از امریکا بیشتر است
🚨🚨🚨بسیار مهم/ پشت پرده قضیه حجاب در جمهوری آذربایجان 🔸تحلیل ما این است که دشمن آمریکایی-صهیونی یک حمله بزرگ و سنگین قرار است به ایران عزیز بکند. 🔸از صحبت‌ها و خبرهایی که منتشر می‌شود، میتوان این را فهمید. 🔸قضیه ممنوعیت حجاب در آذربایجان را هم ما در این راستا می‌بینیم؛ الآن به بهانه مساله حجاب به شدت علیه ایران اسلامی در بین مردم جمهوری آذربایجان نفرت پراکنی می‌کنند. 🔸و همچنین برای اینکه دشمن از ظرفیت جمهوری آذربایجان (خصوصا ۷۶۵ کیلومتر مرز زمینی) استفاده کند، باید مومنین و طرفداران نظام جمهوری اسلامی در آذربایجان را شناسایی و دستگیر کند تا در هنگام حمله، هیچ مانعی از این جهت در برابر آنها نباشد. 🔸طبق اخبار دیروز، قریب به ۴۰ نفر به این بهانه دستگیر شدند و شیرانی همچون حاج آبگل سلمان‌اف را قبل از این قضایا دستگیر کردند. 🔸به زبان ساده حکومت آذربایجان با راه انداختن طرح ممنوعیت حجاب، افراد قشر خاکستری را نسبت به ایران بدبین می‌کند و افراد سرسختِ مدافع جمهوری اسلامی را هم به زندان می‌اندازد تا راه را برای دشمن باز کند. 🔸مهم‌ترین کاری که ما می‌توانیم انجام دهیم، دعا و استغاثه، حفظ و تقویت سنگر خیابان و انسجام اجتماعی است. 🔸«وَمَکَرُوا وَمَکَرَ اللَّهُ وَاللَّهُ خَیْرُ الْمَاکِرِینَ» ـــ ـ ـ ـــ ـ ــ ـــ ☫ مقاومت اسلامی قفقاز 🇮🇷 @Mobser 🇮🇷 🇮🇷 eitaa.com/Mobser 🇮🇷
4⃣سفر رئیس جمهور رژیم غاصب سفاک به پشت مرز های ایران ✍تحلیل ما این است که این سفر برای هماهنگی و بررسی ابعاد حمله صورت گرفته است. ـــ ـ ـ ـــ ـ ــ ـــ ☫ مقاومت اسلامی قفقاز 🇮🇷 @Mobser 🇮🇷 🇮🇷 eitaa.com/Mobser 🇮🇷
1.6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
❌‼️ببینید ظریف چه لجنی هست که رامین کامران که خودش از عناصر تند اپوزوسیون جمهوری اسلامی هست از چرندیات و اراجیف خائنانه و نسخه تسلیم ظریف اینگونه عصبانی شده. چرا واقعا باید ظریف هر غلطی میخواد بکنه و هیچکس هم کاری باهاش نداشته باشه؟ چرا این جماعت خائن اینقدر حاشیه امن دارند؟؟ چرا برخی افراد نفوذی در ساختارهای انقلابی در گذشته و حال از این خائن دفاع قاطع میکنند؟؟ چرا باید چنین فردی مخفیانه یا آشکار با دولت همکاری داشته باشه و راهبری بخش مهمی از دستگاه دیپلماسی و سیاسی و اقتصادی کشور کماکان با این فرد و همپیالگی هاش باشه؟ 🇮🇷 @Mobser 🇮🇷 🇮🇷 eitaa.com/Mobser 🇮🇷
پاسخی به ظریف!/دیپلماسی بدون محاسبه قدرت؛ آیا فرصت‌محوری می‌تواند خود به فرصت‌سوزی تبدیل شود؟ کاش دکتر ظریف در مورد قفقاز و ترکمانچای حرف نمی‌زد؛ نه از این جهت که دیپلمات سابق کشور حق ندارد درباره سیاست خارجی و مسائل منطقه‌ای اظهارنظر کند، بلکه از این جهت که وقتی درباره «ذهنیت تهدیدمحور» سخن می‌گوییم، باید درباره تجربه‌های واقعی سیاست خارجی خودمان نیز پاسخگو باشیم. مسئله اصلی در سیاست خارجی، انتخاب میان «فرصت» و «تهدید» نیست. مسئله این است که آیا می‌توان فرصت‌ها را بدون محاسبه قدرت، نیت و ظرفیت طرف مقابل دید؟ آیا می‌توان تهدیدهای واقعی را صرفاً با این استدلال که نگاه امنیتی فرصت‌های دیپلماتیک را از بین می‌برد، نادیده گرفت؟ به نظر می‌رسد تجربه ایران در سال‌های گذشته نشان داده است که «فرصت‌محوری» اگر از شناخت قدرت و نیت طرف مقابل جدا شود، خود می‌تواند به نوعی فرصت‌سوزی تبدیل شود. ۱-قفقاز؛ جایی که فرصت‌ها قبل از آنکه به تهدید تبدیل شوند، هشدار داده شده بودند پاییز سال ۱۳۹۹ و در جریان جنگ قره‌باغ، موازنه ژئوپلیتیکی جنوب قفقاز به‌شدت تغییر کرد. در همان مقطع، درباره پیامدهای این جنگ برای مرزهای شمال‌غربی ایران، جایگاه ارمنستان، نقش ترکیه و آذربایجان و حضور قدرت‌های فرامنطقه‌ای هشدارهایی نسبت به دستکاه دیپلماسی آقای ظریف مطرح شد.اما انتصاب سفرای «خاص» در باکو و گزارشات غیر موجه به تهران کار را بجایی رساند که در لحظات آخر، ایران ناچار شد نیروی نظامی در مرز مستقر و سفیر وابسته به نیروی قدس را در ارمنستان با ماموریت ویژه منصوب نماید! ولی دیگر دیر شده بود... فارغ از اختلاف‌نظر درباره اینکه دقیقاً چه بازیگری چه نقشی در تحولات آن دوره داشت، یک واقعیت غیرقابل انکار است: پس از جنگ ۲۰۲۰، محیط امنیتی و ژئوپلیتیکی پیرامون مرزهای شمال‌غربی ایران بشدت تغییر کرد. سؤال اینجاست که چرا این تغییرات باید زمانی جدی گرفته شوند که بخش قابل توجهی از روندهای جدید تثبیت شده است؟ اگر در آن مقطع فرصت‌هایی برای تأثیرگذاری ایران وجود داشت و از آنها استفاده نشد، نمی‌توان تمام پیامدهای بعدی را به «ذهنیت تهدیدمحور» در منطقه نسبت داد. بخشی از مسئله به زمان‌شناسی سیاست خارجی، تشخیص درست روندها و استفاده به‌موقع از ظرفیت‌های دیپلماتیک مربوط می‌شود. دیپلماسی فقط رفتن به پایتخت‌های منطقه آنهم با چند تاجر و رییس بانک رفیق! پس از وقوع بحران نیست. دیپلماسی موفق باید قبل از تثبیت یک روند نامطلوب، برای تغییر آن وارد عمل شود. ۲-تهدید، همیشه محصول توهم امنیتی نیست یکی از محورهای سخنان اخیر آقای ظریف، نقد نگاه تهدیدمحور در سیاست خارجی است. نقد امنیتی‌شدن افراطی سیاست خارجی، به‌خودی‌خود می‌تواند موضوعی قابل بحث باشد؛ اما مشکل از جایی آغاز می‌شود که هر ارزیابی امنیتی از رفتار همسایگان، به «توهم تهدید» تقلیل داده شود. اصولا در منطقه‌ای که سیستمهای دیکتاتورمآبانه اولاد زاید،نتانیاهو ،بن سلمان، اردوغان و حتی خود علی‌اف وجود دارد برای مثال، مناسبات امنیتی و نظامی جمهوری آذربایجان و اسرائیل یک واقعیت قابل بررسی است. بر اساس داده‌های SIPRI، اسرائیل در فاصله سال‌های ۲۰۱۶ تا ۲۰۲۰ حدود ۶۹ درصد از واردات تسلیحات عمده جمهوری آذربایجان را تأمین کرده است. این به آن معنا نیست که هر رابطه نظامی میان دو کشور الزاماً علیه ایران تعریف شده است؛ اما آیا منطقی است که ایران چنین رابطه‌ای را اصلاً در محاسبات امنیت ملی خود وارد نکند؟ همین منطق درباره تحولات مرزی، حضور بازیگران خارجی و تغییر مسیرهای ترانزیتی نیز صدق می‌کند. وقتی درباره طرح‌های مرتبط با مسیر زنگزور یا ترتیبات جدید ترانزیتی در قفقاز صحبت می‌کنیم، مسئله صرفاً ساخت یک جاده نیست. مسئله اصلی، پیامد ژئوپلیتیکی تغییر مسیرهای ارتباطی، جایگاه ارمنستان، موقعیت ایران در کریدورهای منطقه‌ای و احتمال افزایش نقش بازیگران خارجی در نزدیکی مرزهای ایران است. ممکن است درباره میزان و نوع تهدید اختلاف نظر وجود داشته باشد؛ اما اصلِ محاسبه این عوامل را نمی‌توان «ذهنیت تهدیدمحور» نامید. ۳-تجربه برجام؛ مذاکره لازم بود، اما محاسبه قدرت لازم‌تر ایران یک بار با «نگاه فرصت‌محور» به آمریکا و غرب، توافق برجام را امضا کرد و با این تفکر که با توافق با کدخدا در نقاطی مانند قفقاز هم می توان را مشکلات حل کرد. نتیجه اما، خروج یک‌جانبه آمریکا از توافق و اعمال شدیدترین تحریم‌ها بود. این تجربه نشان می‌دهد که «فرصت‌محوری» بدون در نظر گرفتن نیات طرف مقابل، به ضرر ایران تمام می‌شود. ایران در سال ۱۳۹۴ برجام را امضا کرد. هدف اصلی این توافق، حل‌وفصل مناقشه هسته‌ای و فراهم کردن زمینه کاهش تحریم‌ها و گشایش اقتصادی بود.
ایران حتی قبل از جاری شدن توافق اولیه در لوزان،همه سانتریفیوژها را جمع کرد؛ دسترسی به بازرسان را بیشتر و حتی افرادی مثل دری و سیروس ناصری و اعضای نایاک را که معتمد امریکاییها محسوب میشدند را، در تیم مذاکره ایرانی جای داد! و مذاکره مستقیم را پیش برد؛ اصل مذاکره را نمی‌توان خطا دانست. اتفاقاً دیپلماسی یکی از ابزارهای اصلی تأمین منافع ملی است. اما تجربه خروج آمریکا از برجام یک درس مهم داشت: هیچ توافقی نباید صرفاً بر اساس وعده‌ها و منافع مورد انتظار و یک طرفه طراحی شود؛ بلکه باید توان، اراده و امکان نقض تعهدات طرف مقابل نیز در محاسبات لحاظ شود. اما مشاهده کردیم که دیپلماسی ظریف ما،نه محکومیت نقض تعهدات طرف مقابل، که اعتراض به قانون مصوب مجلس برای مقابله با اقدامات خلاف قانون امریکا در نقض برجام بود؛ به هر حال آمریکا در سال ۲۰۱۸ از برجام خارج شد و تحریم‌های خود را بازگرداند. این تجربه نشان داد که حتی بهترین توافق روی کاغذ، بدون پشتوانه قدرت و سازوکارهای مؤثر برای تضمین منافع، و هماهنگی میان دیپلماسی و میدان آسیب‌پذیر است. هرچند که ژنرال سلیمانی،در همان برهه در مقابل تهدید حسن روحانی به بستن خلیج فارس فرمودند: اگر تصمیم شما این باشد «من دست شما رو میبوسم» و کمک میکنم،؛اما این دیپلماسی بود که با مصاحبه های تخریبگرانه، نه علیه دشمن که علیه داخل،از میدان کمک نخواست و ساز تفرقه را با نواختن انفصال میدان و دیپلماسی کوک نمود! بنابراین درس برجام این نیست که «با غرب مذاکره نکنیم». درس آن این است که مذاکره را نباید با خوش‌بینی تمام، هزینه همه چیز، بستن درها به روی همه بجز غرب،اشتباه گرفت و جایی برای حق اعتراض و نقد باقی نگذاشت. فرصت‌محوری زمانی معنا دارد که در کنار آن، شناخت قدرت طرف مقابل، امکان تغییر مواضع او و هزینه‌های نقض توافق نیز محاسبه شده باشد. ۴-اگر دیپلماسی ضعیف است، فقط مشکل را در نیروهای امنیتی جست‌وجو نکنیم یکی دیگر از بحث‌هایی که درباره حضور نیروهای وابسته به ساختارهای امنیتی و نظامی در سیاست منطقه‌ای مطرح می‌شود، این است که چرا بخشی از پرونده‌های منطقه‌ای در اختیار چنین نیروهایی قرار گرفته است. این پرسش قابل طرح است. اما پرسش متقابل هم وجود دارد: اگر دیپلماسی رسمی و اقتصادی کشور توان کافی برای تأمین منافع ایران در مناطق مختلف را داشت، چرا در برخی پرونده‌ها نقش نهادهای امنیتی و نظامی تا این اندازه پررنگ شد؟ اگر گفته می‌شود حضور نیروهای نظامی در منطقه مشکل‌ساز بوده، باید همزمان پرسید عملکرد دستگاه دیپلماسی چه بوده است. چرا در چین، به عنوان یکی از مهم‌ترین شرکای اقتصادی ایران، نتوانستیم دیپلماسی اقتصادی متناسب با اهمیت این رابطه ایجاد کنیم؟ چرا در روسیه؟ چرا در اروپا، حتی در دوره برجام، نتوانستیم به دستاوردهای اقتصادی پایدار و متناسب با انتظارات دست پیدا کنیم؟ نمی‌توان هر جا نتیجه مطلوب حاصل نشد، علت را صرفاً در «امنیتی‌شدن» جست‌وجو کرد. گاهی باید عملکرد خود دیپلماسی را نیز مورد ارزیابی قرار داد. ۵-سوریه و آستانه؛ دیپلماسی و میدان را نمی‌توان از هم جدا کرد در پرونده سوریه نیز همین مسئله مطرح است. مذاکرات آستانه با مشارکت ایران، روسیه و ترکیه یکی از مهم‌ترین چارچوب‌های دیپلماتیک درباره سوریه بود. اما تجربه سوریه نشان داد که تحولات میدانی، قدرت نظامی، بازیگران منطقه‌ای و محاسبات امنیتی چگونه می‌توانند بر نتایج دیپلماتیک اثر بگذارند. اینکه وزیر سابق خارجه معترض آن است که چرا دیپلماتهای منطقه‌ای، از نیروی قدس اعزام میشوند را میتوان در آنجا مشاهده کرد که فقط یک دخالت دیپلماتیک بدون هماهنگی با میدان، در اجلاس آستانه با حضور ایشان و حسن روحانی و پذیرش عدم پاکسازی ادلب سوریه بدون هماهنگی با قاسم سلیمانی که جنس و نیت دشمن در منطقه را لمس مرده بود،امروز سبب سقوط سوریه و همواریازی مسیر حمله هوایی به خاک ایران شده است بنابراین اگر امروز درباره نقش نیروهای امنیتی یا نظامی در سیاست منطقه‌ای بحث می‌کنیم، باید این سؤال را نیز مطرح کنیم که آیا حذف یا تضعیف ظرفیت‌های میدانی، بدون ایجاد جایگزین مؤثر دیپلماتیک، الزاماً به افزایش منافع ملی منجر می‌شود؟ دیپلماسی و قدرت نظامی دو حوزه کاملاً جدا از هم نیستند. دیپلمات پشت میز مذاکره، باید بداند چه میزان قدرت در اختیار کشورش قرار دارد؛ همان‌گونه که نیروهای نظامی نیز باید بدانند هدف نهایی قدرت نظامی، ایجاد شرایط بهتر برای تأمین منافع ملی و در صورت امکان، دستیابی به راه‌حل سیاسی است. اینکه بگوییم دیپلماتهای منطقه‌ای نباید از نیروی قدس و باید متخصص در اقتصاد باشد به فرض اگر صحیح باشد اما چرا اقای ظریف همین مورد را در مورد دیپلماتهای حاضر در چین و روسیه و اروپا و افریقا به کار نمیبندد و نمیگوید در همان زمان برجام هم سطح تجارت با غرب اگر پس‌رفتی نداشت اما نتوانست رشد نماید؟
5-ترکمانچای؛ مسئله «مذاکره کردن» نبود، مسئله «موازنه قدرت» بود/ امروز هم اسم رمز است!! استناد به ترکمانچای در بحث سیاست خارجی نیازمند دقت بسیار تاریخی است. ایران در دو جنگ بزرگ با روسیه تزاری در اوایل قرن نوزدهم درگیر شد. جنگ اول در سال ۱۸۱۳ ناشی از حمله تزار به سرزمین ایران برای تصرف کل سرزمین و رسیدن به خلیج فارس با ۱۰سال مقاومت جانانه و نابرابر، خیانت فرانسه بعنوان هم‌پیمان در جنگ و انگلیس بعنوان متحد در مذاکرات صلح نهایتا با عهدنامه گلستان، از دست رفتن دوسوم خاک ایران از جمله گرجستان پایان یافت؛ اما دشمن به این مورد بسنده نکرد و ۱۵سال بعد به طمع خاک ایران از دروازه باکو گذشت و اینبار وزرای نشسته در تهران به همراه حاکم خائن با وساطت سفارتخانه، ارسال آذوقه و مواجب نظامیان میدان را قطع و و با نجنگیدن و «صلح شرافتمندانه=تسلیم» بخش دیگری از خاک ایران را واگذار کردند؛ اما این بخشی از ماجراست؛ در کنار خیانت دولت، اما مقاومت دوساله و جانانه و دست خالی و مظلومانه عباس میرزا و مردم آذربایجان و بخشی از کردها سبب توقف دشمن در پشت دروازه‌های تبریز شد؛جنگ دوم با ریخته شدن خون مردم مقاوم و در سایه خیانت دیپلماتهای تهران‌نشین در سال ۱۸۲۸ با عهدنامه ترکمانچای پایان یافت. لذا سخن از ترکمانچای، در تاریخ ،نه به مثابه دیپلماسی که اسم رمز قطع لجستیک جبهه،مواجب نظامیان،رها کردن مردم بی‌پناه مرز و دادن بخشی از خاک برای حفظ منافع سیاستمداران تهران‌نشین است بنابراین نمی‌توان ترکمانچای را صرفاً نتیجه «مذاکره بد» یا «دیپلماسی ضعیف» دانست.بلکه ترکمانچای نتیجه یک تصمیم کاملا سیاسی مرکزنشینانِ تحت نفوذ سفارتخانه‌ها و اتخاذ راهبرد عدم جنگ توسط موثرین، به قیمت قربانی کردن جانفدایان کشور بود؛ و البته تاریخ همیشه قابل تکرار است؛ و اولین قدم برای تکرار آن، ارسال همان پیام تفرقه است که از دولت فتحعلی شاه قاجار به دشمن مخابره شد! ۶- دیپلماسی و بازدارندگی؛ دو روی یک سکه در اینجا به اصل بحث می‌رسیم. دیپلماسی و بازدارندگی در مقابل یکدیگر نیستند. بازدارندگی برای جلوگیری از جنگ است، نه برای آغاز آن. قدرت نظامی زمانی ارزشمند است که طرف مقابل را از محاسبه حمله و فشار منصرف کند و فضای بیشتری برای دیپلماسی ایجاد کند. از سوی دیگر، دیپلماسی نیز برای حذف قدرت نیست؛ بلکه یکی از ابزارهای تبدیل قدرت به دستاورد سیاسی است. دیپلمات قدرتمند کسی نیست که فقط بتواند خوب مذاکره کند. باید بداند پشت میز مذاکره چه میزان قدرت، چه میزان ظرفیت، چه گزینه‌های جایگزین و چه ابزارهای بازدارنده‌ای در اختیار کشورش قرار دارد.چیزی که اصولا در فکر کسی که معتقد است دشمن با یک دکمه ایران را نابود میکند جایی ندارد؛ ۷-سؤال اصلی از آقای ظریف بنابراین سؤال اصلی از آقای ظریف این نیست که چرا از دیپلماسی دفاع می‌کنید. اتفاقاً هیچ کشوری بدون دیپلماسی نمی‌تواند منافع خود را در جهان امروز تأمین کند. سؤال این است که آیا دیپلماسی باید صرفاً «فرصت‌محور» باشد یا باید همزمان قدرت، تهدید، نیت و ظرفیت طرف مقابل را نیز محاسبه کند؟ آیا نگاه به فرصت، بدون دیدن تهدید، خودش نمی‌تواند به از دست رفتن فرصت‌ها منجر شود؟ ایا از نظر ظریف،امریکایی که چند بار به مشور حمله،مسئولین مختلف از جمله دیپلماتهای عالی رتبه نظیر خرازی و لاریجانی را شهید و مسئله جنگ با ایران را به ۴۸۰سال قبل از میلاد و زمان هخامنشیان مرتبط میداند،هنوز به مرحله تهدید نرسیده است؟ آیا در قفقاز، اگر برخی روندهای ژئوپلیتیکی زودتر و جدی‌تر دیده می‌شد، امکان استفاده از ظرفیت‌های بیشتری برای ایران وجود نداشت؟ آیا تجربه برجام به ما نیاموخت که توافق بدون تضمین‌های مؤثر و بدون محاسبه رفتار طرف مقابل، می‌تواند آسیب‌پذیر باشد؟ و آیا تجربه تاریخی ایران نشان نمی‌دهد که دیپلماسی زمانی بیشترین اثرگذاری را دارد که پشتوانه آن قدرت ملی و وحدت باشد؟ ۷- سخن آخر ایران نه به «امنیت‌گرایی مطلق» نیاز دارد و نه به «فرصت‌محوری مطلق». کشوری که فقط تهدیدها را ببیند، فرصت‌های دیپلماتیک را از دست می‌دهد؛ اما کشوری که فقط فرصت‌ها را ببیند و تهدیدها و نیت طرف مقابل را نادیده بگیرد، ممکن است زمانی متوجه تهدید شود که دیگر فرصت واکنش مؤثر بسیار محدود شده باشد. سیاست خارجی حرفه‌ای، هنر تشخیص همزمان فرصت و تهدید است. دیپلماسی بدون قدرت، ممکن است به مذاکره برای مدیریت خسارت تبدیل شود؛ قدرت بدون دیپلماسی نیز ممکن است فرصت‌های سیاسی و اقتصادی را بسوزاند. اما ترکیب دیپلماسی با قدرت، همان چیزی است که می‌تواند برای یک کشور «بازدارندگی مؤثر» و «چانه‌زنی واقعی» ایجاد کند. اگر قرار باشد از گلستان، ترکمانچای، برجام، قفقاز، سوریه و سایر تجربه‌های سیاست خارجی ایران یک درس مشترک بگیریم، شاید آن درس این باشد: «نه هر تهدیدی توهم است و نه هر فرصتی واقعاً فرصت.