پاشو
آدم با یک باخت که
نمیزنه زیر میز...
پاشو...
ببین زندگی همینه
یک داره
دو داره
بعد سه داره
و تو باید با همه ی
این مهره ها بازی کنی
ولی سن نوجوانی واقعا برای اونایی
که دغدغه آینده شون رو دارن
سن افسردگیه...
فکر کن تو داری شبانه روزتو میزاری
از خیلی از تفریحات میگذری
خیلی شبا با ترس و استرس از
اینکه امروز کم گذاشتی میخوابی
تازه اگه خوابت ببره...
کل روز خستگی تو تنته چون هم
شب خواب درست و آرومی نداشتی
هم باید کلی مطلب جدید یاد بگیری
تازه اگر اون روز ،روزی نباشه که از
خودت راضی نباشی و هعی با خودت
نگی نه من نمیتونم من آدمش نیستم.
بچه هایی که درس میخونن میدونن
سر هر یک مطلبی که نمیفهمی و یک
سوالی که بلد نیستی حل کنی چقدر
بغض گلوتو میگیره و انرژیت تحلیل میره
بعد فکر کن کل روزات همینقدر تلخ میگذره
ولی تو نمیدونی نتیجه همه ی این روزایی
که داره برات مثل کابوس میگذره همون
میشه که میخوای یا نه...
در واقع تو نه اطمینانی به خوش بودن اینده
ات داری و نه داری الانت رو زندگی میکنی...:)
شما نمیدونین چقدر سخته که
از درون در حال فروپاشی باشی
ولی به خاطر دلخوشی عزیزات
لبخند بزنی و بگی خوبم...
مملو از مبتلایی :)))
ولی سن نوجوانی واقعا برای اونایی که دغدغه آینده شون رو دارن سن افسردگیه... فکر کن تو داری شبانه روز
++++
کاش به جای بازی با آینده و مغز ما یکم به فکر روح و روانمون باشن
رک بگوییم از همه رنجیده ام
از غریب و آشنا ترسیده ام
بیخیال سردی آغوش ها
من به آغوش خودم چسبیده ام...
_کی پشتت بود وقتی هیچکس نبود؟
کی اشکاتو پاک کرد وقتی هیچکس نبود؟
کی هواتو داشت وقتی هیچکس نبود؟
کی بهت امید میداد وقتی امیدی نبود؟!
+خودم...:)
_پس حواست به خودت باشه...:)!