eitaa logo
⸤ مدافعانِ‌حریم‌وحرم ⸣
935 دنبال‌کننده
649 عکس
229 ویدیو
0 فایل
﷽ [تَلفیقےازشـَهٰادٺ؛♥️• دیـنُ‌مَذهـَب🕋 امام‌زمان💚 ۅَسبڪ‌زِندگے👨‍👩‍👧‍👦] ✙عِینَڪِت‌راپاڪ‌ڪُن👓! آخَـرگاهےاوقـٰات‌مُشڪ‌ل‌درعینڪ‌آدم‌اَست! •‌گوشِ‌شنوا: https://harfeto.timefriend.net/16640457096072 •پاسخِ‌به‌شما: @Harf_14 •بخون‌ازشروط↯ @Tabadol_14
مشاهده در ایتا
دانلود
...🌱 مَجنون اَز راهی میگُذَشٺ.🚶♂ جَمعی نماز گُذاشتهِ بودَند. مَجنون اَز لا بهِ لایِ نَماز گُذاران رَد شُد. جَماعٺ تُندو تُند نَماز را ٺَمام ڪَردَند🖐 هَمگی ریخٺَند بر سَر مَجنون. گُفٺَند: بی ٺَربیَٺ ڪافَر شُده ای. مَجنون گُفت:مَگر چهِ گُفٺم. گُفٺند :مَگر ڪوری کهِ از لایِ صفِ نماز گُذاران میگُذری😕 مَجنون گفٺ:مَن چنان در فکرِ لیلا غَرق بودَم که وَقتی میگُذَشٺم حَتیٰ یڪ نَماز گُذار ندیدم🙂 شُما چطور عاشقِ خُدایید و در حالِ صحبت باٰ همگی مَرا دیدید✨ {قَدری مَجنون بآشیم🙌} @modafeanhareem
#چ_مثل_چرا_چادر ❤️ حجاب را بدون منطق، تصور ڪن! بدون دلیل... بدون برهان... و صُغرے و ڪُبرے! حجاب را بدون ریاضے، تصور ڪن! بدون دو دوتا چارتا... بدون استدلال... و استقراء و استنتاج! حجاب را بدون ادبیات، تصور ڪن! بدون اما و اگر... بدون چگونہ... و چون و چرا! حجاب را بدون جامعہ شناسے، تصور ڪن! بدون حقوق اجتماعے... بدون چارچوب خانوادگے... و فرهنگے عمومے! حجاب را بدون عربے، تصور ڪن! بدون جنس مذڪر... بدون جنس مؤنث... و هُوَ و هِےَ! حجاب را بدون دینے، تصور ڪن! بدون نفس امارہ... بدون شیطان رجیم... و بهشت و جهنم! حجاب را بدون همہ این ها، تصور ڪن! بدون همہ این ها... بدون همہ این ها... و همہ و همہ! حالا بہ من بگو؛ حاضرے... محض <رضا>ے خدا... محض <رضا>ے خدا... محض <رضا>ے خدا... حجاب را انتخاب ڪنے؟ @modafeanhareem
🌹🕊🌹🕊 🕊🌹🕊 🌹🕊 مَـقَّـرِمـان...⬅ اسلام... گُـردانـمـان...⬅ تَشَیُع... ما✋ با بقیۂ سپاهی ها فرق داریم...!!! لباسمان خاکی نیست... ولی گاه خاکی میشود با غبار روزگار...☘ لباس ما لباس حضرت زهراست (س)❤ مــا اسلحـه نداریم...❌ تربیت درست کودکانمان...✔ برای دفاع از حرم عمهٔ سادات...💚 تنها سلاح ماست...✊ و چه بزرگوارانی که در مقابل سلاحمان تعظیم کرده اند...☺ ما میدان جنگ هم نداریم... شاید عجیب باشد...😶 ولی در میدان جنگ نرم پرسه میزنیم...✌🇮🇷 لباس چریکی نمیپوشیم ؛ چادرمان لباس رزم است... تربیت کردن مدافع ها سلاح ماست... همرزمانی همچون شیرزنان خرمشهر به ما درس ایستادگی میدهند... راستی یادم نرود...🖐 فرماندهی هم داریم که... عمریست دخیلیم به ضریحی که ندارد...💚☘ بهتر معرفی کنم...☺ ما دختران چادری...🌹 و مادران فرداییم...❤ ما... سپاه زهــ(س)ــراییم...😍✌ 🕊🌹اللهم عجل لولیک الفرج🌹🕊 @modafeanhareem
•| از کوثرم گذشتم |• یک دختر دوساله دارد به نام کوثر. دخترش را خیلی دوست داشت. طوری که هر بار به پدر یا دوستانش زنگ میزد،کلی از کوثر تعریف میکرد.☺️ یکبار که از منطقه بر گشته بود گفت:«بعضی وقت ها که در تیر رس تکفیری ها گیر می افتیم، مجبوریم مسافتی از پشت یک دیوارتا دیوار دیگر را بدویم. در آن مسافتِ چند متری کوثر می آید جلوی چشمم.» فهمیده بود که با این وابستگی ها کسی شهید نمی شود. دفعهٔ آخری که می خواست به عملیات برود به دوستش گفته بود: "این بار دیگر از کوثرم گذشتم..."😔 🌹 یادش با صلوات🌸 @modafeanhareem
اگر آقا اباالفضل العباس از ما سوال کنند: من برای یارے کردن امامم از آب💧 گذشتم، دستهایم🙌 را دادم، چشمم👀 را دادم، تیر🗡 را با چشمم خریدم، تیرها را با جان♥️ و دل قبول کردم، ولے دست از یاری امام زمانم برنداشتم، شما برای امام زمانتان چکار کردید⁉️ چہ جوابے داریم بدهیم⁉️ آیا بخاطر امام زمانمان حداقل از یک گذشتهہ ایم⁉️😔 😕 @modafeanhareem
🚗دریکی از سفرهای مقام_معظم_رهبری به جنوب کشور و بازدید از مناطق جنگی بعداز ورود ماشین به جاده‌ای خاکی حضرت آقا به راننده فرمودند؛ که من به رانندگی علاقه دارم❤️و دوست دارم رانندگی کنم اجازه بدهید من پشت رول بشینم و آقا مشغول رانندگی شدند😄 ! بعداز چند دقیقه ای به یک ایست بازرسی رسیدند و آقا توقف کردند تا زنجیر را بندازند سربازی که آنجا بود و ظاهرآ تازه کار هم بود آمد جلو و عرض ادب واحترامی🙇🏻 خدمت آقا کرد و گفت اجازه بدهید هماهنگی کنم و رفت و به دژبان گفت: قربان آدم مهمی تشریف آوردند❗️ دژبان گفت: کیه؟ سرباز دستپاچه گفت: نمیدونم کیه🤔؟ ولی میدونم که خیلی خیلی مهمه !😐 دژبان گفت: اگه نمیشناسیش از کجا میدونی که خیلی مهمه ؟ سرباز گفت: نمیدونم کیه ولی هرکی هست آیت الله خامنه ای 😐😂😂 🌺مقام معظم رهبری از این خاطره به عنوان یکی از بهترین خاطراتش یاد میکند🌺 @modafeanhareem
ساعات عمرمن همگی غرق غم گذشت 😔 دست مرابگیرکه آب ازسرم گذشت 💔 مانندمرده ای متحرک شدم بیا 😔 بی توتمام زندگیم درعدم گذشت 💔 می خواستم که وقف توباشم تمام عمر 😔 دنیا خلاف آنچه که می‌خواستم گذشت 💔 🌹اَلَّلهُم‌عجِّل‌لِوَلیِڪَ‌الفَرَج بحق فاطمه الزهرا (س)🌹 آرام بخش دل منتظران 💚 عجل علی ظهورک 😔 @modafeanhareem
😐🍃: ڪارے ڪہ انجام مےدهید ، حتے نایستید ڪہ ڪسے بگوید خستہ نباشید ! از همان در پشتے بیرون بروید ... چون اگر تشڪر ڪنند ، تو دیگر اجرت را گرفتہ و چیزے براے آن دنیایت باقے نمےماند . 👤 @modafeanhareem
🌼 غم تو اےیارمراشیدا ڪرد غیبٺ و دورےتو حال مرا رسوا ڪرد دورےتو اثرجمع بدےهاےمن اسٺ شرمسارم گنهم چشم تورا ڪرد 💗 @modafeanhareem
🌷😭شهیدی که گوشتش به دست ضد انقلاب خورده شد. 🔺شهیداحمد وکیلی که با پیروزی انقلاب نام مستعار سعید را برای خود انتخاب کرده بود ، بچه شهر قم بود . حضور در کردستان ، ایمانی قوی و دلی چون شیر را می طلبید ، . در اردیبهشت سال 59 و در جریان عملیات آزاد سازی شهر سنندج بعد از نبردی دلاورانه ، مجروح شد و توسط کومله به اسارت گرفته شد . همان لباس با آرم سپاهی که پوشیده بود ، کفایت می کرد تا خونخواران کومله تا لحظه شهادت بلاهائی بر سر او بیاورند که باور این رفتارها از یک انسان بسیار سخت است بعد از مجروحیت و اسارت سعید دیگر هیچ خبری از او نبود و نیست و برای همیشه مفقود الاثر شد و تنها سند و حکایت بعد از اسارت ایشان خاطرات یک برادر ارتشی است که از آن دوران دارد : حدود یك سال و چندی كه در دست کومله اسیر بودم همان اول اسارت كه به پایگاه منتقل شدم، گفتند هیچ اطمینانی در حفظ اینها نیست، به همین خاطر پاشنه‌های هر دو پایم را با مته و دلر سوراخ كردند و برادران دیگر را هم نعل كوبیدند و با اراجیف و فحاشی بر این عملشان شادمانی می‌كردند. بعد از 18 روز قرار شد ما را به سبك دموكراتیك و آزادانه!! محاكمه و دادگاهی كنند. 🔺روز دادگاه رسید، رئیس دادگاه، سرهنگ حقیقی را كه همان اوایل انقلاب فرار كرده بود شناختم و محاكمه بسیار سریع به انجام رسید. چون جرم محكومین مشخص بود - دفاع از حقانیت اسلام و جمهوری آن و ندادن اطلاعات- و بالطبع حكم هم مشخص، عده‌ای به اعدام فوری و بقیه هم به اعدام قسطی (یعنی به تدریج) محكوم شدیم. حكم ما كه اعداممان قسطی بود به صورت كشیدن ناخن‌ها، بریدن گوشت‌های بازو و پاها، زدن توسط كابل، نوشتن شمارهای انقلابی! توسط هویه برقی و آتش سیگار به سینه و پشت و تمامی اینها بی چون و چرا اجراء می‌شد. كه آثارش بخوبی به بدنم مشخص است. 🔺مرسوم است به میمنت ازدواج نوجوانی، جلو پایش قربانی ذبح شود. این رسم را كومله نیز اجرا می‌كرد با این تفاوت كه قربانی‌ها در اینجا جوانان اسیر ایرانی بود. عروسی دختر یكی از سركردگان بودپس از مراسم، آن عفریته گفت: باید برایم قربانی كنید تا به خانه شوهر بروم، دستور داده شد قربانی‌ها را بیاورند. ۱۶ نفر از مقاوم ترین بچه‌های بسیج وارتش ودو روحانی را كه همه جوان بودند، آوردند و تك تك از پشت سر بریده شدند، این برادران عزیز مانند مرغ سربریده پر پر می‌زدند و آنها شادی و هلهله می‌كردند. 🔺بله، بزرگترین جرم همگی ما این بود كه می‌خواستیم دست اینان را از سر مردم مظلوم و مسلمان كُرد آن منطقه كوتاه کنیم. سعید 75 روز زیر شكنجه بود، ابتدا به هر دو پایش نعل كوبیده و به همین ترتیب برای آوردن چوب و سنگ به بیگاری می‌بردند. پس از دادگاهی شدن محكوم به شكنجه مرگ شد بلكه اعتراف كند. اولین كاری كه كردند هر دو دستش را از بازو بریدند و چون وضع جسمانی خوبی نداشت برای معالجه و درمان به بهداری برده شد و این بهداری بردن و معالجه كردن هایشان به خاطر این بود كه مدت بیشتری بتوانند شكنجه كنند والا حیوانات وحشی را با ترحم هیچ سنخیتی نیست. پس از آن معالجه سطحی، با دستگاه های برقی تمام صورتش را سوزاندند، سوزاندن پوست تنها مقدمه شكنجه بود به این معنی كه مدتی می‌گذرد تا پوست‌های نو جانشین سوخته‌ شده و آن وقت همان پوست‌های تازه را می‌كندند كه درد و سوزندگی‌اش بسیار بیش از قبل است و خونریزی شروع می‌شود و تازه آن وقت نوبت آب نمك است كه با همان جراحات داخل دیگ آب نمك می‌اندازند كه وصفش گذشت. تمام این مراحل را سعید وكیلی با استقامتی وصف‌ناپذیر تحمل كرد و لب به سخن نگشود. 🔺او از ایمانی بسیار بالا برخوردار بود و مرتب قرآن را زمزمه می‌كرد. استقامت این جوان آن بی‌رحم‌ها را بیشتر جری می‌كرد. 🔺او كه دیگر نه دستی، نه پائی، نه چشمی و نه جوارحی سالم داشت با قلبی سوخته به درگاه خدا نالید كه خدایا مپسند اینچنین در حضور شیاطین افتاده و نالان باشم دوست دارم افتادگی‌ام تنها برای تو باشد و بس خداوند دعایش را اجابت نمود. سعید را به دادگاه دیگری بردند و محكوم به اعدام گردید. زخمهایش را باز كردند و پس از آنكه با نمك مرهم گذاشتند داخل دیگ آب جوش كه زیرش آتش بود انداختند و همان جا مشهدش شد و با لبی ذاكر به دیدار معشوق شتافت. اما این گرگان كه حتی از جسد بی‌جانش نیز وحشت داشتند دیگر اعضایش را مثله نمودند و جگرش را به خورد ما كه هم سلولیش بودیم دادند و مقداری را هم خودشان خوردند. 🔺درود بر روح پاک این شهید وتمامی شهیدان 🔴راوی :آقا بالا رمضانی 🔊بفرستید برای اونهایی که میگن مدافعان حرم حضرت زینب برای چه رفتند تا داعشیهای همچون کومله به ایران نیایند وسر جوانهایمان را... همه ما در دفاع از خون پاک این شهدای گران قدر مسوولیم ✊هستیم بر آن عهدی که بستیم @modafeanhareem
⬅️ :🌹🌹🌹 ⬅️ یعنی ترجیح دادن برتمامی نظرها و نگاه ها 👁👁و سلیقه های غیرخدا ⬅️ یعنی ارزش دادن به تلاش های زهرا ⬅️ یعنی فهمیدن علت مظلومیت های زهرا ⬅️ یعنی می دانم که صلاحم در است چون صلاحم را اینگونه می داند ✨اللهم عجل لولیک الفرج✨ @modafeanhareem
|🍃🙈| 🍃 تو خیابان منو دید و گفتـ ↫در این گرما زیر «چادر» نمیپزی؟ و بعدانگارڪسے درگوشم گفت: «قل‌نارجهنم‌أشدحرّاً» ↫بگو ڪہ آتش🔥جهنم🔥 بسیار سوزان تر استـ ! 📖 توبہ/آیه81 @modafeanhareem