eitaa logo
🇵🇸HARIM|مُدافعانِ:)🇮🇷
107 دنبال‌کننده
3.9هزار عکس
2.8هزار ویدیو
8 فایل
﷽ غࢪق دنیا... شده ࢪا..💸 جام شہادت✌️🏽 ندهند❌ دشمنان بدانند☝️🏽 ما مدافعان حࢪیم خانواده ایم✊🏽 وتا پاے جان👊🏽 پاے چادࢪ ایستاده ایم🖐🏽 توی ناشناس هر سوال و انتقادی داشتین بفرمایین ما سرپاگوشیم https://harfeto.timefriend.net/17509803745525 کپی=با صلوات☘
مشاهده در ایتا
دانلود
همیشه به خاطر جسم و جان ضعیفش حواسم بهش بود جیبش را پر از پسته و مغزیجات می‌کردم سر سفره گوشت هارا سوا می‌کردم و می‌ریختم توی بشقابش او ساعت دو و ربع می‌آمد شوهرم ساعت دو و نیم با اینکه برایش سفره می‌انداختم و غذا میکشیدم دست نمی برد تا آقای عباسی برسد آدم بخوری نبود با زهرا غذایشان را در یک بشقاب می‌ریختند زیر چشمی می‌پاییدمش زود کنار می‌کشید زیاد که اصرار میکردم چند قاشق بیشتر بخورد می گفت: آدم باید بتونه نَفسِش رو نگه داره! راوی مادرخانم‌شهید‌محسن‌حججی
یه‌عکس‌و‌دو‌زیبایی🌱❤️‍🩹 +حاج‌قاسم‌و‌شهیدجهادمغنیه
سرنوشت مقلدان خمینی چیزی جز شهادت نیست✌️🏼
گاهے ڪفش‌هاے خانواد‌ه رو واڪس بزنیم گاهے دستمال بڪشیم! دستشویے بشوریم! از این جنس ڪوچیڪ شدن‌هاست ڪه آدم‌ها رو بزرگ میڪنه!
فاطمہ‌گفت: عمہ‌من‌میدونم‌بابامصطفام‌شھیدشدھ بارآخرۍ‌ڪہ‌اومدتہران من‌روباخودش‌بردبھشت‌زهرا سرمزارشھدا بھم‌گفت: فاطمہ.. یادت‌باشہ‌شهداهمیشه‌زندَن! وقتےکه‌چشمات‌روببندۍ‌میتونی اوناروببینےوباهاشون‌حرف‌بزنی :)🥀 دخترشهیدمصطفی‌صدرزاده
+ یـٰا‌أیھالَّذیݩ‌آمنُـوا.. - جاݩــݥ! + نمێ‌خواۍآدم‌شۍ؟! :)
بسیجی تمام عمرش را می‌جنگد! دردها و مشکلات،خستگی‌ها و بی‌خوابی‌ها بماند بعد از شهادت...❤️‍🩹🥲
می‌خواست برود سرکار از پله‌های آپارتمان،تندتند پایین می‌آمد! آنقدر عجله داشت که پله‌ها را دوتا یکی‌ رد می‌کرد! جلوی در خانه که رسید بهش سلام کردم‌ گفتم: آرام‌تر فوقش یک‌ دقیقه دیرتر می‌رسی سرِکارت! سریع نشست روی موتور،روشن کرد و گفت علی‌آقا! همین یک‌ دقیقه یک‌ دقیقه‌ها شهادت آدم را یک روز به یک روز به عقب می‌اندازد! +شهید‌محسن‌حججی
✅ دکتر پزشکیان: ناراحتی من از دو جهت بیشتر است. یکی اینکه شهید است. دوم اینکه برای تحلیف من آمده بود....
+شهیدمرحمت‌بالازاده🌸 شهید بالازاده می‌گوید: آقا! خواهش می‌کنم به آقایان روحانی و مداحان دستور بدهید که دیگر روضه حضرت قاسم (ع) نخوانند! حضرت‌آقا می‌فرمایند:چرا پسرم؟ شهید بالازاده به یک باره بغضش ترکیده و با کلماتی بریده بریده می‌گوید: «آقا جان! حضرت قاسم (ع) 13 ساله بود که امام حسین (ع) به او اجازه داد برود در میدان و بجنگد، من هم 13 ساله‌ام ولی فرمانده سپاه اردبیل اجازه نمی‌دهد به جبهه بروم هر چه التماسش می‌کنم, می‌گوید 13 ساله‌ها را نمی‌فرستیم, اگر رفتن 13 ساله‌ها به جنگ بد است، پس این همه روضه حضرت قاسم (ع) را چرا می‌خوانند؟» حضرت آقاخامنه ای(رئیس‌جمهور‌وقت) دستشان را دوباره روی شانه شهید بالازاده گذاشته و می‌فرمایند: «پسرم! شما مگر درس و مدرسه نداری؟ درس خواندن هم خودش یک جور جهاد است»شهید بالازاده هیچ چیز نمی‌گوید، فقط گریه می‌کند. حضرت‌آقا شهید بالازاده را جلو کشیده و در آغوش می‌گیرند و رو به سرتیم محافظانش کرده و می‌فرمایند: «آقای...! یک زحمتی بکش با آقای ملکوتی (امام جمعه وقت تبریز)تماس بگیر بگو فلانی گفت این آقا مرحمت رفیق ما است, هر کاری دارد راه بیاندازید و هر کجا هم خودش خواست ببریدش, بعد هم یک ترتیبی بدهید برایش ماشین بگیرند تا برگردد اردبیل, نتیجه را هم به من بگویید» حضرت‌آقا خم شده صورت خیس از اشک شهید بالازاده را بوسیده و می‌فرمایند: «ما را دعا کن, پسرم درس و مدرسه را هم فراموش نکن, سلام مرا به پدر و مادر و دوستانت در جبهه برسان» و...
💠شهيد هنيه با اصرار به زیارت مزار شهید سلیمانی در کرمان رفت و این نامه را به خط خود نوشت و بر مزار گذاشت. حان اللقاء " وقت دیدار رسیده
راست گفته بود سردار، خیلی راست! عاقبت به خیر شد هر کس با امام خامنه‌‌ای نشست و برخاست...🕊🙂