🌟 قبساتی از افاضات استاد صمدی آملی در شب هفدهم ماه مبارک رمضان سال ۱۴۴۲ ه.ق🌟
✨برابر با ۱۴۰۰/۲/۹✨
💢جلسه بیست و نهم شرح رساله لقاءالله💢 قسمت اول⬇️⬇️
(از ۱ تا ۱۰ دقیقه)
✴️ حدیث امام صادق یک طریق و راهیست فراروی کسانی که بخواهند به محضر قرآن کریم تشرّف پیدا کنند. قرآنی که در اولین بار و بِالاَصالة بر پیغمبر اکرم بصورت اِنزال دفعی و سپس به اِنزال تدریجی و در طیِ بیست و سه سال نازل شده است
🔶 این حدیث میتواند شرح و تفسیرِ روایات و احادیثی باشد که جناب کلینی در اصول کافی، کتاب القرآن آورده است
🔴 انزال تدریجی؛ یعنی اینکه پیغمبر، در مقام نبوّت تشریعیّه وحیِ تشریعیِ الهی را برای مردم بیاورد که مردم در اعتقادات و آداب و سنن ، احکام شریعی و در اخلاقیات به صفاتِ انسانیِ الهیِ ربانی متّصِف شوند.
🔶 امام صادق علیه الصّلوات و السّلام میخواهد به ما تفهیم کند که ما هم همین قرآن کریم را به همهی تفسیر و تأویل و حقایق و معارف آن، از حق متعال و از جدولِ وجودیِ حضرت خاتم انبیاء تلقّی میکنیم.
♦️همهی ائمه علیهم السّلام محقِّق و مُتَحقِّق هستند و مُقلِّد نیستند. تمام انبیای عِظام هم محقِّق هستند.
💢 محقق کسی است که علمِ به احوالِ اعیانِ موجودات برای آنها به اندازهی سِعِهی وجودی ، و مراتبِ وجودی آنان ، مُحَقَّق میشود. حقایق را میچشند ، مییابند و در آنها حقایق ، پیاده میشود.
🔶 هر چه را که جناب رسول الله مییابد و میچشد، آنها هم مییابند و میچشند نه اینکه صرفاً تقلید کنند. حتی پیامبران نیز اینطور نیست که از پیامبران قبل از خود ، تقلید کنند.
❇️ در وادیِ صاحبانِ عصمت ، تقلید نداریم ، تحقیق داریم. باید به حقایق نظامِ هستی و اَسماءُالله مُتحقّق شوند. و اَسماءُالله در آنها پیاده شود.
⬅️ هر پیامبری به وِفقِ سِعِهی وجودی خود، باید اَسماءالله را بیابند، وحی را باید بچشند.
لذا تمام انبیاء در باطن و سِرّ خود، از طرف حق متعال به نبوت برانگیخته و مبعوث میشوند.
🔶 انبیائی هم که از نبوت بالاتر رفته به مقام رسالت ، امامت، و اولوالعزم میرسند، باید وحی را بچشند و به اندازه خودشان، مُتَخَلِّق به اسماءُالله بشوند. صاحبانِ عصمت باید تَخَلُّق و تحَقُّق به اسماءُالله پیدا کنند.
✴️ مرحوم شیخ اکبر محی الدین در رسالهی اسماءالله ، هر اسمی را بصورتِ تخلُّق و تحقُّق دارد. و انسان به هر اسمی از اسماءالله مُتَّصِف شود، به اندازهی ظرفیّت و جدول وجودی خودش به آن "اسم" راه پیدا میکند و آن "اسم" ، "ربّ" او میشود.
🔶 آنگاه از این ربّ ، حِصِّهی وجودیِ خود را برمیدارد. هر کسی که مثلاً "یاالله" ، "یارحمن" ، "یاعلیم" ، "یاحکیم" .... میگوید کانّه به خزانهی وجودیِ غیرمتناهیِ هر اسمی راه پیدا میکند. و مخزنِ آن اسم در ذات الهی، غیرمتناهی است.
⬅️ این شخص از جدول وجودی خود به این مخزن، اتصال پیدا کرده و مُتحقِّق میشود. یعنی به اندازه خودش، آن اسم در او تجَلّی میکند.
🔴 به این مقام، مُتحقّق به اَسماءالله، مُتجلّی به تجلیّات اَسمائی میگویند. مقلّد نیست، محقق میشود. بالاتر از مجتهد است.
♦️ مجتهدِ اصطلاحی، زحمت میکشد احکام شریعه را استخراج میکند اما احتمال دارد احکامِ استخراجیِ او با متنِ واقع مطابقت نداشته باشد.
❇️ اما پیامبر نه تنها مقلد نیست، حتی مجتهد هم نیست. بالاتر از اجتهاد، محقِّق است یعنی حقیقتاً وحی را ادراک میکند و در اتصال به عالَم غیب وحی را میگیرد. در اتّصال به عالم غیب، به او اِنباء میکنند، خبر میدهند.
🔶 سپس به نبوّت تشریعی میرسد و خدای متعال او را مامور میکند که از حق به سوی خلق برود و پیام حق متعال و آنچه را که با سِرّ ، قلب ، عقل و سَرائِر وجودیِ خود ادراک کرده است، فقط آن اندازه ای را که به او ماموریت داده اند، به مردم اِنباء میکند.
✴️ پس اول مُحَدَّث میشود یعنی به او حدیث گفته میشود و اَسرار و حقایق از غیب به او داده میشود.
✅ بعد به او اجازه میدهند به مقداری که گفته اند بگو، آنها را برای مردم اِنباء میکند که نبیُّالله میشود.
(پایان دقیقه ۱۰)
#رمضان_1400
#جلسه_29_شب_9_2_1400
#شرح_رساله_لقاءالله
@modafeanzuhur
🌟قبساتی از افاضات استاد صمدی آملی در شب هفدهم ماه مبارک رمضان سال ۱۴۴۲ ه.ق🌟
✨برابر با ۱۴۰۰/۲/۹✨
💢جلسه بیستونهم شرح رساله لقاءالله💢 قسمت دوم⬇️⬇️
(از ۱۰ تا ۲۱ دقیقه)
✴️ کسی که اخباری را میشنود و به دیگران خبررسانی میکتد. وقتی خبررسانی وصفِ ثابتِ نفس او بشود نبی و نبی الله میشود.
🔶 لذا نبی الله اول مُحدَّث میشود و از عالَم غیب با او حدیث میکنند و به او اَسرار و حقایق میدهند و با او حرف میزنند.
نبیالله باید حداقل بشنود.
🔶 اما ابتدا بصورت هاتِف غیبی میشنود. یعنی صدا را میشنود اما صاحب صدا را نمیبیند. (شبیه مکالمه با تلفن که فرد فقط صدای گوینده را میشنود.)
🔴 لذا حداقل مرتبهی نبی این است که در وهلهی اول صدا را از وحی بشنود. اخبار غیبی بشنود. بعد علاوه بر شنیدن، میبیند.
⬅️ مثل حضرت ابراهیم در حال چوپانی بود،صدائی شنید : سُبّوحُ قُدّوسُ رَبُّنا وَرَبُّ المَلائِکَةِ وَالرُّوح .... حضرت خیلی مُنفعِل شد که عجب صدای جذّابی است!! در صدا غرق شد، "به یک تعبیر"، اطلاع ندارد که این صدای غیبیِ سُبّوحیِ ملکوتی و الهی است!!
♦️ گفت ای صاحب صدا اگر یکبار دیگر بگویی من یک سوم گوسفندانم را به تو میدهم!!
دوباره از سوی هاتف صدای سُبّوُح و قُدُّوس ... را شنید.
✴️ حضرت از این صدا و این طنین خیلی به وَجد آمد. گفت اگر بار دیگر بگویی من نصف گوسفندانم را به تو میدهم. باز دوباره صدا آمد ولی گوینده را نمیبیند. یعنی هنوز هاتِف و غایب است. فقط صدای او به گوش میرسد. و هنوز شهودِ عَیانی پیش نیامد. بصورتِ شهودِ سماعی ، شنیدن و اِستماع است.
♦️ حضرت ابراهیم گفت اگر یکبار دیگر بگویی کلّ گوسفندانم را میدهم!
♦️ جناب جبرئیل ظاهر شد! حالا مقامِ شهود پیش آمد و عیان شد.
🔴 حضرت امام صادق(ع) فرمود:
من این صدا را ، "مِمّن اَنزَلَها" را بصورت مُشافِهَةً میشنوم بعد فرمود: عَلی مُکاشِفَةً وَ العَیان ، آنگاه بصورت عینی و عیان، متنِ واقع را مشاهده میکنم.
🔶 مثل اینکه ما آفتاب و ماه و زمین و همدیگر .... را بصورت عیان میبینیم و شهود میکنیم، متنِ واقع است. به این صورت که دیگران بگویند و نقل بشود نیست، دیدن است.
✴️ جبرئیل ظاهر شد و گفت: ابراهیم! من جبرئیل هستم. این یکی از آن مواردی هست که : اِذِ ابتَلی ابراهیمَ رَبَّهُ بِکَلَماتِِ .... هست!
🔸 پس (وحی) اول بصورت هاتف بود بعد مکشوف و عیانی شد.
❇️ بنابراین پیغمبر؛ حداقل باید مُحَدَث بشود و برای او حدیث کنند و ایشان حقایق را بشنود. بعد به مقامِ مُحَدِث میرسد، یعنی خودش آنچه را که شنیده است به دیگران میگوید.
✅ حال اگر به او اِخبار کنند و خبر دهند آنگاه بگویند وظیفه داری اینها را برای مردم بگویی در اينصورت نبی الله میشود.
🔶 بالاتر علاوه بر اینکه صدای وحیانی را به کشف و شهود و عیان میشنود و برای مردم بیان میکند، در رتبهی بالاتر، به او کتاب هم میدهند تا کتاب را هم به مردم ابلاغ کند.
🔴 حضرت موسی، حضرت عیسی، حضرت آدم، حضرت نوح، حضرت ابراهیم، حضرت داوود .... صُحُف، زبور، فرقان وقرآن ... کتاب داشتند.
♦️ در تاریخ آمده که بر جناب اِدریس شانزده کتاب نازل شده است باید تاریخ را زیر و رو کرد تا اسامی کتابها را پیدا کرد.
✅ هر آنچه بر انبیای گذشته نازل شد، همه جنبهی "فرقان" داشت و مقامِ جمعی نبود. بر پیغمبر اکرم مقام جمعی نازل شد که اسم آن "قرآن" است.
✴️ اعطیتُ جَوامِع الکَلِم جناب رسول الله مطرح میشود.
حال، نبی وقتی کتاب گرفت؛ رسول میشود. کتاب را به مردم میرساند. اما چطور میرساند؟
💢 جناب رسول الله عینِ الفاظ و عبارات را به مردم میرساند اما انبیای گذشته ظاهراً آنچه را که از غیب میگرفتند، مضامینِ آن را با الفاظی که بتوانند به مردم بگویند، به وِفقِ فهم و زبانِ مردم به آنها ابلاغ میکردند.
🔶 در بین این پیامبران یک عده ای علاوه بر مقام نبوّت و رسالت، به مقام امامت هم میرسند مثل حضرت ابراهیم که رسماً به ایشان خطاب شد: اِنّي جاعِلُکَ لِنّاسِ اِماماً . (انّي) من، خودم ترا امام قرار دادم. (بقره - ۱۲۴)
🔶 در مورد حضرت داوود هم فرمود: ما او را برای مردم "امام" قرار دادیم.
باید روی لفظ امام بحث شود که امام چیست و امامت یعنی چه؟
❇️ بعضی از پیامبران هم اولوالعزم هستند. اِصبِر کَما صَبَرَ اولوالعَزم مِنَ الرُّسُل (احقاف - ۳۵)
⬅️ به جناب رسول الله خطاب شد؛ همانطور که رسولانِ صاحبانِ عزم صبر کردند، شما هم صابر باش و تحمل کن.
🔴 ابتدا مقام امامت بعد هم مقام اولوالعزم . جناب خاتم انبیاء علاوه بر این مقامات، به مقامِ شریفِ خَتمیَّت هم رسید.
(پایان دقیقه ۲۱) ودعای کمیل قرائت فرمودند.
#رمضان_1400
#جلسه_29_شب_9_2_1400
#شرح_رساله_لقاءالله
@modafeanzuhur
🌷🍃🌷🍃🌷
🍃🌷🍃🌷
🌷🍃🌷
🍃🌷
🌷
🌺جمعبندی فرمایشات مهم استاد پیرامون مراتب مقامات انسانی در تلقی وحی و رسالت :
💢 اولین پله مقامِ مُحدَّث است
(هاتِفی با او سخن میگوید.)
💢 مرحله بعد مُحدِّث میشود
(آنچه را که شنیده است بیان و بازگو میکند؛ مانند حدیث شریف امام صادق علیه السلام)
💢 در مرحله بالاتر، نبی الله میشود
(او را مامور میکنند که اخباری را که از غیب دریافت میکند به عموم مردم ابلاغ نماید)
💢 مرتبه بالاتر، مقام اولوالعزم هست، (که براساس فرمایشات حضرت استاد در دروس انسان کامل، اولوالعزم رسالت جهانی دارد)
🌺 و آخرین مقام و مرتبه، مقامِ ختمیَّت است که جناب پیامبر اکرم حضرت محمد صلی الله علیه و اله و سلم بِالاِصالة صاحب این مقام هستند.🌺
#رمضان_1400
#جلسه_29_شب_9_2_1400
#شرح_رساله_لقاءالله
@modafeanzuhur
17-400-2-12 legha alla j 33=.mp3
9.11M
🌸 جلسه ۳۳ شرح « رساله لقاء الله »
🔸 یکشنبه ۱۲ اردیبهشت ۱۴۰۰
✅روز ِ نوزدهم ماه مبارک رمضان
🌺 استاد صمدی آملی
@modafeanzuhur
#امام_زمان_شناسی
سر درس مهدویت
قسمت۶۳
مهدی فرزند امام حسین
پارت۱
متن زیر مطالعه شود👇👇👇
مدافعان ظهور
#امام_زمان_شناسی سر درس مهدویت قسمت۶۳ مهدی فرزند امام حسین پارت۱ متن زیر مطالعه شود👇👇👇
#امام_زمان_شناسی
سر درس مهدویت
قسمت۶۳
مهدی فرزند امام حسین
پارت۱
یکی دیگر از استدلال های ابن تیمیه برای انکار ولادت امام عصر علیه السلام روایتی است که نامبرده نقل می نماید: «قد روی عن علی أنه قال هو من ولد الحسن بن علی لا من ولد الحسین؛ روایت از علی (علیه السلام) آمده است که او (امام مهدی علیه السلام) از اولاد امام حسن مجتبی است نه از اولاد امام حسین.» (منهاج السنه ، ج۴ ، ص۹۵)
در اینجا باید به نکاتی توجه نمود:
با وجود روایات متعددی که شیعه نقل نموده و ایشان را فرزند امام عسکری علیهما السلام و طبعا از نوادگان امام حسین علیه السلام دانسته است جائی برای تمسک به روایتی که ابن تیمیه آن را نقل کند باقی نمی ماند.
ابن تیمیه این عبارت را نقل میکند و با کمال تعجب هیچ مصدر و منبعی برای آن نیاورده است؛ به هر روی منبع آن «سنن أبی داود، ج۲، ص۳۱۱» است. در آنجا آمده: «قال علی رضی الله عنه و نظر إلى ابنه الحسن فقال: إن ابنی هذا سید کما سماه النبی صلى الله علیه وسلم و سیخرج من صلبه رجل یسمى باسم نبیکم یشبهه فی الخلق؛ علی به فرزندش حسن (علیهما السلام) نگریست و گفت: این فرزندم همانطور که پیامبر او را نامید سید و آقاست، از نسل او فرزندی قیام می کند که هم نام پیامبر شماست و در اخلاق شبیه اوست.» علاوه بر ابی داود دیگران نیز این حدیث را نقل کرده اند نظیر ابن أثیر جزری در جامع الأصول ج۱۱، ص ۴۹ و متقی هندی در کنز العمال ج۱۳، ص۶۴۷ .
راوی این حدیث ابو اسحاق است در حالی که ابن حجر در مورد او می نویسد: «وکان عمره یوم شهاده امیر المؤمنین سبع سنین لأنه ولد لسنتین بقیتا من خلافه عثمان؛ روزی که امیر المؤمنین علیه السلام از دنیا رفت، این شخص هفت ساله بوده است ؛ چون دو سال مانده به آخر خلافت عثمان به دنیا آمده است!» حال چگونه در سنین کودکی نقل نموده و نقل او مورد اعتماد شیخ الاسلام ابن تیمیه! قرار گرفته است خدا عالم است.
درس آینده را برای تکمیل پاسخ به این اشکال ابن تیمیه دنبال نمایید.
#پس_از_ظهور #ظهور #مهدویت #امام_زمان #اسلام #شیعه #islam #خدا #الله #god#shia #امام_دوازدهم #ادیان #تکامل_در_عصر_ظهور#عدالت_در_اسلام #ظهور_عدالت
#عدالت #عدالت_روزی #وقایع_ظهور #انقلاب_جهانی #اجرای_عدالت
#islam #shia
#imam_mahdi #son_of_man
@modafeanzuhur
🔴◀️مخالفت سران مکه با پیامبر، فقط سیاسی بود؛ مثل مخالفت فرعون با موسی
🔶 #تاریخ_بعثت و #عصر_ظهور
◀️جلسه ششم
🔷همانطور که قبلاً بیان شد، مردم مکه تا حدی مذهبی و اهل عبادت بودند و برخی احکام را اجرا میکردند؛ هرچند دینشان تحریف شده بود اما بیدینیِ محض نبود.
🔷آنها که دیندار بودند، علیالقاعده باید از پیامبر استقبال میکردند اما مخالفت کردند. این مخالفت آیا مخالفت دو تا دین بود یا مخالفت سیاسیون با دین پیامبر بود؟ در واقع علت مخالفت آنها فقط سیاسی بود و این در آیات قرآن هم دیده میشود.
🔷مخالفین پیامبر میگفتند: «لَوْ لا نُزِّلَ هذَا الْقُرْآنُ عَلى رَجُلٍ مِنَ الْقَرْيَتَيْنِ عَظيمٍ» چرا قرآن به یکی از رجال بزرگ سیاسی ما نازل نشد تا ما قبول کنیم؟ یعنی پیامبر آمد و مناسبات قدرت و سیستم سیاسی ما را بههم زد! پس دعوا سیاسی بود.
🔷مخالفت فرعون با موسی هم مخالفت سیاسی بود نه مخالفت دینی. فرعون زور و قدرت داشت و میگفت «موسی میخواهد قدرت من را بگیرد» پس درگیری فرعون با موسی بهخاطر دین نبود؛ بهخاطر قدرت بود.
🔷ابوجهل که در رأس دشمنان پیامبر بود، میدانست که پیامبر راست میگوید. او به یکی از نزدیکانش گفت: معلوم است که محمد(ص) دروغگو نیست، ولی من نمیتوانم بپذیرم که قدرت و ریاست دست «بنیقصى» باشد (أمالی مرتضى/ ۲/ ۲۶۵)
👈🏻صوت و متن کامل:
📎 Panahian.ir/post/6767
#استاد_پناهیان
🖤
💐معرفت مهدوی💐
☀️امام به همه ی کتب آسمانی به هر زبانی که باشد آگاهی دارد...
🔷امام علیه السلام و حجّت خدا به مقتضای کمال وجودی، بایستی به همه علوم و کتب آسمانی گذشتگان اشراف و احاطه داشته باشند.
🔷 چه این که اگر غیر از این باشد نقص است و نقص با کمال قابل جمع نیست و لذا حجّت الهی علیه السلام از هرگونه نقص و کاستی به دور است.
🔷به حدیثی از امام صادق علیه السلام در این زمینه توجه فرمایید:
«عَنْ هِشامِ بْنِ الْحَکَمِ فِی حَدِیثِ بُرَیهْ
أَنَّهُ لَمّا جآءَ مَعَهُ إِلی أَبِی عَبْدِاللَّهِ علیه السلام... قالَ علیه السلام: هِی عِنْدَنا وِراثَةً مِنْ عِنْدِهِمْ نَقْرَؤُها کَما قَرَؤُوها وَنَقُولُها کَما قالُوا، إِنَّ اللَّهَ لایجْعَلُ حُجَّةً فِی أَرْضِهِ یسْأَلُ عَنْ شَی ءٍ فَیقُولُ لا أَدْرِی»؛
🔷«چون هشام بن حکم با بُریه قصد تشرف به خدمت امام صادق علیه السلام را داشتند، به حضرت موسی بن جعفرعلیه السلام برخوردند، هشام داستان بریه را برای آن حضرت نقل کرد، حضرت ابوالحسن علیه السلام به بریه فرمودند: ای بریه عِلمت به کتاب دینت تا چه حدّ است؟
🔷 گفت: آن را میدانم. فرمودند: تا چه حدّ اطمینان داری که معنی و تأویلش را بدانی؟ گفت: آن را خوب میدانم و بسیار اطمینان دارم، و سپس امام علیه السلام شروع به خواندن انجیل فرمودند، بریه گفت: پنجاه سال است که من در طلب و جست و جوی شما یا مانند شما هستم، هشام گفت: او به خدا ایمان آورد و خوب هم ایمان آورد و زنی هم که همراه او بود، ایمان آورد، سپس هشام و بریه و آن زن خدمت امام صادق علیه السلام مشرف شدند، هشام گفت و گوی میان حضرت ابوالحسن علیه السلام و بریه را نقل کرد،
🔷امام صادق علیه السلام آیه شریفه: «ذُرِّیةٌ بَعْضُهَا مِنْ بَعضٍ وَاللَّهُ سَمِیعٌ عَلِیمٌ»؛ «نژاد ابراهیم و عمران علیهما السلام بعض آن از بعض دیگر است و خدا شنوا و داناست» را قرائت فرمودند، بریه گفت: تورات و انجیل و کتب پیغمبران علیهم السلام از کجا به شما رسیده؟! امام صادق علیه السلام فرمودند: همه کتب آسمانی انبیای گذشته علیهم السلام نزد ماست، اینها را از آنان به ارث برده ایم، چنان که آنان میخواندند، ما هم میخوانیم، و همانند آنان که بیان میکردند ما نیز بیان میکنیم، خداوند هیچ حجّتی را در روی زمین قرار نمی دهد که چیزی از او بپرسند و او بگوید: نمی دانم (بلکه همه چیز را میدانند به اذن خدا). این است معنی پیوند و اتصال حقیقی انبیا و اوصیا و امامان علیهم السلام با یکدیگر.
📚نیاز جهان به امام زمان
✍محمد مولوی
🖤
🔴◀️فتنههای قبل از ظهور، شبیه امتحانهای بعد از بعثت پیامبر است.
🔴◀️چرا بعضیها قبل از بعثت، مؤمن بودند اما وقتی پیامبر آمد کافر شدند؟
🔶 #تاریخ_بعثت و #عصر_ظهور
◀️جلسه نهم
🔷بعضیها قبل از بعثت پیامبر، مؤمن بودند(به دین گذشتۀ خود مؤمن بودند) و منتظر آخرین پیامبر بودند تا با یاریِ او بر کافران غلبه کنند «كانُوا مِنْ قَبْلُ يَسْتَفْتِحُونَ عَلَى الَّذينَ كَفَرُوا» اما وقتی پیامبر آمد و او را دیدند، کافر شدند!
🔷چرا بعضیها با دیدن پیامبر و چند کلمه گفتگو، ایمان میآوردند(مثل ابوذر) اما بعضیها با اینکه از قبل منتظر ظهور پیامبر بودند، با دیدن ایشان کینه و نفرت از او به دل میگرفتند!
🔷ما باید بدانیم چرا اینطور میشود؟ اگر این را ندانیم، نمیفهمیم علت درگیریهای بین مؤمنین و شیعیان در آخرالزمان چیست؟ فرمودهاند در آخرالزمان، کار بهجایی میرسد که شیعیان همدیگر را تکفیر میکنند (غیبت نعمانی/ص ۲۰۶)
🔷این یک نظریه است که فتنههای قبل از ظهور، شبیه همان امتحانهای بعد از بعثت پیامبر است. یعنی آن اتفاقهایی که زمان پیغمبر افتاد باید قبل از ظهور امامزمان(ع) هم بیفتد؛ کمی از آنهم برای بعد از ظهور است.
🔷مخالفت با پیامبر در ابتدای بعثت، از جنس اتفاقهایی است که در یک جامعۀ مذهبی میافتد چون مکه یک شهر مذهبی بود. بدیِ مخالفان پیامبر هم از جنس بدیای است که در جامعۀ شیعی امروز موجب میشود برخی در مقابل تشیّع اصیل بایستند.
👈🏻صوت و متن کامل:
📎 Panahian.ir/post/6770
👈🏻 سحرها، شبکۀ افق، حوالی ساعت ۴:۲۰ به مدت ۳۰دقیقه
#استاد_پناهیان
🌴🖤
🔷اي کاش پيروان زرتشت،اين معنا را در مي يافتند که "پندار نيک، گفتار نيک و کردار نيک" تنها و تنها در دوران طلايي ظهور توست که مجال بروز خواهد يافت. تو را "يوسف زهرا" صدا مي زنند و به يوسف تشبيه ميکنند؛ اگر چه:
بالاي تخت يوسف کنعان نوشته اند
هر يوسفي که يوسف زهرا نميشود.
🔷هرگاه تو را با اين لقب ياد مي کنند نا خود آگاه آيه اي از قرآن کريم برايم تداعي مي شود. آنگاه که برادران خطاکار يوسف به محضر او شرفياب شدند، يوسف آنها را با اين بيان مخاطب قرار داد کهَ هَلْ عَلِمْتُم مَّا فَعَلْتُم بِيُوسُفَ وَأَخِيهِ
🔷هيچ مي دانيد با يوسف و برادرش چه کرديد؟ بلافاصله بانويي قد خميده در برابرم مجسم مي شود که مرا و يکايک شيعيان و مردم جهان را مورد خطاب و عتاب قرار مي دهد که " َ هَلْ عَلِمْتُم مَّا فَعَلْتُم بِيُوسُفَ وَأَخِيهِ؟" هيچ ميدانيد با يوسف من چه کرديد؟ هيچ مي دانيد در اين ۱۱۹۱ سال که از شروع غيبتش مي گذرد بر مهدي من چه گذشته است؟ از اشک هاي غريبانه اش باخبريد؟
🔷از غصه ها و قلب پر از خونش چه مي دانيد؟ براي خلاصي او از زندان غيبتش چه کرديد؟ چرا براي رهايي او از غربت و غيبت و مظلوميت دعا نمي کنيد؟
🔷بدانيد:
دلي شکسته تر از من در آن زمانه نبُوَد
در اين زمانه دل فرزند من شکسته تر است
📚 برگرفته از کتاب آشتي با امام زمان
🌴🖤