eitaa logo
•|کانال‌رسمی‌شهید‌حاج‌حمید‌ سیاهکالی مرادی |•
4.3هزار دنبال‌کننده
9.5هزار عکس
2.1هزار ویدیو
113 فایل
🌸🍃 #کانال_رسمی #شهیدمدافع‌حرم‌ #حمیدسیاهکالی‌مرادی (با نظارت خانواده ی شــهید عزیز) 🍁 یادت_باشد❣ کانال تلگراممون: @modafehhh خـادم کانال : @khadem_sh @khaleghiii غباروبی گلزار شهدا
مشاهده در ایتا
دانلود
علیرضا پناهیانClip-Panahian-DindariAsoone-64k.mp3
زمان: حجم: 2.5M
واقعا دین و دین‌داری سخته؟ + نکات خیلی مهمی رو گفتن، حیفه گوش نکنید☺️❤️ @modafehh
لطفا در ایتا مطلب را دنبال کنید
مشاهده در پیام رسان ایتا
کُت تنه کیه؟! دیگه این تهشه،سَممم😂✌🏻 نبینی از دست رفته، حلالتون! نگا اُبهت مررردو😎
⤵ ‌ باید بدونه خدا غیوره و رو بنده اش بی نهایت غیرت داره یه مرد(چون نماد غیرته عرض می کنم) اگه بفهمه همسرش بهش خیانت کرده چه حسی داره و چیکار میکنه؟ گناه یعنی خیانت به خدای غیور هرکاری دوست دارید بکنید! اما یادتون نره که حدود الهی رو رعایت کنید نیاد روزی که خدا طلاقمون بده! 👤 علی اکبر رائفی پور ⁦ @modafehh
1.5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🌹 ❤️تمام هستــی من خاک پایتان بانــــو 🌹و جان عالم هـسـتی فدایتان بانــو ❤️کویــرجسم زمین پرشکوفه می‌گردد  ❤️که می‌وزد نفس د‌ل‌گشایتان بانــو 🌹هـزار مرتبه گفـتم و باز می‌گویــم ❤️تمام هستی من خاک پایتان بانــــو 🌹پیشاپیش ❤️فرخنده میلاد باسعادت 🌹حضـــرت زینب کبــری سلام الله علیها مبارک باد 🌹@modafehh🌹
نگاهتون صرفا جهت تبادل نه رد و نه تایید میشود
رمانی هیجان‌انگیز و جنجالی دختری مذهبی🧕 و پسری قرتی🕺🏻... همونطور که از کوه بالا میرفتم، نگاهی به پشت سرم انداختم‌، با دیدن خسته‌ی دلنیا دلم به شور افتاد. تو دل گفتم ″ آخه بگردم می‌گفتی من بیارم برات.″ چند قدم فاصله بین خودمو رو پر کردم و سمتش رفتم. - خانوم حبیبی می‌خواین بدین کوله شما رو من بیارم. پریده. دلنیا که جا خورده بود و خجالت هم می‌کشید تشکر کرد. - نه می‌شه. خودم میارم دکتر بزرگمهر. من که درونم بیدار شده بود باز با خودم گفتم ″ تو بخواه کوله آوردن که کاری نیست″ و رفتم سمتش که....😊😉 💯رمان شامار یک داستان واقعیه😍 🏃‍♀بدو همین حالا بیا و بخون یه چی یاد بگیری👊👇 https://eitaa.com/joinchat/2949840914C3521c39e0c ❤️ رمان کامله تو کانال
•|کانال‌رسمی‌شهید‌حاج‌حمید‌ سیاهکالی مرادی |•
#قسمت_34 رمانی هیجان‌انگیز و جنجالی دختری مذهبی🧕 و پسری قرتی🕺🏻... همونطور که از کوه بالا میرفتم، نگ
پسر قرتی و شیطونمون دلباخته دختر مذهبی و سربزیر شده بدبخت جرات ابراز هم نداره، یواشکی تو دلش قربون صدقه اش میره😂😉 بیا ببین چیا تو دلش میگذره اخه حیوونکی😍❤️ https://eitaa.com/joinchat/2949840914C3521c39e0c شامار واقعیه بدو بخون از دستش نده🧕🏿👨🏿‍⚕😉😵 رمان کامله تو کانال بی معطلی برای پارت گذاری همشو میخونی👏👏
•|کانال‌رسمی‌شهید‌حاج‌حمید‌ سیاهکالی مرادی |•
#قسمت_34 رمانی هیجان‌انگیز و جنجالی دختری مذهبی🧕 و پسری قرتی🕺🏻... همونطور که از کوه بالا میرفتم، نگ
اسیرشدن‌تودست‌داعش😱🔞! دوتاپزشک‌مدافع‌حرم‌کہ‌براے‌زندھ‌موندن‌مجبورمیشن‌ ...👀🤫؛ ، ، !! تیکہ‌تیکہ‌این‌رمان‌اشکتودرمیارھ😢😭‼️ 👩🏾‍💻 https://eitaa.com/joinchat/2949840914C3521c39e0c !! بزن‌رو‌لینک‌تا‌بفھمی‌چه‌اتفاقی‌افتاده‌براشون😐☝️🏿! ((: 🤷🏽‍♂😢
•|کانال‌رسمی‌شهید‌حاج‌حمید‌ سیاهکالی مرادی |•
#قسمت_34 رمانی هیجان‌انگیز و جنجالی دختری مذهبی🧕 و پسری قرتی🕺🏻... همونطور که از کوه بالا میرفتم، نگ
عرق پیشانی امیرپویان را پاک کرد. چرا دلش برای امیرپویان آن‌قدر ضعف می‌رفت و گریه میکرد؟ مشغول شمردن زخمهایش بود که عمویش گفت: -دلنیا چشم از صورت دکتر بزرگمهر برندار. تنفسش باید منظم چک بشه. الان میرسیم بیمارستان! چشمی گفت و خیره‌ی صورت شد. با چشم روی اجزای صورتش‌ می‌چرخید که همان لحظه...😱 https://eitaa.com/joinchat/2949840914C3521c39e0c رمان 💞شامار💞 واقعی و از سرگذشت اعضا در کانال بالا😍😵