eitaa logo
•|کانال‌رسمی‌شهید‌حاج‌حمید‌ سیاهکالی مرادی |•
4.3هزار دنبال‌کننده
9.5هزار عکس
2.1هزار ویدیو
113 فایل
🌸🍃 #کانال_رسمی #شهیدمدافع‌حرم‌ #حمیدسیاهکالی‌مرادی (با نظارت خانواده ی شــهید عزیز) 🍁 یادت_باشد❣ کانال تلگراممون: @modafehhh خـادم کانال : @khadem_sh @khaleghiii غباروبی گلزار شهدا
مشاهده در ایتا
دانلود
#اکنون گلزار شهدا🌷 دعاگویتان هستم 🌸 @modafehh
بآ ندبه ی مآ نیآمدی حرفـی نیست.. یکـ جمعه تو ندبه کن که"مآ برگـردیم"... ♥️ @modafehh
25.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
#اکنون تپه نور الشهدا🌷 مکانی که حمید اقا دلشون میگرفت تشریف می اوردن 🍁 @modafehh
با عرض سلام خدمت همه شما بزرگواران و خوبان و همراهان همیشگی 🌹 برای جمع آوری کمک نقدی به یک نیازمند به همراهی همیشگی شما دوستان احتیاج داریم لطفا برای هماهنگی بیشتر به آی دی زیر مراجعه بفرمایید (تحت نظارت خانواده شهید عزیز) @khaleghiiii @modafehh
‌ هیچے نمیدونم...؛ اما ، حسیـن(ع) جبرانِ همھ نداشتھ هاست♥️ #اےبهترین‌رفیق‌ارباب🌱 @modafehh
﷽ شهید سیدعلی حسینی •┈┈•✾•🔸🔶🔸•✾•┈┈• 🌸بِسمِ رَبِّ الشُهَدا و الصِدّیقین🌸 《 آتش 》 🖇چند روز به همین منوال می‌رفتم مدرسه … پدرم هر روز زنگ می‌زد خونه تا مطمئن بشه من خونه‌ام … می‌رفتم و سریع برمیگشتم … مادرم هم هر دفعه برای پای تلفن☎️ نیومدن من، یه بهانه می‌آورد … تا اینکه اون روز، پدرم زودتر برگشت … 🔻با چشم های سرخش که از شدت عصبانیت داشت از حدقه بیرون می‌زد … بهم زل زده بود … همون وسط خیابون حمله کرد سمتم …موهام رو چنگ زد و با خودش من رو کشید تو …😡😱 🔷اون روز چنان کتکی خوردم که تا چند روز نمی تونستم درست راه برم🚶🚶… حالم که بهتر شد دوباره رفتم مدرسه … به زحمت می‌تونستم روی صندلی‌های چوبی مدرسه بشینم … هر دفعه که پدرم می‌فهمید بدتر از دفعه قبل کتک می‌خوردم … چند بار هم طولانی مدت زندانی شدم⛓⛓ … اما عقب نشینی هرگز جزء صفات من نبود … بالاخره پدرم رفت و پرونده‌ام رو گرفت… وسط حیاط آتیشش زد🔥 … هر چقدر التماس کردم … نمرات و تلاش های تمام اون سالهام جلوی چشم‌هام می‌سوخت👀🔥💥 … 🔸هرگز توی عمرم عقب نشینی نکرده بودم اما این دفعه فرق داشت … اون آتش داشت جگرم رو می‌سوزوند … تا چند روز بعدش حتی قدرت خوردن یه لیوان آب رو هم نداشتم … خیلی داغون بودم …😔 بعد از این سناریوی مفصل، داستان عروس کردن👰 من شروع شد … اما هر خواستگاری میومد جواب من، نه بود … و بعدش باز یه کتک مفصل … علی الخصوص اونهایی که پدرم ازشون بیشتر خوشش می‌اومد … ولی من به شدت از ازدواج و دچار شدن به سرنوشت مادر و خواهرم وحشت داشتم … ترجیح می‌دادم بمیرم اما ازدواج نکنم…❌ تا اینکه مادر علی زنگ زد …☎️  ✍ ادامه دارد ... @modafehh •┈┈•✾•🔸🔶🔸•✾•┈┈•
| وَمَن يَتَوَكَّل عَلَى اللَّهِ فَهُوَ حَسبُهُ ‌| -و هر ڪس ڪھ بر خدا توڪل ڪند ؛ خـدا برایش ڪافے خواهد بود ... 🍃 ... بخیر 🌙 @modafehh
✨بسم الله الرحمن الرحیم✨
صبح را بهانه کردم... تا طلوع کنی در شعرهایم! ظهر را #تُ بهانه کن آفتاب شو... بسوزان... این خستگیِ درونِ تنم را !!! #شهید_حمید_سیاهکالی_مرادی #شهدا_را_یاد_کنیم_با_ذکر_صلوات @modafehh