eitaa logo
•|کانال‌رسمی‌شهید‌حاج‌حمید‌ سیاهکالی مرادی |•
4.3هزار دنبال‌کننده
9.5هزار عکس
2.1هزار ویدیو
113 فایل
🌸🍃 #کانال_رسمی #شهیدمدافع‌حرم‌ #حمیدسیاهکالی‌مرادی (با نظارت خانواده ی شــهید عزیز) 🍁 یادت_باشد❣ کانال تلگراممون: @modafehhh خـادم کانال : @khadem_sh @khaleghiii غباروبی گلزار شهدا
مشاهده در ایتا
دانلود
✅مراسم ویژه و محوری بزرگداشت دهمین سالگرد حماسه ماندگار نهم دی در قزوین دوشنبه ساعت 9:30👇👇
هر روز ، غذای نذری🍽 دوشنبه ها ناهار☀️: سالار زینب ، سیدالشهداء (درود خدا بر او باد ) شام🌙: زینت عبادت کنندگان ، امام سجاد(درود خدا بر او باد) #غذای_نذری 🍂🍁🍂 @modafehh 🍁🍂🍁
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
درددارددویدن‌ونرسیدن؛ ڪه‌دویدن‌مادرجازدن‌اسٺ.... به‌قول‌شهیدآوینےٺنهاڪسانے مردانه‌مےمیرندڪه‌مردانه‌زیسٺه باشند.... شـہآدٺ‌رانمےخواهیم‌وبه‌خیال خودمان‌‌عاشق‌شهادٺیم... بسنده‌ڪرده‌ایم‌به‌عڪس‌هاے چسبانده‌شده‌ےدیوارِاٺاق! عڪس‌ودلنوشٺه‌شهدایےڪه‌فقط پسٺ ! ڪانال و ایتایی ڪه‌پرشدازصوٺ وروایٺ‌شهدا! وٺصویرزمینه‌ےگوشے هایمان‌ڪه‌سنگینےنگاه‌شهیدرادرڪ نڪردیم.... نفهمیدیم‌ڪه ... °|درد‌نویسِ‌این‌روز‌هاےمامذهبےها · · @modafehh
💢 #مهم_ترین هدف دشمن در جنگ نرم گرفتن امید و اعتماد به نفس ملت ایران است. #امام_خامنه_ای @modafehh
❆ #شهدا نـگاه هایتـان گاهـے نگران است گاهـے ناراحت شایـد هم دݪگیـر اما هر چه هست هیچگاه سایـه‌ے چشمهایتاݩ را از سـرمان برندارید نـگاهمان ڪنید #شهید_حمید_سیاهکالی_مرادی #شهدا_را_یاد_کنیم_با_ذکر_صلوات @modafehh
﷽ شهید سیدعلی حسینی •┈┈┈•✾•🔸🔶🔸•✾•┈┈┈• 🌸بِسمِ رَبِّ الشُهَدا و الصِدّیقین🌸 《 داماد طلبه 》 🖇با شنیدن این جمله چشماش👀 پرید ... می دونستم چه بلایی سرم میاد اما این آخرین شانس من بود ... 🌙اون شب وقتی به حال اومدم ... تمام شب خوابم نبرد ... هم درد، هم فکرهای مختلف ... روی همه چیز فکر کردم ... یأس و خلأ بزرگی رو درونم حس می کردم ... برای اولین بار کم آورده بودم ... اشک، قطره قطره از چشمهام 😢😢می‌اومد و کنترلی برای نگهداشتنشون نداشتم ... 🔹بالاخره خوابم برد اما قبلش یه تصمیم مهم گرفته بودم ... به چهره نجیب علی نمی‌خورد اهل زدن باشه ... از طرفی این جمله‌اش درست بود ... من هیچ وقت بدون فکری و تصمیم‌های احساسی نمی‌گرفتم ... حداقل تنها کسی بود که یه جمله درست در مورد من گفته بود ... و توی این مدت کوتاه، بیشتر از بقیه، من رو شناخته بود ...😊 با خودم گفتم، زندگی با یه طلبه هر چقدر هم سخت و وحشتناک باشه از این زندگی بهتره ... 👌🍃 اما چطور می تونستم پدرم رو راضی کنم ‌‌❓ ... چند روز تمام روش فکر کردم تا تنها راهکار رو پیدا کردم ... یه روز که مادرم خونه نبود به هوای احوال‌پرسی به همه دوست‌ها، همسایه‌ها و اقوام زنگ☎️ زدم ... و غیر مستقیم حرف رو کشیدم سمتی که می‌خواستم و در نهایت ... وای یعنی شما جدی خبر نداشتید❓ ... ما اون شب شیرینی خوردیم💞 ... بله، داماد طلبه است ... خیلی پسر خوبیه ... کمتر از دو ساعت بعد، سر و کله پدرم پیدا شد ... وقتی مادرم برگشت، من بی‌هوش روی زمین افتاده بودم ... اما خیلی زود خطبه عقد من و علی خونده شد 💞💞... البته در اولین زمانی که کبودی‌های صورت و بدنم خوب شد... فکر کنم نزدیک دو ماه بعد ...✨ ✍ ادامه دارد ... @modafehh •┈┈•✾•🔸🔶🔸•✾•┈┈•