eitaa logo
•|کانال‌رسمی‌شهید‌حاج‌حمید‌ سیاهکالی مرادی |•
4.3هزار دنبال‌کننده
9.5هزار عکس
2.1هزار ویدیو
113 فایل
🌸🍃 #کانال_رسمی #شهیدمدافع‌حرم‌ #حمیدسیاهکالی‌مرادی (با نظارت خانواده ی شــهید عزیز) 🍁 یادت_باشد❣ کانال تلگراممون: @modafehhh خـادم کانال : @khadem_sh @khaleghiii غباروبی گلزار شهدا
مشاهده در ایتا
دانلود
‌ هرکسی عطری دارد مثلا مادرها بوی یاس میدهند... @modafehh
🌹لوازم برگشتی شهید مدافع حرم حمید سیاهکالی مرادی از سوریه که ارزشی بالاتر از طلا دارد.🌹 راهت ادامه دارد... کانال رسمی شهید مدافع حرم حمید سیاهکالی مرادی @modafehh
خاطره ای از حمیدآقا❣ گاهی میخواست بره باشگاه،بچه های کوچه دورش جمع میشدن و موتورش رو نگاه میکردن...بچه ها رو سوار میکرد ولی راه نمیبرد بعد زمین میزاشت...شاید یه ربع یا 20 دقیقه با بچه ها گرم میگرفت بعد میرفت باشگاه @modafehh
♡یـادمان باشـد در همیـن ڪـوچہ‌ے مـا... مـــــادرے هست ڪہ عشقش را داد  تـا تـو عـاشـق شـــوے ڪاش ڪارے نڪنیم ڪہ دلش خون بشود...♡ ❣روز را به‌نیابت از فرزندان به تبریک می‌گوییم ❣ @modafehh
شبـی که عملیات داشتیـم حمیـد آقا رو بعـد از آسیب دیدگی داشتیم میاوردیم عقب... داخلِ نفـر بر بودیم،شدّت خونریـزی بسیار زیاد بود امّا حمید جان حتـی تو اون لحظات هم مراقب رفتـارش بود و مـُدام به ما میگفت:ببخشیـد خونـَم روی شما میریزه! مدام ذکر با حسین و یا زهرا میگفت چشمـاش بسته بود یکـی از دوستان صداش زد که حمیـد جان من رو میشناسی؟ حمید آقا گفتن بلـه جانم مگه میشه دوستم رو نشناسم؟! بعد دوباره چشماش رو بست و ذکـر گفت دوباره چشماش رو باز کـرد در حالـی که دستش روی پیشانیش بود بالای سرش رو نگاه کرد و گفت "یا ابا صالح المهدی" و لبخند زد و چشماش رو بست و دیگه نفس نکشیـد. راوی:همـرزم شهید مدافـع‌حرم @modafehh
﷽ شهید سیدعلی حسینی •┈┈┈•✾•🔸🔶🔸•✾•┈┈┈• 🌸بِسمِ رَبِّ الشُهَدا و الصِدّیقین🌸 《 اتاق عمل 》 🖇دوره تخصصی زبان تموم شد … و آغاز دوره تحصیل و کار در بیمارستان بود … 🏥اگر دقت می کردی … مشخص بود به همه سفارش کرده بودن تا هوای من رو داشته باشن … تا حدی که نماینده دانشگاه، شخصا یه دانشجوی تازه وارد رو به رئیس بیمارستان و رئیس تیم جراحی عمومی معرفی کرد … ❤️جالب‌ترین بخش، ریز اطلاعات شخصی من بود … همه چیز، حتی علاقه رنگی من … این همه تطبیق شرایط و محیط با سلیقه و روحیات من غیرقابل باور و فراتر از تصادف و شانس بود … از چینش و انتخاب وسائل منزل … تا ترکیب رنگی محیط و… گاهی ترس کوچیکی دلم رو پر می‌کرد … 🔹حالا اطلاعات علمی و سابقه کاری … چیزی بود که با خبر بودنش جای تعجب زیادی نداشت … 🔸هر چی جلوتر می‌رفتم … حدس‌هام از شک به یقین نزدیک‌تر می‌شد … فقط یه چیز از ذهنم می‌گذشت … 💢چرا بابا❓… چرا❓… توی دانشگاه و بخش … مرتب از سوی اساتید و دانشجوها تشویق می‌شدم … و همچنان با قدرت پیش می‌رفتم و برای کسب علم و تجربه تلاش می‌کردم … 💠بالاخره زمان حضور رسمی من، در اولین عمل فرارسید … اون هم کنار یکی از بهترین جراح‌های بیمارستان … 🍀همه چیز فوق العاده به نظر می‌رسید … تا اینکه وارد رختکن اتاق عمل شدم … رختکن جدا بود … اما …😔 ✍ ادامه دارد ... @modafehh •┈┈•✾•🔸🔶🔸•✾•┈┈•
بسم الله الرحمن الرحیم. . .✨
﷽❣ ❣﷽ 💚عالم بہ عشق روے تو بیدار میشود ✨هر روز عا‌شقان تو بسیار میشود 💚وقتے سلام می دهمت در نگاہ من ✨تصویر مهربانی تو تڪرار میشود ✋ 💛 @modafehh
یک شنبہ: ناهار: مادر جانـ ؛ حضرت زهرا (درود خدا بر او باد ) شـام : غـریـب مدیـنہ ؛ امام مـجتبے (درود خدا بر او باد ) @modafehh