eitaa logo
•|کانال‌رسمی‌شهید‌حاج‌حمید‌ سیاهکالی مرادی |•
4.3هزار دنبال‌کننده
9.5هزار عکس
2.1هزار ویدیو
113 فایل
🌸🍃 #کانال_رسمی #شهیدمدافع‌حرم‌ #حمیدسیاهکالی‌مرادی (با نظارت خانواده ی شــهید عزیز) 🍁 یادت_باشد❣ کانال تلگراممون: @modafehhh خـادم کانال : @khadem_sh @khaleghiii غباروبی گلزار شهدا
مشاهده در ایتا
دانلود
🌷بسم الله الرحمن الرحیم🌷
1.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
⚘﷽⚘ حسیـن_جـان....🌹 آورده صبا ازگذرٺ عطرخدا را تاروزے مانیز ڪند ڪرب‌وبلارا انگارڪه فهمیده نسیم‌سحرے باز صبح‌اسٺ ودلم لڪ زده ایوان‌طلا را ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ ⚘اَلسَّلامُ عَلَى الْحُسَیْنِ ⚘وَعَلى عَلِىِّ بْنِ الْحُسَیْنِ ⚘وَعَلى اَوْلادِ الْحُسَیْنِ ⚘وَعَلى اَصْحابِ الْحُسَیْنِ @modafehh
هر روز ، غذای نذری🍽 دوشنبه ها ناهار☀️: سالار زینب ، سیدالشهداء (درود خدا بر او باد ) شام🌙: زینت عبادت کنندگان ، امام سجاد(درود خدا بر او باد) 🍂🍁🍂 @modafehh 🍁🍂🍁
مخاطب خاص دلم❤️ آی تویی که رفته‌ای و رسیده‌ای...! من مانده‌ام تنهـای تنهـــا...! با نوشته‌ای از شمـا و باری بر دوش لااقل گاهی نگاهی به خاطر خدا🥀 @modafehh
﷽ شهید سیدعلی حسینی •┈┈┈•✾•🔸🔶🔸•✾•┈┈┈• 🌸بِسمِ رَبِّ الشُهَدا و الصِدّیقین🌸 《 حمله چند جانبه 》 🖇ماجرا بدجور بالا گرفته بود … همه چیز به بدترین شکل ممکن … دست به دست هم داد تا من رو خورد و له کنه … 🔹دانشجوها، سرزنشم می‌کردن که یه موقعیت عالی رو از دست داده بودم … اساتید و ارشدها، نرفتن من رو یه اهانت به خودشون تلقی کردن … و هر چه قدر توضیح می‌دادم فایده‌ای نداشت … نمی‌دونم نمی‌فهمیدن یا نمی‌خواستن متوجه بشن … 😔 🏢دانشگاه و بیمارستان … هر دو من رو تحت فشار دادن که اینجا، جای این مسخره بازی‌ها و تفکرات احمقانه نیست … و باید با شرایط کنار بیام و اونها رو قبول کنم … 🔸هر چقدر هم راهکار برای حل این مشکل ارائه می‌کردم …فایده‌ای نداشت … چند هفته توی این شرایط گیر افتادم …شرایط سخت و وحشتناکی که هر ثانیه‌اش حس زندگی وسط جهنم رو داشت … 🔻وقتی برمی‌گشتم خونه … تازه جنگ دیگه‌ای شروع می‌شد… مثل مرده‌ها روی تخت میافتادم … حتی حس اینکه انگشتم رو هم تکان بدم نداشتم … 🔻تمام فشارها و درگیریها با من وارد خونه می‌شد … و بدتر از همه شیطان …کوچکترین لحظه‌ای رهام نمی‌کرد … در دو جبهه می‌جنگیدم … 🔹درد و فشار عمیقی تمام وجودم رو پر می‌کرد …نبرد بر سر ایمانم و حفظ اون … سخت‌تر و وحشتناک بود… یک لحظه غفلت یا اشتباه، ثمر و زحمت تمام این سالها رو ازم می‌گرفت … دنیا هم با تمام جلوه‌اش … جلوی چشمم بالا و پایین می‌رفت … می‌سوختم و با چنگ و دندان، تا آخرین لحظه از ایمانم دفاع می‌کردم … 💠حدود ساعت ۹ … باهام تماس گرفتن و گفتن سریع خودم رو به جلسه برسونم … 🍀پشت در ایستادم … چند لحظه چشم‌هام رو بستم … بسم الله الرحمن الرحیم … خدایا به فضل و امید تو … 🔻در رو باز کردم و رفتم تو … گوش تا گوش … کل سالن کنفرانس پر از آدم بود … جلسه دانشگاه و بیمارستان برای بررسی نهایی شرایط … 💠رئیس تیم جراحی عمومی هم حضور داشت … ✍ ادامه دارد ... @modafehh •┈┈•✾•🔸🔶🔸•✾•┈┈•
﷽ شهید سیدعلی حسینی •┈┈┈•✾•🔸🔶🔸•✾•┈┈┈• 🌸بِسمِ رَبِّ الشُهَدا و الصِدّیقین🌸 《 پله اول ‌》 🖇پشت سر هم حرف می زدن … یکی تندتر … یکی نرم تر …یکی فشار وارد می کرد … یکی چراغ سبز نشون می داد …همه شون با هم بهم حمله کرده بودن … و هر کدوم، لشکری از شیاطین به کمکش اومده بود … وسوسه و فشار پشت وسوسه و فشار … و هر لحظه شدیدتر از قبل … پلیس خوب و بد شده بودن … و همه با یه هدف … یا باید از اینجا بری … یا باید شرایط رو بپذیری … من ساکت بودم … اما حس می کردم به اندازه یه دونده ماراتن، تمام انرژیم رو از دست دادم … به پشتی صندلی تکیه دادم … – زینب … این کربلای توئه … چی کار می کنی؟ … کربلائی میشی یا تسلیم؟ … چشم هام رو بستم … بی خیال جلسه و تمام آدم های اونجا… – خدایا … به این بنده کوچیکت کمک کن … نزار جای حق و باطل توی نظرم عوض بشه … نزار حق در چشم من، باطل… و باطل در نظرم حق جلوه کنه … خدایا … راضیم به رضای تو … با دیدن من توی اون حالت … با اون چشم های بسته و غرق فکر … همه شون ساکت شدن … سکوت کل سالن رو پر کرد… خدایا … به امید تو … بسم الله الرحمن الرحیم … و خیلی آروم و شمرده … شروع به صحبت کردم … – این همه امکانات بهم دادید … که دلم رو ببرید و اون رو مسخ کنید … حالا هم بهم می گید یا باید شرایط شما رو بپذیرم … یا باید برم … امروز آستین و قد لباسم کوتاه میشه و یقه هفت، تنم می کنید… فردا می گید پوشیدن لباس تنگ و یقه باز چه اشکالی داره؟ … چند روز بعد هم … لابد می خواید حجاب سرم رو هم بردارم … چشم هام رو باز کردم … – همیشه … همه چیز … با رفتن روی اون پله اول … شروع میشه … سکوت عمیقی کل سالن رو پر کرده بود … ✍ ادامه دارد ... @modafehh •┈┈•✾•🔸🔶🔸•✾•┈┈•
میان این همه تشویش و بی‌قراری شهر «حسین» امن‌ترین تکیه‌گاه نوکرهاست! ... ... بخیر @modafehh
بسم الله الرحمن الرحیم...✨