eitaa logo
•|کانال‌رسمی‌شهید‌حاج‌حمید‌ سیاهکالی مرادی |•
4.3هزار دنبال‌کننده
9.5هزار عکس
2.1هزار ویدیو
113 فایل
🌸🍃 #کانال_رسمی #شهیدمدافع‌حرم‌ #حمیدسیاهکالی‌مرادی (با نظارت خانواده ی شــهید عزیز) 🍁 یادت_باشد❣ کانال تلگراممون: @modafehhh خـادم کانال : @khadem_sh @khaleghiii غباروبی گلزار شهدا
مشاهده در ایتا
دانلود
معشوق اهل آسمان... ای دلبر دیرینه ام زهرا نوشته نام تو، با دست خود بر سینه ام صبحتون حسینی⚘ @modafehh
هر روز ، غذای نذری🍽 شنبه ها ناهار☀️: پیامبر خوبی ها ، حضرت رسول الله (درود خدا بر او باد ) شام🌙: آقا جانم ، حضرت امیرالمومنین(درود خدا بر او باد) 🍂🍁🍂 @modafehh 🍁🍂🍁
سلام علیکم، هر رای ما یک تیر به چشم دشمن به امید شادی روح شهید عزیز، حمید آقای مرادی از اعضاء🌸 @modafehh
رفیق شهیدم❤...بیادتم..بیادم باش🌹 در جوار بارگاه ملکوتی علی ابن موسی الرضا علیه السلام نائب زیاره شهید سیاهکالی و همه اعضا هستم... سبیلک ❤️❤️❤️❤️ از اعضاء🌷 @modafehh
خاطره حمیدآقا مربی ورزش رزمی بود. بهشون گفتم حمیدآقا هدفت از ورزش چیه؟ گفت یه ورزشکار مومن باید آماده باشه تا اگه آقا صاحب الزمان اومد از نظر سلامتی و سربازی ایشون در جبهه حق علیه باطل آماده باشه.. 🔰کانال رسمی شهیدمدافع حرم حمید سیاهکالی مرادی @modafehh 🔰
••• میـدونیـد... فقطـ دمـ زدن از شـهـدا ڪافۍ نیسـت افتخارمـ نیسـت بایـدزندگیـمان ، حرفـمان،نـگـاهـمان،لـقمہ هایمان رفتارمان بـوۍ شهدا بگیرد.. @modafehh
به هر دلیل که رفتی به یک دلیل بازآ عید نزدیک است😭 دست خط شهید بر روی اتیکت اسم خود😭😭😭 💐 @modafehh
سلام گلزار شهدای کرمان نزدیک به حاج قاسم این کتاب خط به خطش برای من روضه بود با بند بندش اشک ریختم و یک جاهایی فکر میکردم ک زندگی خودمه از اعضاء🌿 @modafehh
﷽ شهید سیدعلی حسینی •┈┈┈•✾•🔸🔶🔸•✾•┈┈┈• 🌸بِسمِ رَبِّ الشُهَدا و الصِدّیقین🌸 《 خیانت 》 🖇روزهای اولی که درخواستش رو رد کرده بودم … دلخوریش از من واضح بود … سعی می‌کرد رفتارش رو کنترل کنه و عادی به نظر برسه … مشخص بود تلاش می‌کنه باهام مواجه نشه … 🔹توی جلسات تیم جراحی هم، نگاهش از روی من می‌پرید … و من رو خطاب قرار نمی‌داد … اما همین باعث شد، احترام بیشتری براش قائل بشم … حقیقتا کار و زندگی شخصیش از هم جدا بود … 🔸سه، چهار ماه به همین منوال گذشت … توی سالن استراحت پزشکان نشسته بودم که از در اومد تو … بدون مقدمه و در حالی که … اصلا انتظارش رو نداشتم … یهو نشست کنارم … 🔻پس شما چطور با هم آشنا می‌شید؟ … اگر دو نفر با هم ارتباط نداشته باشن … چطور می‌تونن همدیگه رو بشناسن و بفهمن به درد هم می‌خورن یا نه❓ …😳 💠 همه زیرچشمی به ما نگاه می‌کردن … با دیدن رفتار ناگهانی دایسون … شوک و تعجب توی صورتشون موج می‌زد …هنوز توی شوک بود اما آرامشم رو حفظ کردم … 🍀دکتر دایسون … واقعا این ارتباطات به خاطر شناخت پیش از ازدواجه؟ … اگر اینطوره چرا آمار خیانت اینجا، اینقدر بالاست؟… یا اینکه حتی بعد از بچه دار شدن، به زندگیشون به همین سبک ادامه میدن … و وقتی یه مرد … بعد از سالها زندگی …از اون زن خواستگاری می‌کنه … اون زن از خوشحالی بالا و پایین می‌پره و میگن این حقیقتا عشقه؟… یعنی تا قبل از اون عشق نبوده؟ … یا بوده اما حقیقی نبوده⁉️… 💢خیلی عادی از جا بلند شدم و وسایلم رو جمع کردم … خیلی عمیق توی فکر فرو رفته بود … 🔸منم بی سر و صدا … و خیلی آروم … در حال فرار و ترک موقعیت بودم … در سالن رو باز کردم و رفتم بیرون … در حالی که با تمام وجود به خدا التماس می‌کردم که بحث همون جا تموم بشه … توی اون فشار کاری …😔 🔻که یهو از پشت سر، صدام کرد …🗣 ✍ ادامه دارد ... @modafehh •┈┈•✾•🔸🔶🔸•✾•┈┈•
﷽ شهید سیدعلی حسینی •┈┈┈•✾•🔸🔶🔸•✾•┈┈┈• 🌸بِسمِ رَبِّ الشُهَدا و الصِدّیقین🌸 《 زمانی برای نفس کشیدن 》 🖇دنبالم، توی راهروی بیمارستان، راه افتاد … می‌خواستم گریه کنم … چشم‌هام مملو از التماس بود … تو رو خدا دیگه نیا… که صدام کرد … 💢دکتر حسینی … دکتر حسینی … پیشنهاد شما برای آشنایی بیشتر چیه؟ … 🔹ایستادم و چند لحظه مکث کردم … 🔸من چطور آدمی هستم؟ … 🔻جا خورد … ▫️شما شخصیت من رو چطور معرفی می‌کنید؟ … با تمام خصوصیات مثبت و منفی … 🍀معلوم بود متوجه منظورم شده … 🍃پس علائق‌تون چی؟ … 🌸مثلا اینکه رنگ مورد علاقه‌ام چیه؟ یا چه غذایی رو دوست دارم؟ و … واقعا به نظرتون اینها خیلی مهمه؟ … مثلا اگر دو نفر از رنگ‌ها یا غذای متفاوتی خوششون بیاد نمی‌تونن با هم زندگی کنن؟ 🔹چند لحظه مکث کردم … طبیعتا اگر اخلاقی نباشه و خودخواهی غلبه کنه … ممکنه نتونن … 🔻در کنار اخلاق … بقیه‌اش هم به شخصیت و روحیه است …اینکه موقع ناراحتی یا خوشحالی یا تحت فشار … آدمها چه کار می‌کنن یا چه واکنشی دارن … 🔸اما این بحث‌ها و حرف‌ها تمومی نداشت … بدون توجه به واکنش دیگران … مدام میومد سراغم و حرف می‌زد … 🔻با اون فشار و حجم کار … این فشار و حرف‌های جدید واقعا سخت بود … دیگه حتی یه لحظه آرامش … یا زمانی برای نفس کشیدن، نداشتم … 💢دفعه آخر که اومد … با ناراحتی بهش گفتم … ✨دکتر دایسون … میشه دیگه در مورد این مسائل صحبت نکنیم؟ … و حرف‌ها صرفا کاری باشه؟ … ▫️خنده اش محو شد … چند لحظه بهم نگاه کرد … 💠یعنی … شما از من بدتون میاد خانم حسینی؟ … ✍ ادامه دارد ... @modafehh •┈┈•✾•🔸🔶🔸•✾•┈┈•
حسین‌جان... آغازِ ما تویی و سرانجام ما تویی بی تو، مسیر عشق به آخر نمی‌رسد بر سردرِ سرای محبت نوشته اند: با سر، کسی به محضر دلبر نمی‌رسد... شبتون حسینی✨ @modafehh