eitaa logo
•|کانال‌رسمی‌شهید‌حاج‌حمید‌ سیاهکالی مرادی |•
4.3هزار دنبال‌کننده
9.5هزار عکس
2.1هزار ویدیو
113 فایل
🌸🍃 #کانال_رسمی #شهیدمدافع‌حرم‌ #حمیدسیاهکالی‌مرادی (با نظارت خانواده ی شــهید عزیز) 🍁 یادت_باشد❣ کانال تلگراممون: @modafehhh خـادم کانال : @khadem_sh @khaleghiii غباروبی گلزار شهدا
مشاهده در ایتا
دانلود
خاطره حمیدآقا مربی ورزش رزمی بود. بهشون گفتم حمیدآقا هدفت از ورزش چیه؟ گفت یه ورزشکار مومن باید آماده باشه تا اگه آقا صاحب الزمان اومد از نظر سلامتی و سربازی ایشون در جبهه حق علیه باطل آماده باشه.. 🔰کانال رسمی شهیدمدافع حرم حمید سیاهکالی مرادی @modafehh 🔰
••• میـدونیـد... فقطـ دمـ زدن از شـهـدا ڪافۍ نیسـت افتخارمـ نیسـت بایـدزندگیـمان ، حرفـمان،نـگـاهـمان،لـقمہ هایمان رفتارمان بـوۍ شهدا بگیرد.. @modafehh
به هر دلیل که رفتی به یک دلیل بازآ عید نزدیک است😭 دست خط شهید بر روی اتیکت اسم خود😭😭😭 💐 @modafehh
سلام گلزار شهدای کرمان نزدیک به حاج قاسم این کتاب خط به خطش برای من روضه بود با بند بندش اشک ریختم و یک جاهایی فکر میکردم ک زندگی خودمه از اعضاء🌿 @modafehh
﷽ شهید سیدعلی حسینی •┈┈┈•✾•🔸🔶🔸•✾•┈┈┈• 🌸بِسمِ رَبِّ الشُهَدا و الصِدّیقین🌸 《 خیانت 》 🖇روزهای اولی که درخواستش رو رد کرده بودم … دلخوریش از من واضح بود … سعی می‌کرد رفتارش رو کنترل کنه و عادی به نظر برسه … مشخص بود تلاش می‌کنه باهام مواجه نشه … 🔹توی جلسات تیم جراحی هم، نگاهش از روی من می‌پرید … و من رو خطاب قرار نمی‌داد … اما همین باعث شد، احترام بیشتری براش قائل بشم … حقیقتا کار و زندگی شخصیش از هم جدا بود … 🔸سه، چهار ماه به همین منوال گذشت … توی سالن استراحت پزشکان نشسته بودم که از در اومد تو … بدون مقدمه و در حالی که … اصلا انتظارش رو نداشتم … یهو نشست کنارم … 🔻پس شما چطور با هم آشنا می‌شید؟ … اگر دو نفر با هم ارتباط نداشته باشن … چطور می‌تونن همدیگه رو بشناسن و بفهمن به درد هم می‌خورن یا نه❓ …😳 💠 همه زیرچشمی به ما نگاه می‌کردن … با دیدن رفتار ناگهانی دایسون … شوک و تعجب توی صورتشون موج می‌زد …هنوز توی شوک بود اما آرامشم رو حفظ کردم … 🍀دکتر دایسون … واقعا این ارتباطات به خاطر شناخت پیش از ازدواجه؟ … اگر اینطوره چرا آمار خیانت اینجا، اینقدر بالاست؟… یا اینکه حتی بعد از بچه دار شدن، به زندگیشون به همین سبک ادامه میدن … و وقتی یه مرد … بعد از سالها زندگی …از اون زن خواستگاری می‌کنه … اون زن از خوشحالی بالا و پایین می‌پره و میگن این حقیقتا عشقه؟… یعنی تا قبل از اون عشق نبوده؟ … یا بوده اما حقیقی نبوده⁉️… 💢خیلی عادی از جا بلند شدم و وسایلم رو جمع کردم … خیلی عمیق توی فکر فرو رفته بود … 🔸منم بی سر و صدا … و خیلی آروم … در حال فرار و ترک موقعیت بودم … در سالن رو باز کردم و رفتم بیرون … در حالی که با تمام وجود به خدا التماس می‌کردم که بحث همون جا تموم بشه … توی اون فشار کاری …😔 🔻که یهو از پشت سر، صدام کرد …🗣 ✍ ادامه دارد ... @modafehh •┈┈•✾•🔸🔶🔸•✾•┈┈•
﷽ شهید سیدعلی حسینی •┈┈┈•✾•🔸🔶🔸•✾•┈┈┈• 🌸بِسمِ رَبِّ الشُهَدا و الصِدّیقین🌸 《 زمانی برای نفس کشیدن 》 🖇دنبالم، توی راهروی بیمارستان، راه افتاد … می‌خواستم گریه کنم … چشم‌هام مملو از التماس بود … تو رو خدا دیگه نیا… که صدام کرد … 💢دکتر حسینی … دکتر حسینی … پیشنهاد شما برای آشنایی بیشتر چیه؟ … 🔹ایستادم و چند لحظه مکث کردم … 🔸من چطور آدمی هستم؟ … 🔻جا خورد … ▫️شما شخصیت من رو چطور معرفی می‌کنید؟ … با تمام خصوصیات مثبت و منفی … 🍀معلوم بود متوجه منظورم شده … 🍃پس علائق‌تون چی؟ … 🌸مثلا اینکه رنگ مورد علاقه‌ام چیه؟ یا چه غذایی رو دوست دارم؟ و … واقعا به نظرتون اینها خیلی مهمه؟ … مثلا اگر دو نفر از رنگ‌ها یا غذای متفاوتی خوششون بیاد نمی‌تونن با هم زندگی کنن؟ 🔹چند لحظه مکث کردم … طبیعتا اگر اخلاقی نباشه و خودخواهی غلبه کنه … ممکنه نتونن … 🔻در کنار اخلاق … بقیه‌اش هم به شخصیت و روحیه است …اینکه موقع ناراحتی یا خوشحالی یا تحت فشار … آدمها چه کار می‌کنن یا چه واکنشی دارن … 🔸اما این بحث‌ها و حرف‌ها تمومی نداشت … بدون توجه به واکنش دیگران … مدام میومد سراغم و حرف می‌زد … 🔻با اون فشار و حجم کار … این فشار و حرف‌های جدید واقعا سخت بود … دیگه حتی یه لحظه آرامش … یا زمانی برای نفس کشیدن، نداشتم … 💢دفعه آخر که اومد … با ناراحتی بهش گفتم … ✨دکتر دایسون … میشه دیگه در مورد این مسائل صحبت نکنیم؟ … و حرف‌ها صرفا کاری باشه؟ … ▫️خنده اش محو شد … چند لحظه بهم نگاه کرد … 💠یعنی … شما از من بدتون میاد خانم حسینی؟ … ✍ ادامه دارد ... @modafehh •┈┈•✾•🔸🔶🔸•✾•┈┈•
حسین‌جان... آغازِ ما تویی و سرانجام ما تویی بی تو، مسیر عشق به آخر نمی‌رسد بر سردرِ سرای محبت نوشته اند: با سر، کسی به محضر دلبر نمی‌رسد... شبتون حسینی✨ @modafehh
به نام خدا، به یاد خدا ، برای خدا...🌷
...♥️ هر کسی یار ندارد به خودش مربوط است🍃 یارِ من باش حسین جان ، که گدای تو منم🌹 | السلام علیک یااباعبدالله | @modafehh
یک شنبہ: ناهار: مادر جانـ ؛ حضرت زهرا (درود خدا بر او باد ) شـام : غـریـب مدیـنہ ؛ امام مـجتبے (درود خدا بر او باد ) @modafehh
روزی که قرار بود تو یکی از مناطق سوریه ما منطقه رو به گروه بعدی که 🍁حمید آقا🍁 اینا بودن تحویل بدیم 🍁شهید مرادی 🍁و 🌷شهید شیری🌷 که هردو از دوستان صمیمیه این حقیر بودن رو دیدم و مثل عادت همیشگی همدیگرو بغل کردیم و احوال پرسی و ...❤️ ایشون مثل همیشه خندان و با روحیه بودن من عادت داشتم باحمید آقا زیاد شوخی میکردم و زیاد تیکه مینداختم به ایشون . 😄 اون روز به حمید آقا گفتم : بالاخره قسمت شد اومدیا ؛ حمید آقا یه نگاه عمیقی به من کرد انگار که داشت به دلم نگاه میکرد و میخندید....🍃🍀🌸 دیگه چیزی نگفت و رفت بعدن که ایشون شهید شدن اون نگاه ایشون اومد تو ذهنم وباخودم گفتم : 👈که این نگاه عمیق این شهید بزرگوار یعنی فلانی چقد تو و امثال تو با ما بهشتیا فاصله دارید... 👉 شادی روح شهیدان بزرگوار حمید مرادی وذکریا شیری صلوات.. گوینده خاطره : آقا محسن از همرزمان 🌹 @modafehh