eitaa logo
•|کانال‌رسمی‌شهید‌حاج‌حمید‌ سیاهکالی مرادی |•
4.3هزار دنبال‌کننده
9.5هزار عکس
2.1هزار ویدیو
113 فایل
🌸🍃 #کانال_رسمی #شهیدمدافع‌حرم‌ #حمیدسیاهکالی‌مرادی (با نظارت خانواده ی شــهید عزیز) 🍁 یادت_باشد❣ کانال تلگراممون: @modafehhh خـادم کانال : @khadem_sh @khaleghiii غباروبی گلزار شهدا
مشاهده در ایتا
دانلود
. . خوشـابه‌حال‌تویےکه‌کنارجانانے بدابه‌حال‌منے‌که‌اسیـرزندانم تودرسعادت‌محضےتویے‌که‌مےخندے منےکه‌بندگناهم‌منےکه‌گریانم ❤️✨ @modafehh
✅ گذشتی از روزهای خوشِ جوانی ات! 🙏... 🍃 تا این جوانی، مرا به بازی نگیرد... ✳️ رفیق شهيدم کمکم کن 🍃 تا آن کاری که تمام شهدا آن را به خوبی در زندگی خود پیاده کردند من هم بتوانم آن را انجام بدهم ❌ و همیشه سعی کنم در زندگی ام 🍃 به شخصیت خودم در خانواده ام بیشتر از آبروی خود در جامعه اهمیت بدم ! ❣❣❣❣ 🍃 زیرا شخصیت من ، جوهر وجود من است؛ ❣❣❣❣ 🍃 و آبروی من تصور خانواده ام ، نسبت به من است... پس تا میتوانم باید با شخصیت باشم آنهم در مقابل پدر و مادر و همسر و فرزندانم ! ❣❣❣❣ 🍃 درست مثل کاری که تمام شهدا ، در مقابل خانواده ، مردم ، جامعه ، و .... توانستند به خوبی آن را انجام بدند. 🍃 و همین امر باعث شد که همراه با مقام شهادتشان ، عاقبت بخیر دنیا و آخرتشان بشوند. @modafehh
پیش_مزار_شهدا مادرم کرده سفارش که بگـو اول ماه بابی انت وامی یا اباعبدالله @modafehh
‎” یا اله العاصین ” من دل‌خوشم‌‌ڪھ‌ ، ٺوخداےبدها‌هم ، هسٺے ...! · · @modafehh
﷽ شهید سیدعلی حسینی •┈┈┈•✾•🔸🔶🔸•✾•┈┈┈• 🌸بِسمِ رَبِّ الشُهَدا و الصِدّیقین🌸 《 با پدرم حرف بزن 》 🖇پشت سر هم زنگ می زد … توان جواب دادن نداشتم …اونقدر حالم بد بود که اصلا مغزم کار نمی‌کرد که می‌تونستم خیلی راحت صدای گوشی رو ببندم یا خاموشش کنم… توی حال خودم نبودم … دایسون هم پشت سر هم زنگ می‌زد … 💢چرا دست از سرم برنمی داری؟ … برو پی کارت … 🔹در رو باز کن زینب … من پشت در خونه‌ات هستم … تو تنهایی و یک نفر باید توی این شرایط ازت مراقبت کنه … 🔸دارو خوردم … اگر به مراقبت نیاز پیدا کنم میرم بیمارستان… 🔻یهو گریه‌ام گرفت … لحظاتی بود که با تمام وجود به مادرم احتیاج داشتم … حتی بدون اینکه کاری بکنه … وجودش برام آرامش بخش بود … تب، تنهایی، غربت … دیگه نمی‌تونستم بغضم رو کنترل کنم … ▫️دست از سرم بردار … چرا دست از سرم برنمی‌داری؟ …اصلا کی بهت اجازه داده، من رو با اسم کوچیک صدا کنی؟… 🔸اشک می‌ریختم و سرش داد می‌زدم … 🔹واقعا … داری گریه می‌کنی؟ … من واقعا بهت علاقه دارم… توی این شرایط هم دست از سرسختی برنمی‌داری؟ … ▫️پریدم توی حرفش … ❤️باشه … واقعا بهم علاقه داری؟ … با پدرم حرف بزن …این رسم ماست … رضایت پدرم رو بگیری قبولت می‌کنم … 💢چند لحظه ساکت شد … حسابی جا خورده بود … 🔻توی این شرایط هم باید از پدرت اجازه بگیرم؟ … ▫️آخرین ذره‌های انرژیم رو هم از دست داده بودم … دیگه توان حرف زدن نداشتم … 🔹باشه … شماره پدرت رو بده … پدرت می‌تونه انگلیسی صحبت کنه؟ … من فارسی بلد نیستم … 🌷پدرم شهید شده … تو هم که به خدا … و این چیزها اعتقاد نداری … به زحمت، دوباره تمام قدرتم رو جمع کردم… از اینجا برو … برو … 🔸و دیگه نفهمیدم چی شد … از حال رفتم … ✍ ادامه دارد ... @modafehh •┈┈•✾•🔸🔶🔸•✾•┈┈•
﷽ شهید سیدعلی حسینی •┈┈┈•✾•🔸🔶🔸•✾•┈┈┈• 🌸بِسمِ رَبِّ الشُهَدا و الصِدّیقین🌸 《 ۴۶ تماس بی‌پاسخ ‌》 🖇نزدیک نیمه شب بود که به حال اومدم … سرگیجه‌ام قطع شده بود … تبم هم خیلی پایین اومده بود … اما هنوز به شدت بی حس و بی جون بودم … 🔹از جا بلند شدم تا برم طبقه پایین و برای خودم یه سوپ ساده درست کنم … بلند که شدم … دیدم تلفنم روی زمین افتاده… باورم نمی‌شد … ۴۶ تماس بی‌پاسخ از دکتر دایسون …😳 🔸با همون بی حس و حالی … رفتم سمت پریز و چراغ رو روشن کردم … تا چراغ رو روشن کردم صدای زنگ در بلند شد… 🔻پتوی سبکی رو که روی شونه‌هام بود … مثل چادر کشیدم روی سرم و از پله‌ها رفتم پایین … از حال گذشتم و تا به در ورودی رسیدم … انگار نصف جونم پریده بود … ▫️در رو باز کردم … باورم نمی‌شد … یان دایسون پشت در بود… در حالی که ناراحتی توی صورتش موج می‌زد … با حالت خاصی بهم نگاه کرد … اومد جلو و یه پلاستیک بزرگ رو گذاشت جلوی پام … 🍀با پدرت حرف زدم … گفت از صبح چیزی نخوردی …مطمئن شو تا آخرش رو می‌خوری … ▫️این رو گفت و بی معطلی رفت … 🔻خم شدم از روی زمین برش داشتم و برگشتم داخل … توش رو که نگاه کردم … چند تا ظرف غذا بود … با یه کاغذ …روش نوشته بود … 🔸از یه رستوران اسلامی گرفتم … کلی گشتم تا پیداش کردم… دیگه هیچ بهانه‌ای برای نخوردنش نداری … 🔹نشستم روی مبل … ناخودآگاه خنده‌ام گرفت … ✍ ادامه دارد ... @modafehh •┈┈•✾•🔸🔶🔸•✾•┈┈•
حاج آقا پناهیان میگفت: ماه رمضون مال همه است ولے رجب مال سوگولیا! اونایے ڪه خوب ناز میڪنن و هم میخرتشون... و اے ڪاش ڪه مرا بخرے خداے بنده نواز من...♥️ @modafehh
حسین‌جان... آغازِ ما تویی و سرانجام ما تویی بی تو، مسیر عشق به آخر نمی‌رسد بر سردرِ سرای محبت نوشته اند: با سر، کسی به محضر دلبر نمی‌رسد... شبتون حسینی🥀 @modafehh
بسم الله الرحمن الرحیم ...🌺
⚘﷽⚘ ⚘اَلسَّـــــلامُ عَلَیْــکَ یــــا اَباعَبْدِاللهِ الْحُسَیـــْن(؏)⚘ مـن و شـش گوشـه تان صبـح قـرارے‌ داریم دلبـرے‌ کـردن از او، ناز کشیـدن با مـن نمکــ سفـره ے‌ قلبــ استــ سـلام سَـر صبـح السـلام اے‌ تـن صــد پاره ے‌ بے‌ غسـل و کفـن... ✋😔 گفتـم : تا کربـلا چقدر راه اسـت؟ گفتــ : چنـد لحظه ... هـر کجـا باشـی مهمـان او هستے‌ دستــ برسینـه رو به قبـله بایستــ و بـگو : ⚘اَلســَّلامُ عَلَے‌ الْحُسَیـْنِ ⚘و َعَلے‌ عَلِّےِ‌ بْنِ الْحُسَیـْنِ ⚘وَ عَلے‌ اَوْلادِ الْحُسَیْــنِ ⚘و َعَلے‌ اَصْحـابِ الْحُسَیـْنِ» @modafehh